بایگانی برچسب ها: رمان

بیوگرافی آتنه فقیه نصیری همسر و زوج سابق فریبرز عرب نیا

بیوگرافی آتنه فقیه نصیری همسر و زوج سابق فریبرز عرب نیا

دنيا هنر: بیوگرافی آتنه فقیه نصیری همسر و زوج سابق فریبرز عرب نیا آتنه فقیه نصیری متولد ۲۳ آبان ۱۳۴۷ در شهر تهران پايتخت هست. وی در رشته زبان اسپانیایی تحصیل کرده هست و همسر و زوج سابق او فریبرز عرب‌ نیا میباشد. بیوگرافی آتنه فقیه نصیری آتنه فقیه نصیری متولد ۲۳ آبان ۱۳۴۷ در شهر تهران پايتخت هست. در شناسنامه اش متولد تهران پايتخت نوشته شده منتها در حقیقیت در شهر آقاجاری استان خوزستان بدنیا آمده هست پدرش اصالتا اهل کلار...

ادامه مطلب

بیوگرافی فیودور داستایفسکی نویسنده ی مشهور اهل روسیه

بیوگرافی فیودور داستایفسکی نویسنده ی مشهور اهل روسیه

دنياي ما هنر: بیوگرافی فیودور داستایفسکی نویسنده ی مشهور اهل روسیه فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی متولد ۱۱ نوامبر ۱۸۲۱ میباشد. وی در تاریخ ۹ فوریه ۱۸۸۱ فوت. داستایفسکی نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه خواهد بود. مترجمان متفاوت نام این نویسنده را به اشکال متفاوتی در فارسی نوشته‌اند: «داستایوفسکی»، «داستایِفسکی» و «داستایِوسکی» که به نظر می‌رسد آخری نزدیک به تلفظ نام او در زبان انگلیسی اند و به همان شکل نیز در فارسی رواج پیدا کرده‌اند. خشایار...

ادامه مطلب

دلنوشته های زیبا در مورد مادر مهربان

دلنوشته های زیبا در مورد مادر مهربان

دنياي ما هنر: دلنوشته های زیبا در مورد مادر مهربان دلنوشته در مورد مادر مهربان کنار یادآوری عشقی بدون جایگزین همراه هست که یاد او به دل آرامش می‌بخشد. گلچین دلنوشته در خصوص مادر مهربان را در jahanehonar.ir بخوانید. دلنوشته در مورد مادر مهربان برای موجودی بی‌بدیل هست که هرکسی در زندگی فقط کنار یک نفر می‌تواند داشتنش را تجربه کرد. فرزند در این دلنوشته‌ها کنار استفاده از کلمات برآمده از قلب و جان از مادر مهربان سپاسگزاری می‌کرد ...

ادامه مطلب

انتشار دو رمان برای نوجوانان

انتشار دو رمان برای نوجوانان

دنيا هنر: انتشار دو رمان برای نوجوانان دو رمان ترجمه برای نوجوانان راهی بازار نمودند. به گزارش ایسنا، کتاب خواندني «باد، نه بادی» از کریستوفرپل کورتیس همراه ترجمه فرمهر منجزی در ۳۳۶ صفحه، همراه شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۵هزار تومان در نشر پیدایش منتشر شده هست. این کتاب خواندني برنده جایزه نیوبری و کورتا اسکات کینگ شده هست. در نوشته پشت جلد کتاب خواندني عنوان شده هست: سال ۱۹۳۶، در فیلینت میشیگان، اوضاع همه سخت هست. ولي برای باد پسر خوب ده‌سا...

ادامه مطلب

رمان منفی دوست داشتن-قسمت پایانی |

رمان منفی دوست داشتن-قسمت پایانی |

دنيا هنر: رمان منفی دوست داشتن-قسمت پایانی | ❤️ رمان منفی دوست داشتن آنچه گذشت: قسمت چهل و یکم …ازظهرم گذشته خواهد بود ولي بازم ازعلي خبري نبود ته دلم نااميدي نشست فهميدم بايد به خاطر هميشه اين دوست داشتن وابدي کنم وبزارم کنارفهميدم که ديگه مثله قديما مشتاق ديدن من نيست .کم کم تعداد مردها زياد شدوهمه به خاطر هم زدن غروب خودشونو رسوندن به جزکسي که تا صبح بدون وقفه پاي سمنو وايميستادوبا قدرت هم ميزد ..چه قدر جاش خالي بودوازنبودنش دلم ...

ادامه مطلب

رمان منفی دوست داشتن-قسمت چهل و یکم |

رمان منفی دوست داشتن-قسمت چهل و یکم |

دنياي ما هنر: رمان منفی دوست داشتن-قسمت چهل و یکم | ❤️ رمان منفی دوست داشتن آنچه گذشت: قسمت چهلم …کنجکاو شدمو کليد انداختم ودروباز کردم اروم وبا احتياط وارد خونه شدم ولي مثله اينکه حقيقتا کسي خونه نبود ولي ظاهر خونه به شدت شگفت انگيز وبهم ريخته خواهد بود انگاري کسي دعواش شده باشه تموم فرش ها چروک وجمع شده پرده ها کنده شده ودرکابينت ها همه بازبودن ازديدن اون صحنه وحشت کردمو به طرف اتاق رفتم اتاق هم دست کمي از پذيرايي نداشت انگار تواون خونه...

ادامه مطلب

رمان منفی محبت-قسمت چهلم |

رمان منفی محبت-قسمت چهلم |

دنياي ما هنر: رمان منفی محبت-قسمت چهلم | ❤️ رمان منفی محبت آنچه گذشت: قسمت سی و نهم …همه حال وروزشون بد خواهد بود انگاري هيچ کس نميفهميد دورش چي ميگذره بالاخره قداهاي دوروبرمون کم نمودند معلوم خواهد بود هرطور شده مصطفي رودور کردن.بعد ازتموم شدن صدا ها علي ازجابلند شدوبدون اينکه نگاهي به بقيه بکنه زيرلب خداحافظي کردورفت ميدونستم خيلي ناراحته حسابي نگرانش شدم اگر سکته ميکرد چي…؟ امير مهدي بعد ازرفتن علي سري ازتاسف تکون دادودرحالي که خ...

ادامه مطلب

رمان منفی دوست داشتن-قسمت سی و نهم |

رمان منفی دوست داشتن-قسمت سی و نهم |

دنياي ما هنر: رمان منفی دوست داشتن-قسمت سی و نهم | ❤️ رمان منفی دوست داشتن آنچه گذشت: قسمت سی و هشتم …چشماشو ازفرط خشم درشتر کردوبايه حرکت منو پرت کرداونطرف تروگفت_وقتي ابروي تو و اون پسره ي جانمازاب کشيده روبردم ميفهمي که ازين غلطا نکني فکرم نکن طلاقت ميدم انقدر معطلت ميکنم تا موهاتم رنگ دندونات بشهرفت به سمت کمدوچادرمو به سمتم پرت کردوگفت_بپوش دنبال من راه بيفت_کجا بيام؟_کلانتري_کلانتري واسه چي_واسه شکايت ازکسي که چشم ناپاک به ناموس...

ادامه مطلب

رمان منفی محبت-قسمت سی و ششم

رمان منفی محبت-قسمت سی و ششم

جهان بزرگ و دنياي ما هنر: رمان منفی محبت-قسمت سی و ششم ❤️ رمان منفی محبت آنچه گذشت: قسمت سی و چهارم …منيژه همسر و زن زيبا که از داخل داشت منفجر می گرديد نگاه پرازنفرتشو اول به من دوخت وبعدروبه مصطفي گفته است_بيا هزارباربهت گفتم.زياده روي نکن خب حاج اقا حق داره درشت بارمون کنه ديگه خودت پاشو جلو همه از زنت معذرت بخواه بزار حاج اقا بفهمه که عوض شدي (دوباره روبه بابا کردوگفت) تازه.حاج اقا ما به خاطر ليلي جون اومديم مشهد خونه گرفتبم همي...

ادامه مطلب

رمان منفی محبت-قسمت سی و پنجم

رمان منفی محبت-قسمت سی و پنجم

جهان بزرگ و دنياي ما هنر: رمان منفی محبت-قسمت سی و پنجم ❤️ رمان منفی محبت آنچه گذشت: قسمت سی و چهارم …بدون اينکه چادروکفشمو درارم روي زمين نشستم وسرموبين دستام گرفتماميرمهدي_نگرا نباش من سربسته قضيه روگفتم البته بابا همينطوريشم خون خونشو ميخورد ولي حالا قرارشده شاموزود بخوريم وبريم اونجا_نميخواستم بفهمن امير.حالا چيکارکنم_ليلي شتر سواري که دولا دولا نميشه پسره راهت نداده.غلط کرده وقتي طلاق ومهريتوگرفتيم.حاليش ميشه کجاي کاره_چي ميگ...

ادامه مطلب