یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » گلچین سروده در مورد وطن | jahanehonar.ir
گلچین سروده در مورد وطن | jahanehonar.ir

گلچین سروده در مورد وطن | jahanehonar.ir

دنياي ما هنر:

گلچین سروده در مورد وطن | jahanehonar.ir

سروده وطن سروده ای احساسی هست و تعلق خاطر به کشوری که شاعر در آن زاده شده را به بهترین شکل بیان می گرداند. اشعاری در مورد وطن را در jahanehonar.ir بخوانید.

سروده وطن در ادبیات فارسی،
بیشتر در دو معنی عمده به کار رفته هست. در حقیقت برای واژه وطن دو تعریف وجود داشته. یکی به معنای سرزمینی که شاعر در آن متولد
شده
و دیگری به
معنای خاک در ميان مرزهای سیاسی یک کشور هست. در هر دو حالت جنبه احساس تعلق و حفظ این
سرزمین در سروده منعکس می‌شود. تعدادی از اشعاری را که برای وطن ایران سروده شده، در
این مطلب بخوانید.


عکس ایران و اتحاد ایرانیان

سروده وطن نامه

وطن! وطن!

نظر فکن به‌من که من

به هر کجا غریب‌وار

که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام

همیشه کنار تو بوده‌ام،
همیشه کنار تو بوده‌ام

اگر که حال پرسی‌ام

تو نیک می شناسی‌ام

من از در ميان قصّه‌ها و
غصّه‌ها برآمدم
:

حکایت هزار شاه کنار گدا

حدیث دوست داشتن ناتمام آن شبان

به دختر بچه سیاه‌چشم کدخدا

ز پشت دود کشت‌های سوخته

در ميان کومه سیاه

ز پیش شعله‌های کور‌ه‌ها
وکارگاه

تنم ز رنج عطر و بو گرفته
هست

رخم به سیلی زمانه خو
گرفته هست

اگر چه در نگاه اعتنای
کس نبوده‌ام

یکی ز شخصيت‌های بی‌شمار
توده‌ام

چه غمگنانه سال‌هاکه بال‌ها

زدم به روی بحر بی‌کناره‌ات

که در خروش آمدی

به جنب و جوش آمدی

به اوج رفت موج‌های تو

که یاد باد اوج‌های تو!

در آن میان که جز خطر
نبود

مرا به تخته پاره‌ها نظر
نبود

نبودم از کسان که رنگ
و آب دل ربودشان

به گودهای هول

بسی صدف گشوده‌ام

گهر ز کام مرگ در ربوده‌ام

بدان امید تا که تو

دهان و دست را رها کنی

دری ز دوست داشتن بر بهشت این
زمین دل فسرده وا کنی

به بند مانده‌ام

شکنجه دیده‌ام

سپید هر سپیده، جان سپرده‌ام

هزار تهمت و دروغ وناروا
شنوده‌ام

اگر تو پوششی پلید یافتی

ستایش من از پلید پیرهن
نبود

نه جامه، جان پاک انقلاب
را ستوده‌ام

کنون اگر که خنجری میان
کتف خسته‌ام

اگر که ایستاده‌ام

و یا ز پا فتاده‌ام

برای تو، به راه تو شکسته‌ام

اگر میان سنگ‌های آسیا

چو دانه های سوده‌ام

ولی هنوز گندمم

غذا و قوت مردمم

همانم آن یگانه‌ای که
بوده‌ام

سپاه دوست داشتن در پی هست

شرار و شور کارساز کنار
وی هست

دریچه‌های قلب باز کن

سرود شب شکاف آن، ز چار
سوی این دنياي ما

کنون به گوش می رسد

من این سرود ناشنیده را

به خون خود سروده‌ام

نبود و خواهد بود برزگر را چه
باک

اگر بر آید از زمین

هر آنچ او به سالیان

فشانده یا نشانده هست

وطن! وطن!

تو سبز جاودان بمان که
من

پرنده‌ای مهاجرم که از
فراز باغ کنار صفای تو

به دور دست مه گرفته پر
گشوده‌ام

سیاوش کسرایی

پرچم ایران

سروده معاصر در مورد وطن

همیشه در دلم، حماسه وطن

شراره می‌زند، به جان
اهرمن

تو را به لوح دوست داشتن، به
دل نوشته‌ام

تو را به خون خویش، به
جان سرشته‌ام

وطن! به راه تو گذشته‌ام
ز جان

به جان عاشقان، برای من
بمان

تو صبح صادقی، تویی پگاه
من

به هر کران تویی، چراغ
راه من

به هر بهانه‌ای، قرار
من تویی

به هر کرانه‌ای، کنار
من تویی

شکوه مهر تو نشسته در
دلم

به هر کجا روم، تویی مقابلم

به هر کجا روم، سرود من
تویی

سلام عاشقی، درود من تویی

پرویز بیگی حبیب‌آبادی

~~~~~✦✦✦~~~~~


جان و تن من باد فدای
وطن من

آری به فدای وطنم جان
و تن من

جان چیست؟ ز جان بهتر
و شیرین‌تر و خوشتر

گر زانکه مرا هست، فدای
وطن من

امّید که هر روز مهم جوان‌تر
شود از پیش

این کشور دیرینه و ملک
کهن من

ای مام وطن، تا به ابد
هیچ نباشد

جز زمزمه دوست داشتن تو زین پس
سخن من

پروانه‌صفت مهر تو سوزد
پر و بالم

ای شمع رخت، روشنی انجمن
من

کنار واژه پاینده وطن در
جریان هست

گر قطره خونی‌ست روان
در بدن من

خواهم که پس از مرگ من
احباب بسازند

از پرچم ایران عزیزم کفن
من

خواهم ز خدا «فخری» دلداده
شیدا

پاینده و جاوید بماند
وطن من

فخر عظمی ارغون

~~~~~✦✦✦~~~~~


وطن تو جان منی، جان من
مرو از دست

اگر که جان برود، گو برو
که جانان هست

فنا شوند بانو و آقا ملتی
اولی هست

از آنکه نزد ملل سرشکسته
گردد و پست

گهی مسیر تو بوده‌ست روم
و گه یونان

گهی به قله اهرام مصر
جای نشست

وطن نباشد اگر، دین و
زندگانی نیست

که زندگانی و دین کنار وطن
خواهد بود پیوست

شمرده مهر تو از دین پیمبر
اسلام

یقین بری هست ز دین، هر
که این علاقه گسست

هنوز کوچک‌خان‌ها، هنوز
کلنل‌هاست

در این زوایا از ساغر
وطن سرمست

غمین مباش تو «دهقان»،
هنوز ایرانی

در ميان رگشان خون وطن‌پرستی
هست

اسماعیل دهقان

تصویر وطن یعنی ایران

سروده وطن یعنی…

وطن یعنی همه آب و همه
خاک

وطن یعنی همه دوست داشتن و همه
پاک

به گاه شیرخواری گاهواره

به روز مهم و درد پیری، عین
چاره

وطن یعنی پدر خوب، مادر مهربان، نیاکان

به خون و خاک بستن عهد
و پیمان

وطن یعنی هویت، اصل، ریشه

سرآغاز و سرانجام همیشه

وطن یعنی محبت، مهربانی

نثار هر که دانی و ندانی

وطن یعنی نگاه هموطن دوست

هر آنجایی که دانی هموطن
اوست

وطن یعنی قرار بیقراری

پرستاری، کمک، بیمارداری

وطن یعنی هوای کوچه یار

در آن کو دل شکستن های
بسیار

نگاهی زیرچشمی، عاشقانه

به کوچه آمدن کنار هر بهانه

وطن یعنی غم همسایه خوردن

وطن یعنی دل همسایه بردن

وطن یعنی زلال چشمه پاک

وطن یعنی درخت ریشه در
خاک

ستیغ و صخره و دریا و
هامون

ارس، زاینده رود، اروند،
کارون

دنا، الوند، کرکس، تاق
بستان

هزار و قافلانکوه و پلنگان

وطن یعنی بلندای دماوند

شکیبا، دل در آتش، پای
در بند

وطن یعنی شکوه اشترانکوه

به دریای گهر استاده نستوه

وطن یعنی سهند صخره پیکر

ستیغ سینه در سنگ تمندر

وطن یعنی وطن استان به
استان

خراسان، سیستان، سمنان،
لرستان

کویر لوت، کرمان، یزد،
ساری

سپاهان، هگمتانه، بختیاری

طبس، بوشهر، کردستان،
گلستان

دو آذربایجان، ایلام،
گیلان

اراک و فارس، خوزستان
و طهران

بلوچستان و هرمزگان و
زنجان

وطن یعنی سرای ترک کنار
پارس

وطن یعنی خلیج تا ابد
فارس

بهشتی چشم را گسترده در
پیش

ابوموسی و مینو، هرمز
و کیش

وطن یعنی همه سازندگی
ها

رهایی از تمام بندگی ها

بریدن دست غیر از گردن
نفت

صلای صبح ملی کردن نفت

وطن یعنی ز هر ایل و تباری

وطن را پاسبانی، پاسداری

وطن یعنی دلیر و گرد کنار
هم

وطن یعنی بلوچ و نمود کنار
هم

وطن یعنی سواران و سواری

لر و نمود و یموت و بختیاری

همه یک جان و یک دل بودن
ما

به دامان وطن آسودن ما

وطن یعنی دلی از دوست داشتن لبریز

گره باف ظریف فرش تبریز

وطن یعنی هنر یعنی سپاهان

حریر دستباف فرش کاشان

وطن یعنی کتیبه در دل
سنگ

تمدن، دین، هنر، تاریخ،
فرهنگ

وطن یعنی همه نیک و بهنجار

چه پندار و چه گفتار و
چه کردار

وطن یعنی شب رحمت، شب
قدر

شب جوشن، شب روشن، شب
بدر

وطن یعنی هم از دور و
هم از دیر

سده، نوروز، یلدا، مهرگان،
تیر

وطن یعنی جلال مانده جاوید

ستون و سر ستون تخت جمشید

هزاران نقش و خط مانده
در یاد

صبا، کلهر، کمال الملک،
بهزاد

نکیسا، باربد، افسانه
و چنگ

سرود تیشه فرهاد در سنگ

سر و سرمایه های سرفرازی

ابوریحان و خوارزمی و
رازی

به اوج علم و دانش رهنوردی

ابونصر، ابن سینا، سهروردی

به بحر دوست داشتن و عرفان ناخدایی

عراقی، رودکی، جامی، سنایی

وطن یعنی به فرهنگ آشنایی

در لفظ دری را دهخدایی

وطن یعنی جهانی در دل
جام

وطن یعنی رباعیات خیام

وطن یعنی همه شیرین کلامی

عفاف دوست داشتن در سروده نظامی

وطن یعنی نگاه مولوی سوز

حضور نور در شمس شب و
روز مهم

وطن یعنی پیام پند سعدی

زبان پیوسته در پیوند
سعدی

وطن یعنی هوا و حال حافظ

شکوه باور اندر فال حافظ

وطن یعنی تبیره، دمدمه،
کوس

طلوع آفتاب سروده از طوس

وطن یعنی شب شهنامه خواندن

سخن چون رستم از سهراب
راندن

وطن یعنی رهایی زآتش و
خون

خروش کاوه و خشم فریدون

وطن یعنی زبان حال سیمرغ

حدیث یال زال و بال سیمرغ

وطن یعنی امید نا امیدان

خروش و ویله گرد آفرینان

وطن یعنی لگام و زین و
مهمیز

سواران قران و رخش و شبدیز

وطن یعنی گرامی مرز تا
مرز

وطن یعنی حریم گیو و گودرز

وطن یعنی دل و دستی در
آتش

روان و تن، کمان و تیر
آرش

وطن یعنی شبح یعنی شبیخون

وطن یعنی جلال الدین و
جیحون

وطن یعنی به دشمن راه
بستن

به اوج آریو برزن نشستن

وطن یعنی دو دست از جان
کشیدن

به تنگستان و دشتستان
رسیدن

زمین شستن ز استبداد و
از کین

به خون گرم در گرمابه فین

وطن یعنی اذان دوست داشتن گفتن

وطن یعنی غبار از دوست داشتن
رفتن

نماز خون به خونین شهر
خواندن

مهاجم را ز خرمشهر راندن

سپاه جان به خوزستان کشیدن

شهادت را به جان ارزان
خریدن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت

وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی شهید، آزاده،
جانباز

شلمچه، پاوه، سوسنگرد،
اهواز

وطن یعنی شکوه سرفرازی

وطن یعنی ز عالم بی نیازی

وطن یعنی گذشته، حال،
فردا

تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه
ویران

وطن یعنی همین جا، یعنی
ایران


علیرضا شجاع پور

پوستر ترانه مام وطن چاوشی

نوشته زيبا ترانه مام وطن
محسن چاوشی

راز خوشبختی من خفته در
قلب من هست

تو کجا می گردی قلب من
این وطن هست

خاک مادرزادی، خانه اجدادی

این وطن ارثیه پشت در
پشت من هست

هیچ ابرقدرتکی آقا تسخیرش
نیست

بانو اگر تهمینه، آقا اگر
تهمتن هست

گریه ها کرده وطن، تاب
آورده وطن

مام پر درد وطن مادری
شیرزن هست

قلب من خانه من، خانه
زخم به تن

خسته ام از جانی که گرفتار
تن هست

من به مرگ آگاهم، مرگ
را می خواهم

هم وطن ها راهم، دشمن
آتش زدن هست

ترانه‌سرا: امیر ارجینی

گروه فرهنگ و هنر
jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

گلچین سروده در مورد وطن | jahanehonar.ir

منبع :setare.com
دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز