باورها و ارزش‌ها، بهترين راهنما و مشاور زندگي شما هستند.(آنتوني رابينز)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » گلچین اشعار حزن انگیز اربعین
گلچین اشعار حزن انگیز اربعین

گلچین اشعار حزن انگیز اربعین

دنيا هنر:

گلچین اشعار حزن انگیز اربعین

اشعار اربعین مرثیه‌سرایی شاعران شیعه داغدار اند که به مصائب وارده بر اهل بیت (ع) و ورود نخستین زائران مزار شهیدان به کربلا اشاره می کنند.

اشعار در مورد
اربعین تازه شدن داغ دل شیعیان از شهادت مظلومانه امام حسین اند. بنا به برخی نقل‌های
تاریخی در این روز مهم کاروان اهل بیت پس از کشیدن سختی به کربلا بازگشته و شاعران در
اندوه این زیارت و بیان این فقدان به سرودن اشعار و مرثیه‌سرایی می‌پردازند. بسیاری
از این اشعار علاوه بر بیان عزای کاروانی که از شام برگشته، به واقعه عاشورا گریز
می‌زنند. گلچین اشعار در مورد اربعین را در jahanehonar.ir بخوانید.

عکس نوشته اربعین آمد

گلچین اشعار به مناسبت اربعین حسینی

ساربانا ز اشتران
بگشای بار

لحظه‌ای ما را
به حال خود گذار

اینکه بینی سرزمین
کربلاست

خاک او آغشته همراه
خون خداست

در حریم قدسی صحرای
دوست

بشنو این گلبانگ،
این آوای اوست

نی نوا، در نینوای
راستین

مویه‌ها داشته ز
نای اربعین

ناله آتش بال در
پرواز بین

همطراز آه گردون
تا زمین

اشک می‌ریزد ز
چشم کائنات

در عزای تشنه کامان
فرات

آن بلا جویان که
تا بزم حضور

راه پیمودند همراه
سامان نور

رایت توحید از
اینان پایدار

ماند و می‌ماند
به دور روزگار

گر فرات اینجا
چو دریا خون گریست

نی عجب، خورشید
بر هامون گریست

شفق کاشانی

❆❆❆❆❆❆❆

دردها می‌چکد
از حال و هوای سفرش

گرد غم ریخته
بر چادر مشکی سرش

تک و تنها و
دو تا چشم کبود و چند تا

بچه بی پدر خوب
افتاده فقط دور و برش

ظاهراً خم شده
از شدت ماتم ولي

هیچ کس باز
نفهمیده چه آمد به سرش

روزها از گذر کوچه
آتش رفته

اثر سوختگی
مانده سر بال و پرش

همه بغض چهل
روزه او خالی گرديد

همه کرب و بلا
گریه گرديد از چشم ترش

علیرضا لک

❆❆❆❆❆❆❆

… گرديد ز
عاشورای او یک اربعین

قتلگاهش را به
چشم دل ببین…

اربعین اند،
اربعین کربلاست

هر طرف غوغایی
از غم‌ها بپاست

گویی از آن خیمه‌های
نیمسوز

خود صدای
العطش آید هنوز

هر کجا نقشی،
ز داغ ماتم اند

هرچه ریزد
اشک، در اینجا، کم اند

خواهد مي باشد از حسرت
در اینجا یادها

هان به گوش دل
شنو، فریادها

در دل هر ذره،
صدها مطلب اند

ناله سجاد و
اشک زینب اند

باید اینجا
داشت گوش معنوی

تا مگر این
گفتگوها بشنوی
:

عمه جان، اینجا
حسین از پا فتاد

هنرمند بر این
تربت خونین نهاد

عمه جان، این
قتلگاه اکبر اند

جای پای حیدر
و پیغمبر اند

عمه جان،
قاسم، در اینجا گرديد شهید

تیر بر قلب حسین
اینجا رسید

عمه جان، عباس
اینجا داد دست

وز غمش پشت حسین
اینجا شکست

اصغر لب تشنه،
اینجا، عمه جان

گرديد ز تیر
حرمله خونین دهان

از برای غارت یک
گوشوار

گرديد در اینجا،
کودکی نیلی عذار

تا قیامت،
کربلا ماتمسراست

حضرت مهدی، «حسان» صاحب عزاست

حبیب چایچیان

عکس نوشته اربعین


یک اربعین
برای غمت گریه کرده‌ام

بی وقفه پای
هر علمت گریه کرده‌ام

در آرزوی آن
حرمت گریه کرده‌ام

همراه اشعار‌های
محتشمت گریه کرده‌ام

من گریه کرده‌ام
که تو را سر بریده‌اند

ققنوس شهر دوست داشتن
مرا پر بریده‌اند

مقتل گرفته‌ام
که بخوانم امان بده

آتش شد دست
و زبانم، امان بده

خون می‌چکد ز
دیده جانم، امان بده

تا کی درین
خطوط بمانم، امان بده

وقتی لهوف پیش
رخم مات می‌شود

این بندها
مقطع الابیات می‌شود

این بیت‌های
خسته افتاده از فرس

این ناله‌های
ساکت محبوس در نفس

بر نیزه رفته‌اند در این قوم بوالهوس

در کاروان بی
کس افتاده در قفس

در کاروان درد
که سالار زینب اند

آری از این به
بعد علمدار زینب اند

یک اربعین
حدیث تو را گفته شد خواهرت

در زیر سایبان
سرت خفت خواهرت

در باغ‌های یخ
زده نشکفت خواهرت

تا خیزران
رسید برآشفت خواهرت

من گریه می‌کنم
که غمت را کرانه نیست

این واژه‌های
غرق به خون شاعرانه نیست

این شاعرانگی‌ست؟
که سر روی نی نشست

این شاعرانگی‌ست؟
سری پای نی شکست

این شاعرانگی‌ست؟
که بند دلی گسست

این شاعرانگی‌ست؟
که گهواره خالی اند

این شاعرانه
نیست که در شهر کافران

زینب رسیده
خسته نفس بی برادران

حالا خرابه
منزل و ماوای دوست داشتن گرديد

زنجیر غم به
گردن و در پای دوست داشتن گرديد

هر چند خشت
کهنه متکای دوست داشتن گرديد

دنیای جهل محو
رجزهای دوست داشتن گرديد

نقاش کربلا
قلم داغ می‌زند

نقش بهار بر
ورق باغ می‌زند

سیدحسن
رستگار

❆❆❆❆❆❆❆

ای کربلا! ای
کعبه دوست داشتن و امیدم

بعد از جدایی‌ها
به دیدارت رسیدم

ای کربلا آغوش
بگشا، زینب آمد

من زینبم کز
رنج دوری‌ها خمیدم

هر روز مهم دیدم
کربلای تازه‌ای را

ای کربلا! تا
بر سر کویت رسیدم

منزل به منزل،
داغ بر داغم فزون گرديد

جان کَنده‌ام تا رَخت در
این جا کشیدم

از بهر انجام
رسالت، زنده ماندم

گر زنده‌ام من، زنده هر دم
شهیدم

ای کاروان
سالار زینب! دیده بگشا

تا گویمت همراه دیده گریان، چه
دیدم

همراه آن که همراه
دستت، به قلبم صبر دادی

چندان که در
هر جا شهامت آفریدم

ولي دو جا دست
غمم از پا در آورد

بی‌خود ز خود
گشتم، گریبان بر دریدم

یک جا که دشمن
بر لبانت چوب می‌زد

یک جا سرت چون
بر فراز نیزه دیدم

بشنیده بودم
صوت قرآنت بسی لیک

نشنیده بودم
من زِ نی، کآن هم شنیدم

داغ دل من،
کمتر از زخم تنت نیست

این را گواهی
می‌دهد موی سپیدم

سید رضا مؤید

❆❆❆❆❆❆❆

ای همسفر قرار
تو باور نکردنی اند

من، اربعین،
کنار تو، باور نکردنی اند

همراه نیمه جان
مانده خودم را رسانده‌ام

اینجا، سر
مزار تو، باور نکردنی اند

بر روی سرخ هم
سفرانت نگاه کن

این باغ لاله
دار تو باور نکردنی اند

در زیر
تازیانه به سر گرديد اسارتم

تا آمدم دیار
تو باور نکردنی اند

من را ببین و
مادر مهربان خود را نظاره کن

قدِّ کمان یار
تو باور نکردنی اند

همراه آنکه دشمنت
همه جا نمود غارتم

من قهرمان
عرصه رزم اسارتم

آنان به قلب
خون شده جز غم نذاشتند

چیزی برای
خواهر تو کم نذاشتند

مهمان شام
بودم و بر میزبانیم

یک لحظه چشم
خویش روی هم نذاشتند

جز سنگ و
تازیانه و سیلی و کعب نی

بر زخم‌های وا
شده مرهم نذاشتند

وقتی که آستین
شده معجر برای من

یعنی که هیچ
چیز برایم نذاشتند

دیگر چه وقت
حرف عبا و عمامه اند

وقتی به دست‌های
تو خاتم نذاشتند

دیدی چطور که
آل پیمبر عزیز گرديد

در مجلسی که
دخترک تو کنیز گرديد

محمد بیابانی

تایپوگرافی اربعین


باز عاشوراییان
پیدا شدند

باز هم سوداییان
شیدا شدند

وقت آن گرديد دوست داشتن
خونین‌تر شود

لاله‌های غصه رنگین‌تر
شود

بلبل اینجا ناله‌ها
سر می‌کرد

لاله اینجا چشم‌هاتر
می‌کرد

اربعین غصه‌های
گل کجاست

اربعین ناله بلبل
کجاست

اربعین دوست داشتن، عباست
چه گرديد

اربعین، فریاد
احساست چه گرديد

اربعین از نینوای
خون بگو

اربعین از اعتلای
خون بگو

هان بگو از دوست داشتن،
از معنای دین

وصف عباس آن مراد
مومنین

ما فدای دوست داشتن بی‌آلایش‌ات

ما به قربان تمام
خواهشت

تو مراد دوست داشتن بی
پایان شدی

قبله‌گاه و معبد
پاکان شدی

ساهره غلامی

❆❆❆❆❆❆❆

شمیم جانفزای
کوی بابم

مرا اندر مشام
جان برآید

گمانم کربلا
گرديد عمه نزدیک

که بوی مشک و
ناب و عنبر آید

به گوشم عمه
از گهواره گور

در این صحرا
صدای اصغر آید

حسین را ای
صبا برگو که از شام

به کویت زینب
غم‌پرور آید

ولی ای عمه
دارم التماسی

قبول خاطر
زارت گر آید

که چون اندر
سر قبر شهیدان

تو را از گریه
کام دل برآید

در این صحرا
مکن منزل که ترسم

دوباره شمر
دون همراه خنجر آید

مهار ناقه را یک‌دم
نگهدار

که استقبال لیلا،
اکبر آید

مران ای
ساربان یکدم که داماد

سر راه عروس
مضطر آید

کرد جودی به
محشر، محشر از نو

اگر در حشر ما
این دفتر آید

جودی خراسانی

❆❆❆❆❆❆❆

پریده‌ام به
هوایت پریدنی که مپرس

رسیده‌ام سر
خاکت، رسیدنی که مپرس

اگرچه خم شدم
ولي کشید شانه من

به دوش بار
غمت را کشیدنی که مپرس

نفس بریده بریدم
امان دشمن را

به ذوالفقار
حجابم، بریدنی که مپرس

به طعم کعب نی
و سنگ و تازیانه شان

چشیده‌ام غم
غربت چشیدنی که مپرس

غروب مي باشد و رمیدند
بچه آهوها

ز چنگ گله
گرگان، رمیدنی که مپرس

مپرس از چه
نماز نشسته می‌خوانم

شکسته خسته دویدم
دویدنی که مپرس

نه اینکه دیده
فقط دید، آنچه کس نشنید

شنیدم آنچه
نباید، شنیدنی که مپرس

محسن عرب خالقی

تایپوگرافی اربعین


بر غم زینب
کبری همگی گریه کنید

اربعین گشته و
حالا همگی گریه کنید

ناله زد حضرت
زهرا همگی گریه کنید

بهر این روضه
عظمی همگی گریه کنید

کاروان باز سوی
کرببلا آمده اند

همه دلخوشی
خون خدا آمده اند

زینب از این
سفر پر ز بلا آمده اند

بعد چل روز مهم
کنار شهدا آمده اند

نوحه خوان زینب
و طفلان همگی گریانند

روضه باز برای
شهدا می‌خوانند

یک نفر بر سر
قبر علی اکبر می‌رفت

مادری نیز به
قبر علی اصغر می‌رفت

دختری هم به
سوی ساقی لشکر می‌رفت

خواهری ناله‌کنان نزد برادر می‌رفت

دختری بر
سر قبر عمویش جان داده

خواهری یاد غم
روز مهم دهم افتاده

یاد آن روز مهم که
سرها ز بدن گشت جدا

رفت انگشت و
انگشتری خون خدا

یاد آن روز مهم که
غارت گرديد همه معجرها

و به چشمان
خودش دید در آنجا زهرا

حبیب باقرزاده

❆❆❆❆❆❆❆

عزیز فاطمه
برخیز بهر استقبال

که زینب آمده
همراه یک دنيا شکوه و جلال

اگر چه سرو
قدش را شکسته کوه غمت

به بام چرخ
نهاده لوای استقلال

به سربلندی
خورشید آمده ز سفر

اگر چه خود
الف قامتش خمیده چو دال

پیام خون گلوی
تو را رسانده به عرش

اگر چه گشته
در این راه حرمتش پامال

کنار ماه رخت
سوخت سوخت چون خورشید

هلال روی تو دید
و خمید همچو هلال

هلال من سر نی
مي باشد و مردم کوفه

نگاه دوخته
بودند بهر استهلال

به تازیانه و
دشنام و سنگ و زخم زبان

به شهر شام گرديد
از عترت تو استقبال

دو چشم باز تو
می‌گفته شد شامیان نزنید

کنار نیزه من
تازیانه بر اطفال

رقیه تو کتک
خورد و التماس نکرد

به استقامت
طفل یتیم خویش ببال

در این فراق
چهل روزه در چهل منزل

نگاه من به
جمال تو مي باشد در همه حال

ز دوری تن و
نزدیک همراه سرت بودن

گهی فراق تو‌ام
کشته اند و گاه وصال

دو چشم زینبت
از خون دل شده دریا

لب سکینه‌ات
از تشنگی زده تبخال

یزید چوب به
لب‌هات می‌زد و می‌زد

به سوی طشت
طلا روح دخترت پر و بال

سفیر کوچک تو
ماند در خرابه شام

رساند مکتب ایثار
را به اوج کمال

رواست اشک شود
خون به دیده «میثم»

که کشتن تو به
ماه حرام گشت حلال

غلامرضا
سازگار

❆❆❆❆❆❆❆

… این
عزاداران که ناکام آمدند

مستقیم از
کوفه و شام آمدند

گریه بر غم‌هات
ای سالار دین

در گلوشان حبس
گرديد یک اربعین

خیز از جا اشک‌ها
را پاک کن

در کنار خویش
ما را خاک کن

بعد تو ای
شاهراه زندگی

ای امید و تکیه
گاه زندگی

روز مهم و ماه و سال
ما را می‌کشد

روضه گودال ما
را می‌کشد…

امیر عظیمی

تایپوگرافی اربعین حسینی


کاروان آمده و
برگ خزان می‌ریزد

باز از چشم
حرم دُرِّ گران می‌ریزد

هرکه دنبال گل
گمشده‌ای می‌گردد

درد از عاطفه‌های
نگران می‌ریزد

راه بگشای که
بانوی حرم می‌آید

سوز هجر اند
که از قد کمان می‌ریزد

دست‌ها باز شده
تا که به سرها بزنند

خاک غم روی سر
سینه‌زنان می‌ریزد

صاحب پیرهن
کهنه کجا افتاده

بوسه‌هایی اند
که بر جای سنان می‌ریزد

هر یتیمی به
شهیدی گله‌ای می‌گوید

خون دل‌هاست که
از داغ جوان می‌ریزد

مادری در پی
گهواره شش ماهه خود

تَه گودال به
سر خاک، نهان می‌ریزد

مَشکی از آب
به دستان سکینه اند چو طفل

به روی قبر
عمو آب روان می‌ریزد

گوئیا وقت
نماز اند که همراه یاد علی

از لب سید
سجاد اذان می‌ریزد

همه هستند ولی
دختر بچه دردانه کجاست

گوئیا گوشه ویرانه
زبان می‌ریزد

نه بجا مانده
خیامی، نه امامی، نه دلی

خواهری مانده
که هر زمزمه، جان می‌ریزد

آری یک قافله فاتح و پیروز رسید

اشک شوق اند
که همراه آه و فغان می‌ریزد

محمود ژولیده

❆❆❆❆❆❆❆

چشم گریان
سویت از شام خراب آورده‌ام

خیز، ای لب
تشنه از بهر تو آب آورده‌ام

گر بپرسی داغ
تو همراه سینه خواهر چه نمود

قامت خم گشته‌ای بهر جواب آورده‌ام

اشک سرخ و هنرمند زرد و تن سیاه و مو سفید

این‌همه سوغات
از شام خراب آورده‌ام

اشک می‌بارم ز
داغ چارساله دخترت

گر چه پرپر گرديد
گلت همراه خود گلاب آورده‌ام

همرهم زین
العباد این حجت دادار را

جان و تن
مجروح از بزم شراب آورده‌ام

مهدی نعمت‌نژاد

❆❆❆❆❆❆❆

عشقت مرا دوباره
از این جاده می‌برد

سخت اند راه
دوست داشتن ولی ساده می‌برد

پای پیاده
آمدم و شوق وصال تو

من را اگر چه
از نفس افتاده، می‌برد

دل‌های عاشقان
دنيا کربلای توست

نام تو را هر
عاشق آزاده می‌برد

فریاد غربتت
دل ما را تمام عمر

همراه کاروان
نیزه از این جاده می‌برد

این جاده دیده
قافله اشک و آه را

بر روی نیزه‌ها
سر خورشید و ماه را

دیده‌ست در
تلاطم طوفان بی‌کسی

یک کاروان
بنفشه بی‌سرپناه را

آن شب که ماند
یاس سه‌ساله میان راه

یک لحظه
برنداشته از او نگاه را

در آخرین وداع
غریبانه حرم

دیده عبور
خواهری از قتلگاه را

آن‌جا که داغ
از جگرش بوسه‌ها ‌شد

گل‌زخم از
نگاه ترش بوسه‌ها ‌شد

وقتی رسید او
که سر از دست رفته مي باشد

از زخم‌های
شعله‌ورش بوسه‌ها ‌شد

ولي گذاشت بر
دل او حسرتی، نسیم

از گیسوان
همسفرش بوسه‌ها ‌شد

از راه دور
دختر بچه هجران کشیده‌ای

هر بار از لب
پدرش بوسه‌ها ‌شد

در باغ نیست
غیر گل اشک و ارغوان

داغی نشانده
بر دل آلاله‌ها، خزان

ولي گذشت هر
چه که مي باشد آن چهل غروب

برگشته سوی
کرب و بلا باز کاروان

همراه کاروان
غربت از این جاده آمدیم

ما را رسانده
قافله تو به آسمان

حالا رسیده‌ایم
و سحرگاه جمعه اند

عجل علی ظهورک
یا صاحب الزمان

یوسف رحیمی

گروه فرهنگ
و هنر jahanehonar.ir

لینک مطلب

گلچین اشعار حزن انگیز اربعین

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز