پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم (خداوند)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
خانه » موسیقی » همگرایی مبارک سینما، موسیقی و اشعار
همگرایی مبارک سینما، موسیقی و اشعار

همگرایی مبارک سینما، موسیقی و اشعار

دنياي ما هنر:

همگرایی مبارک سینما، موسیقی و اشعار

سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین:  در این نشست علیرضا بهرامی (شاعر)، مهرداد اسکویی (فیلمساز و گوینده اثر) و مسعود شهریاری (مدیر تولید کتاب خواندني صوتی) حضور داشتند.

در ابتدای این نشست، علیرضا بهرامی در مورد چرایی تبدیل شدن شعرهایش به آلبوم صوتی، گفته شد: یکی از مهم‌ترین نکته‌هایی که بویژه در سال‌های اخیر در مورد شعرهای من گفته‌اند و نوشته‌اند، این اند که رفته رفته تاثیرپذیری زیاد از تجربیات سفرهایی که به نقاط مختلف رفته‌ام و همین‌طور فعالیت‌های رسانه‌ای‌ام، در شعرهایم پررنگ شده و به یک دنياي ما‌وطنی نزدیک شده اند؛ یعنی جغرافیای شعرها، دیگر  محدود به محل ولادت و محیط زیستی اسکان اصلی شاعر نیست. معمولا هم از این به‌عنوان یک حسن برای آثارم یاد کرده‌اند.

در فضایی که تعداد سري مجموعه‌های شعری افزایش چشمگیری داشته اند، در این هیاهو چه در تلاش‌های فردی و چه در مواجهه کنار پیشنهاد تبدیل کتاب خواندني‌هایم به آلبوم صوتی، درواقع سعی کرده‌ام عرصه‌های جدیدی را به‌عنوان سیر تکوینی کار – کنار تأثیر از تجربیات فردی جدید – به مخاطب عرضه کنم؛ که خوشبختانه از نظر مخاطبان و صاحبان فن یک امتیاز و حسن برای آثارم محسوب شده اند. از طرفی در دنیای صنعتی که انسان محکوم و محتوم به چنین سبک زندگی ماشینی اند، ما به‌شدت نیازمند استفاده از فناوری‌های ارتباطی هستیم.

برخی گمان می‌کردند در قرن بیستم کنار آمدن وسایل ارتباطی همچون تلویزیون، کتاب خواندني ممکن اند کنار گذاشته شود؛ ولي حتی کنار آمدن اینترنت هم ما شاهد بودیم که این اتفاق نیفتاد و هیچ‌یک از وسایل ارتباطی جای خود را به دیگری نداد، بلکه این وسایل مکمل یکدیگر شدند و در موازات هم قرار گرفتند.

امروزه افراد زیادی را می‌بینیم که در مسیرهای طولانی رفت و آمد، وقت‌های مُرده بسیاری دارند که این وقت‌های مرده را به‌وسیله کتاب خواندني‌ها به شکل پی دی اف و بهتر از آن، کتاب خواندني‌های صوتی می‌توانند پُر کنند. این امکان‌های تکنولوژیکی، ارتباط بین افراد و کتاب خواندني و دیگر آثار هنری را در زندگی پرمشغله‌ی امروز، تسهیل کرده اند.

درواقع استفاده از کتاب خواندني‌های کاغذی، به‌دلیل دشواری حمل و نقل و دیگر معضلات اجتماعی در زندگی شهری امروز، قدری دشوار اند؛ ولي کنار استفاده از تلفن‌های همراه می‌توان این مشکل را حل گرداند و مردم را به سمت کتاب خواندني‌های صوتی سوق داد. این عنوان هم‌اکنون در غرب و کشورهای توسعه‌یافته هم رواج یافته اند.

صاحبان مدیا باید بیش از دیگران به این قضیه فکر کنند که تولید و توزیع کتاب خواندني‌های صوتی نه تنها لازم و ضروری اند، بلکه کاملا اقتصادی نیز اند و اگر اقتصاد هنر گسترش پیدا گرداند، دامنه تولید و عرضه‌ آثار هنری هم گسترش می‌یابد.

البته اینکه ناشران کتاب خواندني‌های صوتی اصرار دارند بگویند عرضه کتاب خواندني‌های کاغذی کم شده و باید سریع به سمت کتاب خواندني‌های گویا برویم هم از نظر من یک خطای استراتژیک اند. در واقع هر طیف مخاطبان مخصوص خود را داشته باشد. کوتاهی از هر کدام هم می‌تواند به معضل منجر شود. اگر مخاطب کتاب خواندني کاغذی اغنا نشود، الزاما به سمت کتاب خواندني صوتی نخواهد رفت و برعکس.

آقای شهریاری برای جا افتادن کتاب خواندني‌های صوتی در بین مخاطبان کتاب خواندني چه ایده‌هایی در نظر دارید؟

شهریاری: کتاب خواندني‌های صوتی می‌تواند خلاء مطالعه را جبران گرداند. مثلا آلمان بهشت کتاب خواندني‌های صوتی اند. کتاب خواندني “در جست‌وجوی وقت از دست رفته” جزو پرفروش‌ترین کتاب خواندني‌های صوتی در آلمان اند و من یقین دارم خیلی از مخاطبان کتاب خواندني و روشنفکران ما هنوز این کتاب خواندني را نخوانده‌اند؛ چه رسد به اینکه پرفروش‌ترین کتاب خواندني در ایران محسوب شود. به نظر من مخاطبان کتاب خواندني‌های صوتی همان مخاطبان کتاب خواندني هستند و نمی‌توان نظر کسی را که عادت به خواندن ندارد، تغییر داد. کتاب خواندني صوتی برای او نمی‌تواند جای کتاب خواندني کاغذی را بگیرد. عادت گوش دادن به کتاب خواندني‌های صوتی را خیلی از ما در ایران کنار نوارهای احمد شاملو و صدای احمدرضا احمدی در کانون پرورش فکری شروع کردیم و به سمت و سوی کتاب خواندني صوتی کشیده شده‌ایم. این پروژه‌ که اصرار به انتشار کتاب خواندني صوتی از سمت مولف داریم، برای این اند که مسیر کتاب خواندني‌های صوتی که در گذشته از سمت مولفان باز شده، در یک مقطع از وقت متوقف نمودند و ادامه پیدا نکرد، ادامه یابد. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی نیمه‌رسمی انجام نمودند ولي کنار تولیدکننده‌ها که صحبت می‌کنیم، می‌بینیم استقبال خوبی نشده اند. ولی من معتقدم باید روی اشعار که کوتاه اند و به‌صورت اپیزودیک و مینی‌مال و بخش بخش می‌توان آن را به‌راحتی گوش گرداند، سرمایه‌گذاری کنیم؛ تا اندکی خلاء خواندن جبران شود.

آقای اسکویی به نظر شما به‌عنوان فيلمساز و فیلمساز، جرقه‌ی کار کتاب خواندني‌های صوتی از کجا شروع شده اند. آیا علاقه‌ای بوده یا پیش‌زمینه‌ای داشته‌اید، توضیح بدهید؟

اسکویی: دوران نوجوانی من در تئاتر گذشته اند و اگر به فیلم‌سازی روی آوردم، در جست‌وجوی جواب‌هایی برای پرسش‌های فلسفی هستم. صبح‌ها روزم را کنار دیدن عکس وقت شروع می‌کنم، چون عکاسی را به صورت کاملا حرفه‌ای انجام می‌دهم و شب‌ها کنار خواندن اشعار، روزم را به پایان می‌رسانم. در واقع برای پروژه‌های کاری خودم که اغلب در سفر هستم، کتاب خواندني‌های کوچکی را کنار خودم می‌برم که بخشی از آن‌ها کتاب خواندني اشعار اند. کارهای صوتی زیادی کنار صدای من اجرا شده اند. کتاب خواندني صوتی سهراب سپهری چند سال پیش که از نشر نوین کتاب خواندني گویا منتشر شده خواهد بود، کنار استقبال زیادی مواجه نمودند. کتاب خواندني بعدی “جاناتان مرغ دریایی خواهد بود” که اجرا کردم. هفت صدای مختلف در این کتاب خواندني صوتی اجرا کرده بودم. الان هم این کتاب خواندني و کتاب خواندني‌های دیگری را کنار آقای شهریاری و بهرامی مشغول به کار هستیم. همچنین کتابی از آقای خسرو سینایی در حال انتشار دارم و کارهای دیگر…

در زمانی که جامعه ما به نگرانی و روزمرگی در حال گذر اند، این فایل‌های صوتی، می‌توانند چیزی از جنس سرعت برای مخاطبان دنیای مجازی و کتاب خواندني‌خوان‌ها عرضه کنند. این راهی اند برای اتصال مردم به ادبیات و اتصال آنها به دنیای اشعار؛ تا آن را بشنوند و روی آن تامل گرداند. در واقع هدف فیلمساز این اند که دنیای کوچکی را که دیده اند به مخاطبان سینما نشان دهد؛ تا بگوید من اینجا را دیدم و تجربه کرده‌ام. در کتاب خواندني هم همین عنوان مطرح اند. چرا کتاب خواندني نوشته می‌شود و چرا اشعار گفته می شود؟ برای آنکه شاعر و نویسنده بگوید من دنیا را این‌گونه دیده‌ام، این‌گونه تجربه کرده‌ام و این امکان را می‌دهد که مخاطب آن را تجربه گرداند. همین شاعران و نویسندگان هستند که امکان چند بار تجربه کردن اتفاقات را در یک زندگی به ما می‌دهند. اگر من کتابی را می‌خوانم، آن کتاب خواندني این قدرت را به من می‌دهد که کنار نگاه خلاق آن آدم زندگی را تجربه کنم و عرض زندگی‌ام را بسط بدهم. دنياي ما امروز دنياي ما بسیار شلوغی اند که ما باید استراحتگاه‌هایی برایش ایجاد کنیم. این استراحتگاه‌ها یک‌جور نیوشیدن و نوشیدن روح و تجربه‌های ذهنی و درونی اند. من که از دنياي ما تصویر می‌آیم، سعی می‌کنم در آن هم تجربه‌هایی داشته باشم. من خودم هیچ وقت نمی‌توانم رُمانی را به‌صورت پیوسته و کامل گوش بدهم ولی داستانک‌ها و اشعار را چرا. من تجربه خوبی در همشهری خلاصه داستان داشتم؛ خلاصه داستان‌های کوتاهی که کنار صدای من پخش شده، بازتابی که از مخاطبان داشتم، بسیار جذاب بوده اند و خیلی‌ها به من می‌گویند: “امیدواریم باز هم خلاصه داستان‌های کوتاهی کنار صدای شما بشنویم”.  احساس کردم که چگونه می توانم تجارب شخصی‌ام را کنار مردم از طریق صدا شریک شوم و بخصوص وقتی این امکان به من داده می‌شود که شاعر بیاید و مرا هدایت گرداند که چگونه آکسانت‌گذاری روی اشعار بکنم. خوشحالم که حاصل کار، یعنی آلبوم و کتاب خواندني صوتی “یاد تو”، درنهایت چیزی شده که هر که آن را گوش کرده، به من انرژی مثبت داده اند. این انرژی مثبت از همان جلسه‌ی رونمایی آن که خیلی باشکوه برگزار نمودند، آغاز نمودند و تا اکنون ادامه داشته باشد. خوبی‌اش این اند که به‌صورت اپلیکیشن و اینترنتی هم قابل دسترسی اند و در همین مدت، مخاطبان در خارج از کشور نیز به آن دست یافته‌اند.

ما آدم‌ها کم کم سوادمان کم می‌شود. سرعت باعث شده دست خطمان بد شود، سرعت باعث شده وقت برای مطالعه نگذاریم، اقتصاد باعث شده هی سهم ما از پرورش فرهنگ شخصی و مطالعاتی و خودمان به عنوان انسان کم شود. وقتی می‌بینم خودم مقدار مطالعه‌ام نسبت به ۲۰ سال پیش کمتر شده، می فهمم کتاب خواندني صوتی می‌تواند به ارتقای آن کمک گرداند. این عنوان برای من جذاب اند که حس زیستی و احساس من کنار تجربه یک شاعر آمیخته می‌شود و جاهایی هم حس‌هایی داشته باشیم و اثر جدیدی کنار این حس‌های ترکیبی به صورت صوتی ایجاد شود.

اینجا جایی اند که می‌توان گفته شد، کتاب خواندني خوب، اشعار خوب یا فیلم خوب اثری اند که اگر هزار نفر آن‌را دیدند و شنیدند، آن اثر به تعداد مخاطب ایجاد می‌شود و امکان مال خود بودن را به خواننده معروف یا شنونده می‌دهد. این به نظر من یک سفر اند. من خودم را مسافر می‌دانم و دائما در سفر هستم. به نظر من این یک سفر در اعماق تجربه‌های زندگی درونی، شخصی، ذهنی، حسی و عاطفی من بوده، از مسیری که یک شاعر خلاقانه آن‌را گذرانده و این برخورد حسی برای من اتفاق جالبی اند. گاهی پیش می‌آید که ما در حال خواندن یک اثر به‌صورت صوتی هستیم، که شاعر اثر می‌گوید اشتباه خواندی ولي برداشت تو برای من باورنکردني بوده و یک برداشت شخصی خوب از اشعار من به‌شمار می‌رود، گاهی هم اصرار می گرداند بر نحوه خوانش خودش و گاهی هم می‌گوید برداشت متفاوت تو بهتر اند. این به نظرم یک سفر به اعماق ذهن و روح و روان شاعر و در عین حال سفر به در ميان خود اند.

من خیلی وقت ها شعرهایی از آقای بهرامی می‌خوانم که خیلی از حس‌هایم زنده می‌شود، خیلی از دردهایم را به یاد می‌آورم و خیلی از زخم‌هایم دهان باز می‌کنند. این می تواند برای همه مخاطبان پیش بیاید و این دلیلی برای خواندن شعرهاست. این یک همنشینی مبارک اند، بلکه شریک شویم در شعری از شاعر کنار صدای گوینده‌ای در کنار یک آهنگساز و تهیه‌کننده‌ای و مدیریت یک ناشر که اثری را به دنياي ما عرضه می‌کنند و این می‌تواند یک پیشنهاد خواهد خواهد بود برای اینکه ما سفری را به در ميان خودمان تجربه کنیم.

آقای بهرامی میزان توفیق این‌گونه آثار در ایران چه وضعیتی داشته باشد؟ و راهکاری برای جا انداختن این‌گونه آثار دارید؟

بهرامی: بشر موجودی سرگردان اند و ما نمی توانیم در این سرگشتگی به‌دنبال قاعده‌ای خاص باشیم. اشعار هنر ملی ما اند و مردم اشعار و آثار هنری را دوست دارند ولي حوزه کتاب خواندني‌های اشعار ما کنار ورشکستگی همراه اند. مسئله اینجاست که ما به‌عنوان موجودی محکوم و محتوم آفریده شده‌ایم و به دنبال تسکین هستیم. آنچه را که موجب تامین این تسکین می‌شود، می‌طلبیم که گاهی کنار تصویر، موسیقی و اشعار تامین می‌شود.

فکر می‌کنم یکی از دلایل روی آوردن آقای اسکویی هم به خواندن اشعار این بوده که به‌دنبال فرصتی اند برای تجربه های حسی تسکین‌دهنده؛ چون کار فیلمسازی اجتماعی، کنار دردها و زخم‌های انسان‌ها سر و کار داشته باشد، اشعار گزینه و فرصت مناسبی اند. از طرف دیگر، به این جهت که ایشان یک مخاطب و مصرف‌کننده‌ کاملا تاثیرپذیر از اشعار اند، به‌عنوان کسی که دنیا را گشته و از بدو جوانی در رقابت بوده، در این عصر سرگشتگی به دنبال گمشده خود، گاهی به خط پایان رسیده ولي گمشده‌هایش را پیدا نکرده اند. پس می‌توانم بگویم مصرف او از اشعار از منظر نوعی عرفان اند و در تنهایی‌های خود برای تسکینش اشعار می‌خواند. در کار فیلم به درجه بالایی از قلَیان روحی که می‌رسد، وقتی که تحت تاثیر یک زخم قرار می‌گیرد و در معرض عریانی فجایع قرار می‌گیرد، این را به وسیله‌ی اشعار فریاد می‌زند. کنار این میزان علاقه به اشعار و خواندن و علاوه بر آن استعداد خدادادی که در صدای اوست، می‌توان اکران‌ریزی گرداند برای تولید کارهای موفق در تلفیق موسیقی، صوت و اشعار.

از طرفی، آقای شهریاری که در ابتدا سالها مخاطب اشعار بوده، بعد مولف و منتقد اشعار شده و در نهایت ناشر هم شده، به نظرم یکی از گزینه‌های خوب اند برای این کار، نسبت به ناشری که هیچکدام از این مراحل را طی نکرده اند. استعدادی که در خود شعرهاست و کیفیت بیان و خواندن آقای اسکویی به اضافه تخصص ناشر در صورت تداوم می‌تواند سهمی از تولید و ارتباط‌گیری مخاطبان ما را در عرصه اشعار به خود اختصاص دهد؛ همچون سهمی که شاملو و احمدرضا احمدی به خود اختصاص دادند، چون ناشری مثل کانون پرورش فکری آن وقت این تخصص حرفه‌ای را داشت.

یا همچون خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی که سهمی را به خودشان اختصاص داده بودند، سهم دیگری را آقای اسکویی می‌تواند به خود اختصاص دهد؛ البته در صورتی که استمرار و تمرکز در تولید کارهای صوتی را در حوزه اشعار از ایشان شاهد باشیم، می‌توانیم درصدی از تاثیر‌گذاری در فضای شعری و در ارتباط‌گیری مخاطبان بالقوه و حتی بالفعل را برای ایشان قایل باشیم. کنار رعایت پیش‌فرض‌ها شاهد تولید یک برند جدید در زمینه کتاب خواندني‌های صوتی می‌توانیم باشیم.

شهریاری: پیش ازآنکه کنار آقای اسکویی آشنا شوم، به آقای بهرامی پیشنهاد صوتی کردن شعرهایش را کنار صدای خودش دادم. کنار این طریق به دنبال مؤلف‌های قدیمی و خلاصه داستان‌نویس‌ها و مترجم‌ها رفتیم و سعی در جمع‌آوری آرشیوی برای صداها بودیم.

در این میان آقای بهرامی نماینده شایسته در زمینه شعری اند که چه درست یا غلط، کنار لفظ ساده معرفی شده اند. در این بین کنار آقای اسکویی آشنایی صورت شد، باورنکردني اند که علاوه بر حُسن اتفاق پیشنهاد آقای اسکویی برای خواندن شعرهای آقای بهرامی، در این بین وجه شباهت‌هایی را بین این دو حس می‌کردم. هر دو به صورت اقراق‌آمیزی مسافرند و مداوم در سفر به نقاط مختلف هستند و این در روحیه و آثار آنها وجود داشته باشد. سادگی در حین تلاطم در شعرهای آقای بهرامی که اتفاقا در شخصیت آقای اسکویی کاملا نمود داشته باشد. اشعار آقای بهرامی در عین سادگی خصیصه متفاوتی داشته باشد؛ این اند که به نظام بهره‌کشی جمله تن نمی‌دهد. شیرین ادا می‌شود و قرار نیست که در خدمت پیامی خواهد خواهد بود که جمله در خود پنهان کرده اند. آقای اسکویی این عنوان را در خوانش درآورده اند. اشعار درواقع آونگی اند که بین اشعار و صوت درآمده و آقای اسکویی از عهده این خصیصه مهم برآمده اند.

ایمان دارم کنار این ویژگی‌ها، کتاب خواندني صوتی “یاد تو” تاثیر خاص خود را داشته باشد؛ که تاکنون هم شاهدش بوده‌ایم.

برای این کارها از نظر اقتصادی چه آینده‌ای متصورید؟          

شهریاری: اتفاق مشابهی که در خارج از ایران در کشورهای پیشرفته در این زمینه افتاده اند، می‌تواند تغییری در آمار معیوب کتابخوانی ایجاد و ارزش افزوده به آن بدهد و اقتصاد کتاب خواندني را هم تحول بخشد. به طور مثال سایت آمازون به‌عنوان بزرگترین ناشر کتاب خواندني‌های صوتی اقتصادی همچون نفت داشته باشد.

در اجلاس داووس ۲۰۰۸ یک آینده‌شناس معروف آفریقایی پیش‌بینی گرداند که تا سال ۲۰۱۸ تجارت آب جای تجارت نفت را می‌گیرد و کتاب خواندني هم که در نوبه خود صددر صد از بین می‌رود. از طرفی هم انسان‌هایی مثل بیل‌گیتس گفته‌اند ما آرزومندیم که کتاب خواندني کاغذی از بین برود تا تعداد زیادی درخت قطع نشود.

به نظر من قرار نیست کتاب خواندني از بین برود، فقط تغییر شکل پیدا می‌گرداند و اینکه می‌گویند اقتصاد کتاب خواندني معیوب شده، منظور تغییر تیراژها اند که از ۱۰۰۰۰ به ۵۰۰۰ رسید و مدام کمتر و کمتر شده اند.

اینکه بتوانیم خللی را که در کتاب خواندني‌های چاپی شده به وسیله کتاب خواندني‌های صوتی جبران کنیم، خیلی خوب اند. سرمایه نهفته‌ای در بازار نشر وجود داشته باشد. کتاب خواندني‌های زیادی که دیگر مجددا چاپ نمی‌شوند، به صورت فایل‌های صوتی می‌توانند در بیایند تا این کار بتواند ارزش افزوده را به بازار کتاب خواندني برگرداند و سرمایه‌ای به اقتصاد کتاب خواندني تزریق گرداند. ما کنار این هدف فاصله داریم ولي این کار شدنی اند و کنار توجه به کارهایی که در این زمینه در کشور شکل گرفته اند، من هم مثل آقای بهرامی بسیار خوش‌بین هستم که در ابتدا باید آودیو بوک را به عنوان شکل جدیدی از کتاب خواندني و بعد ای‌بوک را جا بیندازیم.

اسکویی: کتاب خواندني عاشقانه‌های “یاد تو” صفحات کمی داشته باشد ولی در ميان آن معانی زیادی اند. اینکه این عاشقانه‌ها کجا شکل گرفته اند، تکرار چیزی اند که من در کار حرفه‌ای‌ام از آن استفاده می‌کنم. قطار، کشتی، ریل، هواپیما، مکان‌هایی که شاید سخت در دل اشعار می‌توانند بیایند. ببینید این مکان‌ها چقدر در این سري مجموعه زیاد اند و چقدر دلتنگی در دل آن نهفته اند. در عین حال این مکان‌ها یک جست‌وجو هستند و در ظاهر یک جست‌وجو برای فرد اند ولي در واقع می‌توان از آن به جست‌وجویی برای انسان تعبیر گرداند. جست‌وجوی لحظه به لحظه برای قرار گرفتن جان بی‌قرار. فکر می‌کنم شاعر به‌جای آدم‌هایی که به‌دنبال معنا می‌گردند، معنای زندگی‌اش را گام به گام می‌سازد. یا ما به دنبال معنا برای زیست هستیم، یا معنا را خودمان می‌سازیم.

یکی از دلایلی که من کنار شعرهای آقای بهرامی ارتباط برقرار می‌کنم، یک نوع حس اعجاب‌انگیز همذاتی توام کنار حیرت اند. گاهی کتاب خواندني‌های او را در سفر به کشور دیگری که غریب بودم باز کردم و خواندم و بغض کردم. یکی از عمیق‌ترین تکانه‌ها را که می‌توانم بیان کنم این اند که چگونه یک شاعر می‌تواند چیزی را که من حس کردم، در لحظه‌ای که من آن را حس کردم، چگونه همزمان حس می‌گرداند و پیش رویم می‌گذارد. بعدها که دیدم کتاب خواندني‌های او به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود، فکر کردم من به‌عنوان یک مسافرِ درگیر و جست‌وجوگر، اشتباه نکردم که  او در حال بیان کردن سرگذشت من اند. حس کردم او خدای‌گونه به بخشی از سرنوشت و حس من توانسته دست پیدا گرداند و آنجا خواهد بود که فهمیدم ماندگاری آثار زمانی اند که نویسنده چیزی را می‌گوید که من می‌توانم همزمان کنار خواندنش او را حس کنم. ما به‌دنبال قصه‌ای هستیم که قصه درگیری و سوال‌های مخاطب خواهد خواهد بود.

من برای بخش فرهنگی کشورم متاسفم که دچار روزمرگی شده اند. من اعتقاد ندارم که ما امروز شاعر بسيار بزرگ نداریم. ما امروز شاعرانی داریم که توانسته‌اند به گوهر عمیق انسانی دست پیدا کنند. ما امروزه به شاعرانی نیاز داریم که از امروز بگویند؛ از عصر حاضر.

دنياي ما ما “خالی از مکث” شده اند. ما نیازمند مکث و بازنگری به لحظه‌های خودمان هستیم. ما شنونده این هستیم که باید در لحظه زندگی کنیم ولی در واقع خود ما قاتل لحظه‌هایمان هستیم. مکثی که نیاز ذاتی‌اش این اند که کنار آن سیر و سفر کنیم ولی آن را از دست می‌دهیم. برای چه اینقدر از مُد تأثیر می‌گیریم. امروز ثروتمندان ما دیگر به دنبال مد جديد و ظاهر نیستند. دیگر به دنبال به رخ کشیدن ثروت نیستند. به‌دنبال سفر کردن و دیدن هستند. امروزه برندها جایگاه خودشان را از دست داده‌اند. جوان‌ها به سفر و تجربیات زندگی بیشتر توجه می‌کنند. یک لباس ساده در ساده‌ترین حالت می‌پوشند ولي به سفر می‌روند و به دنبال تغذیه‌ای سالم هستند. به رخ کشیدن برند دیگر مطرح نیست. وقتی سفر کنیم، می‌توانیم همدردی کنیم. وقتی سفری نکنی، دردی برای همدردی کنار مردم و گامی برای انسانیت وجود نخواهد داشت. این یک هدیه اند که فرد بتواند به دیگری بیندیشد. وقتی انسان درگیر منافع خود و خانواده‌اش اند، از این هدیه دور اند. به‌نظرم شاعران می‌توانند به عنوان حلقه‌ وصل همه‌ کمبودهای ما در روابط انسانی و شناخت ما نسبت به خودمان باشند.

 

رضا میرمحرابی

 

 

لینک مطلب

همگرایی مبارک سینما، موسیقی و اشعار

منبع :www.honaronline.ir
دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز