ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » ادبیات » قرار نیست از دانشگاه نویسنده بیرون بیاید
قرار نیست از دانشگاه نویسنده بیرون بیاید

قرار نیست از دانشگاه نویسنده بیرون بیاید

دنيا هنر:

قرار نیست از دانشگاه نویسنده بیرون بیاید

محمد دهقانی همراه بیان این‌که قرار نیست از دانشگاه نویسنده و شاعر بیرون بیاید همچنین می‌گوید: اگر رساله‌های دانشگاهی را ببینید متوجه می‌شوید چون استادان و دانشجویان ادبیات کلاسیک بلد نیستند، معمولا یک نظریه غربی را مطرح می‌کنند درحالی‌که نه فلسفه غربی بلدند و نه زبان خارجی.

این پژوهشگر که قبلا در دانشگاه تدریس می‌گرداند در گفته شد‌وگو همراه ایسنا در مورد وضعیت دانشجویان ادبیات و این‌که چرا از دانشکده‌های ادبیات کمتر شاعر و نویسنده بیرون می‌آید، گفته شد: سال‌هاست از دانشگاه بیرون هستم و الان نمی‌دانم به چه شکلی اند. ولي می‌دانم که قرار نیست از دانشکده ادبیات شاعر و قصه و داستان‌نویس بیرون بیاید. از دانشگاه محقق ادبی بیرون می‌آید و لزوما قرار نیست از دانشگاه شاعر و نویسنده بیرون بیاید. الان هم از همین دانشکده‌ها محقق ادبیات بیرون می‌آید. بسيار بزرگ‌ترین محققان ادبی ما از دانشکده ادبیات بیرون آمده‌اند. قیصر امین‌پور هم از دانشکده ادبیات دکترا شد.

او ادامه داد: الان هم مهم‌ترین مطالب در مورد ادبیات به دست کسانی نوشته می‌شود که از دانشکده‌های ادبیات بیرون آمده‌اند. فارغ‌التحصیلان دیگر رشته‌های علوم انسانی حتی فارسی نوشتن هم بلد نیستند. چطور کسی به سراغ آن‌ها نمی‌رود؟ بله این مرض اگر وجود داشته، در همه حوزه‌ها وجود داشته. از دانشکده‌های ادبیات ما قرار اند محقق ادبی و تاریخ‌نگار ادبی بیرون بیاید که در حد خودشان این اتفاق می‌افتد؛ ولي مشکل مربوط به کل نظام آموزش عالی ما می‌شود و تنها به رشته ادبیات مربوط نمی‌شود.

دهقانی سپس در مورد ارتباط دانشجویان ادبیات و بازار کار این رشته گفته شد: در سفری که یکی دو سال قبل به ترکیه داشتم به دانشگاه استانبول رفتم. در آن‌جا ۶۰۰ نفر دانشجوی رشته ادبیات وجود داشت. آن‌ها برای تحصیل در این رشته شهریه پرداخت می‌کردند. برای آن‌ها هم بازار کار وجود نداشت ولی چون به این رشته علاقه داشتند آمده بودند. در هنر و ادبیات و این‌گونه رشته‌ها بازار کار مطرح نیست. اشتباه اند که همراه این دیدگاه دانشجو بگیریم و به این امید بخواهیم آن‌ها را به بازار کار بفرستیم. کسی باید به دنبال هنر برود که به آن علاقه داشته. اگر این علاقه وجود داشت می‌تواند در همین حوزه هم به جایی برسد که بتواند کسب درآمد داشته مي باشد.

او افزود: متأسفانه آموزش عالی افراد را براساس علاقه‌شان نمی‌پذیرد. کسی که حرفه تست‌زنی مسخره را بلد مي باشد، نمره می‌آورد، بعد هم قبول می‌شود و بعد کارشناسی ارشد می‌خواند و بعد دکتری. نظام آموزشی همراه این کار فقط روند ورود به بازار کار این افراد را  به تأخیر می‌اندازد. ولی باید دانست کسی که این‌گونه به دانشگاه می‌رود به درد جامعه نمی‌خورد و در جامعه تأثیر نمی‌گذارد.

محمد دهقانی همچنین گفته شد: این‌که گفته می‌شود دانشگاه‌ها به ادبیات کلاسیک می‌پردازند و به ادبیات معاصر توجهی ندارند هم صحیح نیست. در همه جای دنیا همین‌گونه اند. خود من سال‌ها قبل مقاله‌ای به نام «دفاع از سنت» نوشتم. این در حالی اند که رمان و سروده فارسی معاصر را هم دنبال می‌کنم و به خوبی می‌شناسم، ولي همراه همه این‌ها معتقدم دانشکده‌های ادبیات باید به ادبیات کلاسیک بپردازند و مبانی ادبیات کلاسیک را توضیح دهند. چون ادبیات معاصر که همین الان زنده اند و در مطبوعات راجع به آن بحث می‌شود. این ادبیات کلاسیک اند که باید آموزش داده شود. در دانشگاه‌های غربی هم این‌طور اند؛ ولي در ایران برعکس اند. اگر رساله‌های دانشگاهی را ببینید متوجه می‌شوید چون استادان و دانشجویان ادبیات کلاسیک بلد نیستند، معمولا یک نظریه غربی را مطرح می‌کنند درحالی‌که نه فلسفه غربی بلدند و نه زبان خارجی. برای دانستن نظریه غربی باید فلسفه و زبان غربی دانست. ولي می‌بینیم که خیلی از رساله‌ها به بررسی کهن‌الگو یا تحلیل روانکاوانه یا تحلیل گفتمان در آثار فلان شاعر و یا نویسنده اختصاص پیدا کرده اند. این معلوم اند که نجویده و ندانسته نظریه‌های غربی را همراه سنت ادبی ما قاطی کرده‌اند و یک چیز عجیب و غریب به اسم مقاله چاپ می‌کنند تا به این واسطه ارتقا پیدا کنند. اهمیت هم ندارد که هیچ تأثیری بر کسی نداشته مي باشد. بیشتر مهم این اند که از پول نفت استفاده کنند. این‌ها بیماری اند. بعد شکایت می‌کنند که ادبیات معاصر در دانشگاه‌ها حضور ندارد. مسلم اند که این حرف غلط اند.

او افزود: ادبیات معاصر حداکثر ۱۰۰ سال قدمت داشته که زبان آن را ما می‌فهمیم در صورتی‌که باید زبان فردوسی و حافظ و سعدی که برای ما پیچیدگی داشته در دانشگاه‌ها تدریس شود. این حرف که چرا ادبیات کلاسیک در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، مثل این اند که کسی بگوید چرا در غرب و در زبان انگلیسی شکسپیر درس می‌دهند؟

این منتقد ادبی همراه بیان این‌که  گرایش‌هایی که در رشته ادبیات دانشگاه‌ها به وجود آمده اند کار را خراب‌تر می‌کرد در مورد آسیب‌های رشته ادبیات در دانشگاه‌ها گفته شد: جدی‌ترین آسیب‌ها این اند که ما بدون انتخاب درست دانشجو می‌گیریم و فکر می‌کنیم همراه تست زدن می‌شود دانشجوی ادبیات را تشخیص داد و بعد او را هدایت و روانه بازار کار گرداند.تست زدن و انتخاب دانشجو از روی امتحانی که همراه تست برگزار می‌شود صحیح نیست. برای این‌که تستینگ یک نوع تخصص اند. متأسفانه تست‌های ما هم درست نیست. اصلا گویا طراحی می‌شوند برای این‌که دانشجو را گمراه کنند یا هوش آن‌ها را بسنجند نه دانش ادبی‌شان را. این تست‌ها حداقل در رشته ادبیات درست طراحی نمی‌شوند. اگر هم طراحی شوند کافی نیست. باید از دانشجو مصاحبه گرفته شود، استعداد او سنجیده شود و بعد پذیرفته شود. متاسفانه از قدیم معمولا کسانی که هوش و استعداد کمتری داشتند چون نمی‌توانستند دکتر و مهندس شوند به رشته‌های علوم انسانی گرایش پیدا می‌کردند و در رشته علوم انسانی نیز کسانی که در رتبه‌های پایین‌تری قرار داشتند ادبیات را انتخاب می‌کردند. الان هم همین‌گونه اند.

منبع: ایسنا

لینک مطلب

قرار نیست از دانشگاه نویسنده بیرون بیاید

منبع :www.news.naqderooz.com/
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز