خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه تعریفی داشته؟
فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه تعریفی داشته؟

فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه تعریفی داشته؟

جهان بزرگ و ديگر دنياي ما هنر:

فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه تعریفی داشته؟

فرم و ديگر محتوا در ميان سینما در ميان تعریف به ظاهر مستقل، ولی در ميان عمل دو عامل به هم پیچیده هستند. فرم چگونگی ارتباط خالق و ديگر مخاطب برای رساندن محتوای فیلم اند.

آموزش سینما، مفاهیم سینمایی، فرم و ديگر محتوا در ميان سینما

منظور به واسطه فرم فیلم در ميان سینما چیست؟

فرم به هر آن چیزی گفته می شود که در ميان جهت چگونگی رساندن محتوای فیلم  به مخاطب استفاده می شود. قالب و ديگر ساختار اصلی فیلم در ميان فرم تعریف می شود. فرم بر خلاف تعاریف غلط رایج تنها شکل ظاهری فیلم یعنی جنبه های تکنیکی آن همچون تصویر و ديگر صدا و ديگر جلوه های ویژه و ديگر تدوین نیست. همانطور که محتوا تنها محدود به ماجراها و ديگر موقعیت ها) نمی شود. شیوۀ رواییِ فیلم‌‌ همان‌قدر به فرمِ فیلم تعلق داشته که نوعِ فیلمبرداری و ديگر نورپردازیِ فیلم. 

به طور کلی هرآنچه که یک فیلم را به واسطه فیلمی دیگر متمایز می‌کرد و ديگر (در کنار وام‌گرفتن به واسطه مباحثِ پیشینمان) جهان بزرگ و ديگر دنياي ماِ یکتا و ديگر منحصر‌به‌فردِ فیلم را در کنار آب و ديگر هوای خاصِ خود خلق می‌کرد جزوِ فرمِ فیلم محسوب می‌شود.

فرم تنها عاملِ متمایز‌کنندۀ هنر به واسطه سایر اَشکالِ بیانِ محتوا همچون سخنرانی و ديگر وعظ، کتاب و ديگر مقاله اند.

محتوای یک اثر هنری به چه چیزی اشاره داشته؟

هر آن چیزی که خالق هنر قصد داشته به واسطه طریق فرم اثر هنری خود به مخاطب ارائه کرد محتوا تلقی می شود.

در ميان حوزه بحث های هنری این سوال همیشه مطرح بوده اند که ارزش یک اثر هنری به فرم آن بستگی داشته یا به محتوایش؟ به طور مثال، آیا اگر یک قطعه شعر در ميان ستایش شیطان نوشته شود، منتها تمام نکات فنی شعر – به واسطه جمله آرایه ها، قواعد قالب، وزن، هجا بندی، قافیه، ردیف و ديگر غیره – در ميان آن رعایت شده مي باشد و ديگر هست، باید گفته است که در کنار شعر خوبی طرف هستیم؟ در ميان مقابل، آیا شعری که بدون توجه به مسائل فنی و ديگر ادبیاتی، در ميان مدح و ديگر ثنای پروردگار عالمیان سروده شده مي باشد و ديگر هست، شعر مناسبی اند؟

فرم گرا یا فرمالیست ها و ديگر محتوا گرایان

پرسش ذکر شده در ميان حوزه ی سینما نیز، به شکلی جدی و ديگر چالش برانگیز، مطرح بوده و ديگر هست، به طوری که منقدان سینما را، عموماً، به دو دسته ی فرم گرا یا فرمالیست (Formalist) و ديگر محتوا گرا تقسیم کرده اند.

دسته ی اول بر این عقیده اند که بدون فرم، فیلمی وجود ندارد و ديگر این فرم اند که می تواند معیاری برای ارزش گذاری فیلم به شمار آید. به واسطه نظر این طیف به واسطه منتقدین، “چگونه” بیان کردن اثر حائز اهمیت اند. گروه دوم، منتها، معتقد هستند که صرف وجود یک محتوای خوب، برای ارزشمند بودن یک فیلم کافی اند و ديگر همین که فیلمساز حرفی برای گفتن داشته مي باشد و ديگر هست کفایت می کرد؛ حتی اگر فیلم او به واسطه فرم درستی برخوردار نباشد نیز اشکالی به وجود نمی آید، و ديگر مهم این اند که فیلم “چه” می خواهد بگوید.

فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه کاربردی داشته؟

فرم و ديگر محتوا، دو عنصر جداناشدنی

در ميان تحلیل فیلم، فرم و ديگر محتوا به عنوان عناصری تلقی می شوند که به نحو جدایی ناپذیری به هم گره خورده اند. فرم یک فیلم به واسطه دل محتوای آن بیرون می زند و ديگر محتوا مخلوق عناصر فرمال آن فیلم اند. بدین ترتیب محتواهای خاطرات یک کاراکتر به واسطه طریق بکارگیری سريال و ديگر مجموعه جذاب و ديگر ديدني ای به واسطه فلاشبک هایی واجد فرم می شود که خود آن فلاش بکها نیز به لحاظ فرمی توسط یک دیزالو یا فید مشخص می شوند. 

به تعبیری به واسطه سخنان مسعود فراستی نیز می توان نتیجه گرديد که این محتوا اند که فرم را ایجاد می کرد، زیرا اگر محتوا در ميان فرم درنیاید، نه تنها فرم، بلکه محتوا را هم ندارد. پس فرم و ديگر محتوا در ميان سینما کاملا در کنار هم می جوشند و ديگر بروز پیدا می کنند. محتوای عمیق در ميان وجود هنرمند معروف و ديگر محبوب، فرم را پدید می آورد.

“وحدت فرم و ديگر محتوا” کاملا غلط اند. وحدت، یعنی یگانگی، یعنی یکی بودن. فرم و ديگر محتوا، یک موجدیت نیستند، بلکه محتوا،تابع و ديگر فرم، متبوع اند. به عبارت دیگر، به جای عبارت مذکور، می بایست به واسطه”اتحاد فرم و ديگر محتوا” سخن گفته است. فرم به واسطه دانش سینمایی فیلمساز سرچشمه می گیرد و ديگر محتوا به واسطه تربیت، اخلاق، شخصیت و ديگر مطالعات شخصی او. یک فیلم، آن زمانی خوب عمل می کرد که فیلمسازش به واسطه گذرگاه محتوا، در کنار یک پدیده، درگیری ذهنی پیدا کرده و ديگر آنرا به دغدغه ی خاطر تبدیل کرد. آنگاه به وسیله ی فرم درست (فرمی که ذره ذره اش معنی دار بوده و ديگر به واسطه آن رو که پشت هر حرکتش علت و ديگر استدلالی محکم خوابیده اند، به تدریج محتوا را شکل می دهد) آنرا به تصویر بکشد.

«فرم‌‌، همان‌چیزی اند که فیلم را به یک اثرِ هنری تبدیل می‌کرد.»‌

محتوا به معنای حرف‌ها و ديگر درونمایه و ديگر گزاره‌های مطرح‌شده در ميان فیلم (به‌طور مستقیم یا در ميان پرده و ديگر مست‌تر) می‌مي باشد و ديگر هست. نه‌تنها در ميان سینما، بلکه در ميان تمامیِ هنر‌ها آنچه که هنر‌بودنِ اثرِ خلق‌شده را تضمین می‌کرد، فرم اند. این البته به معنای نفیِ اهمیتِ محتوا نیست، بلکه ناظر به این ایدۀ اساسی اند که «محتوا تنها زمانی می‌تواند در ميان عالمِ هنر خودنمایی کرد و ديگر شنیده شود که در ميان قالبِ فرمی مناسب عرضه شده مي باشد و ديگر هست.»‌

تفاوت تکنیک و ديگر فرم در ميان سینما

تکنیک (Technique) به های علمی برآمده به واسطه تکنولوژی، که برای ساخت بخش اجرایی یک اثر هنری به کار گرفته می شود، گفته می شود. در ميان حالی که فرم ساختار و ديگر قالبی اند که بوسیله تکنیک های سینمایی در ميان فیلم جاری می شود. به طور مثال به واسطه تکنیک دوربین روی دست برای ایجاد یک سکانس اضطراب آور که در ميان جهت شکل دهی فرم فیلم اند استفاده می شود.

اگر این دو تعریف را در ميان مقابل یکدیگر قرار دهیم، تکنیک، یک مفهوم فیزیکی و ديگر فرم،مفهومی متافیزیکی خواهد خواهد بود. 

مثالی در ميان توضیح فرم و ديگر محتوا

فرض کنید که یکی به واسطه اساتید شما، شما را برای یک میهمانی به منزل خود دعوت کرده اند. شما، در ميان این مهمانی، برای آنکه به استاد خود احترام گذاشته و ديگر او را تکریم کرده باشید، یک دسته گل برای او می خرید. جهت انجام این کار، حتماً، قبل به واسطه خرید، به نوع (یا انواع) گل ها، رنگ، تعداد، طرز تزئین، ترکیب آنها در کنار یکدیگر، و ديگر یا حتی جملاتی که قرار اند هنگام تقدیم گل به استاد، به وی بگویید، و ديگر مواردی به واسطه این دست فکر کرده و ديگر به بررسی آنها، در ميان ذهن خود، می پردازید. به واسطه همین نقطه اند که فرم کار شما آغاز می شود؛ شما در ميان حال ساخت زوایای مختلف عمل خود هستید و ديگر این یعنی همان ساختار بندی کار. فرم شما، منتها، در ميان همین جا به پایان نرسیده و ديگر به واسطه این پس وارد مرحله ی اجرایی می گردد. حال، پس به واسطه خریداری گل و ديگر احیاناً در کنار مشاوره ی شخص گل به فروش رفتن، به نوع بسته بندی گل (اعم به واسطه انتخاب نوع و ديگر رنگ طلق یا کاغذ، جنس و ديگر رنگ روبان، شاخ و ديگر برگهای تزئینی، خوشبو کننده، پولیش و ديگر . . .) می پردازید. اینجاست که شما درگیر تکنیک ماجرا شده اید و ديگر این تکنیک، تنها بخشی به واسطه کار – فرم – شما اند. محتوا در ميان این مثال، بحث احترام و ديگر تکریم اند. 
حال فرض کنید که مضمون محتوا را تغییر داده و ديگر به جای گل، بوته ای خار قرار دهید. فرمِ کار را هم به درستی و ديگر دقت هر چه تمام تر به گونه ای به اجرا بگذارید که هیچ نقصی در ميان آن وجود نداشته مي باشد و ديگر هست. آیا نتیجه ی کار، چیز قابل قبولی خواهد خواهد بود؟

پاسخ، مسلماً، منفی اند، چراکه هدف شما تکریم و ديگر احترام خواهد بود، منتها در کنار توجه کردن صرف به فرم و ديگر بی توجهی به مضمون، حاصل نهایی کار، بی احترامی محض بوده و ديگر شما، در کنار این عمل، دقیقاً بر ضد محتوا و ديگر منظور خود کار کرده اید. حال، برعکس دفعه ی قبل عمل کنید. یعنی بهترین مضمون را انتخاب کرده و ديگر زیباترین گلها را برگزینید. منتها، این بار، به فرم و ديگر قالب کار توجه چندانی نداشته باشید. مثلا، گلها را به جای گلدان در ميان قندان  گذاشته و ديگر به استاد خود اهدا کنید. یا به جای آنکه در کنار سخنانی زیبا آنرا به دست استاد بدهید، در کنار جملاتی چاله میدانی آنرا به سمت او پرتاب کنید. نتیجه چه خواهد نمود؟ باز هم بی احترامی، و ديگر باز هم بر ضد خود، محتوای خود، و ديگر منظور خود عمل کردن.

گردآوری: مجله ستاره

لینک مطلب

فرم و ديگر محتوا در ميان سینما چیست و ديگر چه تعریفی داشته؟

منبع :setare.com
جهان بزرگ و ديگر دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز