اگر صخره در مسیر رود نبود ،رود هیچ آوازی از خود سر نمی داد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » سري مجموعه سروده در خصوص ظهور امام وقت (عج)
سري مجموعه سروده در خصوص ظهور امام وقت (عج)

سري مجموعه سروده در خصوص ظهور امام وقت (عج)

دنياي ما هنر:

سري مجموعه سروده در خصوص ظهور امام وقت (عج)

سروده در خصوص ظهور جزو اشعار در وصف امام وقت بوده و ظهور از مفاهیم کلیدی در سروده پارسی معاصر اند. سري مجموعه سروده در خصوص ظهور را در jahanehonar.ir بخوانید.

سروده در خصوص ظهور از یک مضمون جهانی سخن می‌گوید. ظهور منجی
موعود یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان اند. کتاب خواندني‌های مقدس آسمانی بشارت داده‌اند که
دنياي ما در سیطره ظلم و فساد نمی‌ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت رهبر موعود عدل و داد
را در گیتی حاکم خواهند نمود
. در سروده شاعران
پارسی‌زبان منجی موعود حضرت ولی‌عصر اباصالح المهدی (عج) اند و
ریشه‌دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و
تبعیت وی شده و می‌شود. گلچین زیباترین اشعار در خصوص ظهور در مطلب حاضر گردآوری
شده اند که شما را به مطالعه آنها دعوت می‌کنیم.

پوستر ظهور

گلچین سروده در خصوص ظهور در قالب مثنوی و غزل

تمام راه ظهور تو کنار گنه بستم

دروغ گفته‌ام آقا که منتظر هستم


کسی به فکر شما نیست راست می‌گویم

دعا برای تو بازی‌ست راست می‌گویم

اگرچه شهر برای شما چراغان اند

برای کشتن تو نیزه هم فراوان اند

من از سرودن سروده ظهور می‌ترسم

دوباره بیعت و بعدش عبور می‌ترسم

من از سیاهی شب‌های تار می‌گویم

من از خزان شدن این بهار می‌گویم

داخل سینه ما دوست داشتن یخ زده آقا

تمام مزرعه‌هامان ملخ زده آقا

کسی که کنار تو بماند به جانت آقا نیست

برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست

سیدامیرحسین میرحسینی

*****

من گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات، تا

آئینه کاری کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟

ای پاسخ آدینه‌های پر معمّا

بی تو سرودیم آن چه باید می‌سرودیم

یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمّیِ بی چون و چرای سبز برگرد

راحت شویم از دست ولي و اگرها

آب و هوای خیمه سبزت چگونه اند؟

این جا گهی سرد اند و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز مهم بدی نیست

ای تک سوار جاده‌های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست

تنها جواب این‌ همه «می‌آید آیا؟»

یک جمعه می‌بینید نگاهِ شرقیِ من

خورشید پیدا می‌شود از غرب دنیا

آقا نماز جمعه‌ این هفته کنار تو

پای برهنه آمدن تا کوفه کنار ما

علی اکبر لطیفیان

*****

پایان شب‌های بلند انتظاری

آیا برای آمدن میلی نداری؟

من نذر کردم خاک بایت را ببوسم

آیا سر این بنده منت می‌گذاری؟

من قبل از این‌ها این همه ویران نبودم

آباد مي باشد این خانه ما روزگاری

من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم

می خواستم پیشت بماند یادگاری

تا این که دل‌ها بوی سجاده بگیرند

باید بیایی و کمی تربت بیاری

یک روز مهم می‌آیی و تا روز مهم قیامت

ما را به آقای ماه محرم می‌سپاری

یک هفته دیگر دل آواره من

باید بسازد کنار فقیری کنار نداری

علی اکبر لطیفیان

*****

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

مانند مرده ای متحرک شدم، بیا

بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

دنیا خلاف آنچه که می‌خواستم گذشت

دنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده ام

از راه حلق تشنه من، مثل سم گذشت

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

از خیر سروده گفتن، حتی قلم گذشت

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

مولا شمار درد دلم بی نهایت اند

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

حالا برای لحظه ای آرام می‌شوم

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

*

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه

بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم

اجابت می‌شود این توبه کردن‌های کنار اکراه

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه اند

همان لحظه که بیتی ناگهانی می‌رسد از راه

و شاید من سر از کاخ عزیزی در می‌آوردم

اگر تشخیص می‌دادم چو یوسف راه را از چاه

سیدحمیدرضا برقعی

*****

ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می‌کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده‌ها برون گرديد، سوز نهانی ما

کوک اند ساز د‌ل‌ها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

عباس سجادی

عکس روز مهم تایپوگرافی یا اباصالح المهدی


جمعه‌ها طبع من احساس تغزل داشته باشد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل داشته باشد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل داشته باشد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل داشته باشد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز مهم

ماه مخفی شدنش نیز تعادل داشته باشد

کودکی فال فروش و سود اند و به عشقت هر روز مهم

می خرم از پسرک هر چه تفأل داشته باشد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل داشته باشد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل داشته باشد

سیدحمیدرضا برقعی

*****

شب جمعه شده مولا، بگو جانا کجا هستی؟

منم غرقِ فراق و درد، بگو مولا کجا هستی؟

همیشه یاد تو باشم، کجا را بنگرم مولا

دعای ندبه می‌خوانم، گل زهرا کجا هستی؟

شب تنهایی هجران، به گوشه قلب مأیوسم

تو از امید می‌گویی، بگو آقا کجا هستی؟

شب بی داد غیبت را،نباشد مطلعی مولا

چه مهجورم چه غمگینم، امیر ما کجا هستی؟

یکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران

پسندم میل مولا را، گل طاها کجا هستی؟

من از بهر دلزارم ، دوای درد می‌خواهم

دعای وصل می‌خوانم، عزیز ما کجا هستی؟

ز تنهایی دلم خون گرديد، خدا را ماه محرم رازی

بده توفیق پروازم، بگو جانا کجا هستی؟

حسین مظاهری کلهرودی

*****

کنار تو ام ای دشت بی پایان، سوار ما چه گرديد؟

یکه‌تاز جاده‌های انتظار ما چه گرديد؟

آشنای «لا فتی الا علی» آنک کجاست؟

صاحب «لا سیف الا ذوالفقار» ما چه گرديد؟

چهارده قرن اند چهل منزل عطش پیموده ایم

التیام زخم‌های بی شمار ما چه گرديد؟

چشم یوسف انتظاران را کسی بینا نکرد

روشنای دیده امیدوار ما چه گرديد؟

باز ای موعود! بی تو جمعه‌ای دیگر گذشت

کشت ما را بی قراری پس قرار ما چه گرديد؟

می‌نشینم تا ظهور سرخ مردی سبزپوش

آن وقت دیگر نمی پرسم بهار ما چه گرديد؟

مهدی جهاندار

*****

عاقبت او ظهور خواهد نمود

خاک را غرق نور خواهد نمود

روزی از این کویر این برهوت

ابر رحمت عبور خواهد نمود

دل ما را که خشک و پژمرده اند

همچو باغ بلور خواهد نمود

آه می‌آید او که لبخندش

عاشقان را صبور خواهد نمود

سینه‌ها را ز کینه خواهد شست

غصه‌ها را بدور خواهد نمود

آه سوگند می‌خورم ای دل

عاقبت او ظهور خواهد نمود

*****

انتظارش، انتظارم سیر نمود

آنکه می‌خواهد بیاید دیر نمود

تا به کى در انتظارش دیده بر در دوختن؟

آمدن، رفتن، ندیدن، سوختن

ای که دستت می‌رسد بر زلف یار

در حضورش نام ما را هم بیار

عکس روز مهم تایپوگرافی بقیه الله خیر لکم

رباعی و دوبیتی در خصوص ظهور

من گریه می‌ریزم به پای جاده‌ات تا

آیینه کاری کرده باشم مقدمت را

اول ضمیر غایب مفرد کجایی؟

ای آرزوی جمعه‌های پر معما

*****

چشم انتظار آمدنت مانده‌ام بسی

مردم از این صبوری و اندوه بی کسی

غم روی غم نهادم و غمخانه گرديد دلم

جان بر لبم رسید، به دادم نمی‌رسی؟

*****

غروب جمعه دلم تنگ می‌شود آری

دو پای خسته من لنگ می‌شود آری

درین غروب پر از التهاب دوری تو

سرم ز بغض دلم منگ می‌شود آری

*****

صد جمعه دیده‌ایم و شما را ندیده‌ایم

از درد گفته‌ایم و دوا را ندیده‌ایم

چشمان ما هر آنچه به جز یار، دیده اند!

از بخت تیره، وجه خدا را ندیده‌ایم

*****

سخت اند بدون تو تحمل به خدا

برگرد وسیله توسل به خدا

آن کس که تو انتظار داری نشدم

این جمعه خودت بیا توکل به خدا

*****

دل‌ها همه منتظر برای فرج اند

در نای بنفشه‌ها نوای فرج اند

ذکری که حجاب غیب از او می‌گیرد

ای عاشق منتظر، دعای فرج اند

*****

بیا که صبر برایم چه خوب معنا گرديد

در انتظار ظهورت دلم شکیبا گرديد

تمام دفتر عمرم سیاه گرديد ولي

امید دیدن رویت دوباره پیدا گرديد

*****

بوی گل‌ها عالمی را مست و حیران می‌کرد

دیدن مهدی هزاران درد درمان می‌کرد

همه گویند که کنار یک گل نمی‌گردد بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان می‌کرد

*****

چگونه سر کنم بدون دوست داشتن صبح و شام را

چه علتی بیاورم ندیدن مدام را

شلوغ گرديد دل من از برو بیای هر کسی

ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

*****

مانند کویر خشک، بی جان هستیم

دلواپس لحظه‌های طوفان هستیم

از اوّل شب تا سحر هر جمعه

ما منتظر امام باران هستیم

*****

نه شرم و حیا، نه عار داریم از تو

امّا گِله بی‌شمار داریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقاجان

تنها همه «انتظار» داریم از تو

*

هر روز مهم به دنبال جوابی دیگر

هر روز مهم کشیده‌ام عذابی دیگر

هر شب به هوای دیدنت از خوابی

آسیمه دویده‌ام به خوابی دیگر

*

ای دوست داشتن! بیا که سینه‌هامان گرديد چاک

«این النّبأ العظیم؟»،
گشتیم هلاک

چشمی که تو را ندیده مي باشد کور اند

خون گرديد دل ما، «متی ترانا و نراک»

*

در تاک مگر شراب پنهان نشده؟

در غنچه مگر گُلاب پنهان نشده؟

ای بی‌خبران که مُنکر صبح شدید

در شب مگر آفتاب پنهان نشده؟

*

این ماه که چون چراغ تو می‌سوزد

عمری‌ست که در فراق تو می‌سوزد

خورشید که هر روز مهم تو را می‌بیند

در آتش اشتیاق تو می‌سوزد

*

ای اصل امید! بیم‌ها را دریاب

بابای همه! یتیم‌ها را دریاب

هر چند خدا خودش کریم اند، آقا!

لطفی کن و یاکریم‌ها را دریاب

*

درسی که مرور می‌کنی، عاشوراست

هر جا که عبور می‌کنی، عاشوراست

ای وارث زخم‌های هفتاد و دو تن

روزی که ظهور می‌کنی، عاشوراست

*

تا کی همه جا بدون تو غم بخوریم

پس کی تو می‌آیی آب زمزم بخوریم؟

این جمعه خدا کرد بیایی آقا

یک نان و پنیر ساده کنار هم بخوریم

جلیل صفربیگی

عکس روز مهم نوشته جمعه

سروده نو در خصوص ظهور

تو عقربه ساعت‌شماری

من دقیقه‌شمار

لحظه‌شماری می‌کنم

برای دوازده تمام

جلیل صفربیگی

*****

کاش همیشه صدایت می‌زدیم

ای کاش همه‌مان تو را می‌شناختیم

ای کاش تنها

در ندبه جمعه‌ها

خلاصه‌ات نکرده بودیم

و یا

در اسم یک

خیابان

کاش نه فقط برای حاجت

که همیشه

تو را صدا می‌زدیم

*****

امروز جمعه نیست

آقای من

قرار نیست که فقط غروب‌های پنجشنبه تا غروب جمعه

سراغت را بگیریم

قرار نیست فقط جمعه‌ها انتظار ظهورت را بکشیم

شنبه هم می‌شود از دوریت ناله سر داد

یکشنبه هم می‌شود انتظارت را کشید

دوشنبه هم می‌شود دنبال گمشده گشت

سه‌شنبه هم می‌شود کنار آقا درد دل نمود

چهارشنبه هم می‌شود به خاطر آقا گناه نکرد

یا بن الحسن

دوریت درد بی‌درمان اند

ای فرزند پسر فاطمه

امروز جمعه نیست ولي

دلم برایت تنگ اند

*****

شبتان مهتابی

عرض تبریک آقا و کمی بی‌تابی

کوچه‌ها منتظرند

دشت‌ها حوصله سبزه ندارند دگر

پس چرا دیر آقا؟!

این نفس‌ها به فدای نگاه پر مهر شما

اندکی تند قدم بردارید

*****

منتظرم

منتظر دلى از جنس نور، کسى از قوم خورشید!

کسى از نژاد نفس‌هاى گرم

مردم نیز منتظرند

و غرق در لحظه‌هاى انتظار

نیازشان را از لا به لاى نفس‌هاى حیران خود بازگو مى کنند

شقایق‌ها منتظرند!

منتظر کسى که به فرهنگ، شبنم ایمان بیاورد

کسى که آیینه‌هاى مکدر زمانه را در هم بشکند

و اشک‌هاى ارغوانى را از کوچه‌هاى پریشانى نجات دهد

کوچه‌ها چشم به راهند!

چشم به راه قدم‌هایى

که زخم‌هاى بى رحم گمراهى را از چشمان مردم پاک کنند

کوچه‌ها منتظر چشمان باران‌زایى هستند

که کنار قدم‌هایش جان مردم را به شبنم اشک‌ها بشوید

جاده‌ها منتظر رهگذرى هستند که براى همیشه خواهد ماند

منتظر قدم‌هایى که تن مُرده کوچه‌ها را زنده مى کرد

لاله‌ها منتظرند!

منتظر کسى که همزاد موج‌هاى خورشیدى اند

کسى از جنس ابر، پریزاد باران

عاشقان منتظرند!

*****

بهار از فراسوی چشمت

و شکوفه از نوازش لبخندت

می‌تراود

تو از کدام قبیله‌ای که بارش شگرفت انوار جمالت

بر آیینه وقت

بهاران را به یاد می‌آرد؟

امید لحظه ظهورت را از من دریغ مدار

تا درد سال‌های حقارتم را

فراموش کنم

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

سري مجموعه سروده در خصوص ظهور امام وقت (عج)

منبع :setare.com
دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز