یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » سري سروده در مورد خواهر | jahanehonar.ir
سري سروده در مورد خواهر | jahanehonar.ir

سري سروده در مورد خواهر | jahanehonar.ir

دنيا هنر:

سري سروده در مورد خواهر | jahanehonar.ir

سروده در مورد خواهر از شعرهای احساسی مهربانانه بوده چون حضور خواهر کنار محبت و دوست داشتن همراه هست. بهترین اشعار خواهرانه را در jahanehonar.ir بخوانید.

سروده در مورد خواهر
از احساسات پاک در پیوند خانوادگی و محبتی بی بدیل برآمده هست که از شدت دوست داشتن گاهی
به محبت نزدیک می‌شود. شاعرانی که این احساس محبت به خواهر را تجربه کرده‌اند، برای
خواهرشان و در مورد دوست داشتن خواهر شعرهایی زیبا سروده‌اند. گلچین زیباترین اشعار در مورد خواهر را در مطلب
پیش رو بخوانید.

پوستر خواهر غمگین

سروده در مورد خواهر
در قالب غزل و مثنوی

از مَلَک‌ها و پریان
سَرتری

مهربان‌تر از تو در
دنیا ندیدم خواهری

این زبانم قاصراست
از وصف تو

چون تو رویایی و من
خاکستری

چشم تو چون دُرِّنایاب
هست عزیز

ابروانت همچو شمشیر
نبرد هست تیزتیز

دلخوشم در آسمان چون
کنار تواَم

خواهرم از طالعم اشکی
نریز

گر نباشی من عصایم
سربی هست

کنار تو هر شب آسمانم
آبی هست

هرکُجا باشم، به یادت
قانعم

چون که مهرت در دلم
حکاکی هست

آرزوی هست بر دلم
خوشبختی‌ات

روحم و جان و تنم
قربانی‌ات

قرن‌هاست کس ندیده
در زمین

این همه صداقت، پاکی
و انسانیت

هر چه گفتم قطره ایست
از مهراو

خواهری چون او رویاییست
بر سرم

سید حامد سید کریمی

~~~~~✦✦✦~~~~~

خدایا خواهری دارم
مثال گوهر و الماس

که یار و یاور و غمخوار
برای این دل تنهاست

خدایا خواهری دارم
ز پاکی شهره عام هست

نگاه او برای من گرفتاری
یک دام هست

خدایا خواهری دارم
که مادر مهربان هم برایم مي باشد

توی شادی توی ماتم
همیشه پا به پایم مي باشد

ز وصف روی ماه او
چه گویم من نمی‌دانم

فرشته هست یا که انسان
هست خود من هم نمی‌دانم

عجب بخت خوشی دارم
که او نمودند مونس دردم

اگر او پیش من خواهد مي باشد
دگر دنبال چه گردم؟

تویی محبت و تویی روحم
تویی زیباتر از زیبا

تویی آرامش خاطر تویی زیباتر از دیبا

دلت لبریز از مهر
و وجودت غرق در نور هست

تویی دائم کنار من
اگرچه راه تو دور هست

خدا داند چه اندازه
وجودم غرق در رویت

نگاهم خیره چشم و
اسیر تاب ابرویت

روم قربان چشمانت
بگردم قد و بالایت

دلم تنها تو را خواهد
ببوسم خاک پاهایت

تو مهری و عجب نازی
نکن کنار این دلم بازی

چه گویم من نمیدانم
که تو عشقی و مهرنازی

اگر این سروده من زیباست
تو زیبا کرده‌ای آن را

وگر نه یک نگاهی هم
نیندازد کسی آن را

تو کنار معناترین معنا
تو الگوی همه زن‌ها

تویی رعناترین رعنا
تو مونس دل تنها

مهیار ارزنده

~~~~~✦✦✦~~~~~


مي باشد هم جان وهم جانانه
خواهر

انیس و مونس و فرزانه
خواهر

نهفته در دلش محبت
برادر

برادر شمع و چون پروانه
خواهر

بلی چون گوهر بی‌مثل
وهمتاست

نهفته در دل ویرانه
خواهر

به نیکی نام و عشقش
مانده برجا

به تاریخ دنيا افسانه
خواهر

به سان بلبل زیبا
و خوشرو

به کنج دل نموده لانه
خواهر

فروغ حسن او روشنگر
دل

صفای محفل و کاشانه
خواهر

ندارد رونقی کاشانه
بی او

چراغ پر فروغ خانه
خواهر

مي باشد دلدار و غمخوارت
همیشه

نباشد کنار غمت بیگانه
خواهر

اگر روی تو را یک‌دم
نبیند

شود از هجر تو دیوانه
خواهر

بریزد خون دل اندر
فراقت

ز چشم نرگس و مستانه
خواهر

اگر افسرده بیند روی
ماهت

شود قلبش ز غم چون
شانه خواهر

~~~~~✦✦✦~~~~~


مثل دو دوست مثل دو
یاور، کنار هم

زیباست زنده بودن
ما در کنار هم

کنار شوق روی گونه هم
بوسه می‌زنند

وقتی که می‌رسند دو
ساغر کنار هم

یک خانه پيش از اندازه برای
پرنده‌هاست

رشد دو تا درخت تناور
کنار هم

باید که واژه‌های
دنيا را بسیج گرداند

تا درد دل کنند دو
خواهر کنار هم

خوابیده اند در وسط
سنگ‌های شهر

حالا دو سنگ کوچک
مرمر کنار هم

عکس خاص نوشته خواهر سلام! کنار غزلی نیمه آمدم محمدعلی بهمنی


دریا شده هست خواهر
و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه
نشستم برابرش

خواهر سلام! کنار غزلی
نیمه آمدم

تا کنار شما قشنگ شود
نیم دیگرش

می‌خواهم اعتراف
کنم هر غزل که ما

کنار هم سروده‌ایم
دنيا کرده از برش

خواهر! وقت، وقت
برادرکشی‌ست باز

شاید به گوش‌ها نرسد
بیت آخرش

کنار خود ببر مرا که
نپوسد در این سکون

شعری که دوست داشتی
از خود رهاترش

دریا سکوت کرده و
من حرف می‌زنم

حس می‌کنم که راه
نبردم به باورش

دریا! منم! هم او
که به تعداد موج‌هایت

کنار هر غروب خورده
بر این صخره‌ها سرش

هم او که دل زده
هست به اعماق و کوسه‌ها

خون می‌خورند از
رگ در خون شناورش

خواهر! برادر تو
کم از ماهیان که نیست

خرچنگ‌ها مخواه بریسند
پیکرش

دریا سکوت کرده و
من بغض کرده‌ام

بغض برادرانه‌ای
از قهر خواهرش

محمدعلی بهمنی

~~~~~✦✦✦~~~~~


آمدی جانم به قربانت
چه خوش باز آمدی

آمدی اکنون ولی بس
دیر و بس شاد آمدی

آمدی خواهر، نشان
مهر مادر مهربان بر دلت

مادری کن بر عزیزانت
چو ماهی بر رُخَت

آمدی این سروده از
دل گفتی و شادت شدم

آمدی اکنون به بودن‌های
شیرینت خوشم

مهر گفتی یاد باران
شدیدش یاد باد

بهمن و سختی و سرمای
مدیدش یاد باد

دوری و سختی، نماز
و روزه ما مي باشد و بس

گریه‌ها و خنده‌ها
وقت و شب ما مي باشد و بس

ای تو خواهر سخت
بودن بر لبانت شاد باد

وز دو نوگل که سرودی
خانه ات آباد باد

حس زیبای وجود مریم
آمد بر تو خود

مادری کن بر تمام
مهر و بهمن‌های خود

حسین قربانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


هرکس که ندارد به
دنيا نعمت خواهر

افسوس که تنها مي باشد
و بی کس و یاور

در موقع تنگی و بلا
محنت و سختی

یک خواهر دلسوز به
از یک صف لشکر

هم رونق کاشانه و
هم نعمت و رحمت

دلسوز برادر مي باشد و
حامی مادر مهربان خواهر

اگر از درد و غم خویش
صبور هست

حاضر نبود خار رود
پای برادر

چون شمع شود آب و
به اطراف دهد نور

پروانه صفت بر جگر
خود زند آذر

دوران خوشی کنار پدرش
هست چه کوته

کوتاه‌تر از عمر گل
و میوه نوبر

تحت قدم مادر مهربان اگر
باغ بهشت هست

از قول محمد(ص) تو
بخوان ارزش مادر مهربان

در روی زمین نزد پدر محبت
مثل ندارد

یک موی سرش کنار همه
دنیاست برابر

هر کس دل خواهر شکند
رحم ندارد

بی رحم شفاعت نشود
در صف محشر

از بس که بها داده
خدا بر زن و دختر زن

نازل شده در منزلتش
سوره کوثر

خواهی شوی آگاه ز
دلسوزی خواهر

یادی تو ز زینب کن
و شاهنشه بی سر

هر لحظه کنم شکر به
درگاه الهی

زیرا که خدا داده
به من دختر زن و خواهر

عکس خاص دو خواهر

سروده کوتاه در مورد
خواهر

خواهرم تنها امید
و جان این برادری

خواهرم تو تار وپود
وعشق این برادری

من شوم خوار و حقیر
گر تو نباشی خواهرم

خوب من نیت کنی جان
دهم از برادری

از تو من آموختم رسم
رفاقت پیشگی

از تو من آموختم دوستی
محبت سادگی

از تو من آموختم آیین
خوب زندگی

از تو من آموختم ایمان
صداقت بندگی

احمد کتابی

~~~~~✦✦✦~~~~~


روزگار کودکی یادش
به خیر

آن همه شور و خوشی
یادش به خیر

کودکی را کودکانه
ساختیم

آن همه مهر و صفا
یادش به خیر

خواهر خوبم چه زیبا
خلاصه داستان‌ها می‌سرود

آن همه لطف و صفای
خواهرم یادش به خیر

خواهری هم چون فرشته
داشتم

آن همه عشقش به من
یادش به خیر

عزیز بزم‌آرا

~~~~~✦✦✦~~~~~


کنار تو ای خواهر خوب
افتخاری دارم

سربلندم در کوچه بازار
چه حسی دارم

تو که در پاکی و خوبی
شهره شهری

من به پرواز بلند
تو که ایمان دارم

امین عالی

~~~~~✦✦✦~~~~~


خواهرم سایه سرم

خواهرم روح پیکرم

دل و دلدار و دلبرم

خواهرم یار و یاورم

خواهرم ای پال و پرم

خواهرم بی تو بی پرم

تموم قلبم خورده کنار
نامت

هرجا که باشم می‌دهم
سلامت

~~~~~✦✦✦~~~~~


در شالیزار و باران
شیواترین تو بودی

از سبز‌ها گذشتی دلسوزترین
تو بودی

وصفت همیشه خواهد مي باشد تو
خواهر گرامی

در سروده زیبای من خواهرترین
تو بودی

سعید مطوری

~~~~~✦✦✦~~~~~


تو تنها خواهر مهتاب
دنیایی

تو تنها مهتر زیبای
بابایی

احمد جانجان

~~~~~✦✦✦~~~~~


خواهری دارم که جانم
همچنان در دست اوست

هر وقت گوید دهم
جانم به هر گفتار او

محمد رضا خطیبی والا

نقاشی سه خواهر

سروده نو خواهرانه

فسوس می خورم

وقتی که خواهرم

در این دروغزار پر
از کرکس

فکر پرنده ای ست

فکر پرنده ای که ز

پرواز مانده هست

گفتی سکوت خواهر من بدری

چون اهتزاز روح بیابان مي باشد

دیدم که خواهرم

در انزوای شبهای خود گریست

دستش زلال اشک روانش
را

پنهان سترد و ساکت
زیست

خواندم

خواهر حکایت من را

شبهای بی jahanehonar.ir تلاوت کن

بگذار باغ

بی اخبار

از من

در بستر حریری رویای سبز رنگ بیارامد

در شهرهای کوچک

چه باغهای بزرگی

چه سروهای بلندی

چه روحهای ساده و معصومی ست

خواهر حکایت من را

کنار آب جاری زاینده رود باید مي گويند

حمید مصدق

~~~~~✦✦✦~~~~~


و خواهرم که دوست
گلها مي باشد

و حرف‌های ساده قلبش
را

وقتی که مادر مهربان او را
می‌زد

به جمع مهربان و ساکت
آنها می‌برد

و گاه گاه خانواده
ماهی‌ها را

به آفتاب و شیرینی
مهمان می‌گرداند

فروغ فرخزاد

~~~~~✦✦✦~~~~~


من اعتمادِ عجیبی
به خواب‌های آینه دارم

راست می‌گوید خواهرم

تو بر ارابه‌ آفتاب

کنار اسبانی روشن از
روحِ آسمان خواهی آمد

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~


یکی مي باشد یکی نبود

زنی مي باشد که به جای
آبیاری گل‌های بنفشه

به جای خواندن آواز
ماه خواهر من هست

به جای علوفه دادن به مادیان‌ها آبستن

به جای پختن کلوچه
شیرین

ساده و اخمو

در سایه بوته‌های
نیشکر نشسته مي باشد و کتاب خواندني می‌خواند…

من تو را

او را

کسی را دوست می‌دارم

م. مهربان

~~~~~✦✦✦~~~~~


می‌نویسم کنار قشنگ‌ترین
احساسم برای بهترین خواهرم

خواهری دارم بهتراز
برگ‌های گل یاس

خواهری دارم زلال
تر ازآب چشمه

خواهری دارم که کنار
دنیا عوض نمی‌کنم نگرانی‌هایش را

~~~~~✦✦✦~~~~~


ای خواهر که گل دارم
تو را تصویر

قدیمی‌ها بگویند این:
هووی مادران باشند

ولی گر مادر مهربان دوم به
عالم مي باشد

آن بودی

خدا سرزنده ات داشته باشد
و پاینده…

چه زیباست دست تو
خواهر که هر بارم نوازش می‌کرد من را

محبت‌های لا وصفت
در این اوصاف نمی‌گُنجد

رفیق کودکی‌هایم

تو بالاتر از این‌هایی

که بر دست آورم ریزم
به دفتر خواهری گل را

به هر بار قهر و آشتی،
جر و بحث، دعوا

فزونی یافت این محبت
برادر بر تو زیبا خواهر دنیا

تو هم چون مادرم باشی

تو هم چون خواهر ارشد،
گل و تاج سرم باشی

بلا از چشم تو دور
و خدایا حافظت خواهد مي باشد

سیاه مشقی نثارت باد
که قدر خواهری را بیش از این دانم

که دنیایم به دنیایش
و جان بر خواهری چون او گره خورده

مبارک باد روزت ای
رفیق کودکی‌هایم

سید مهدی حاجی میرصادقی

~~~~~✦✦✦~~~~~


فرشته‌ای پاک، چشمانی
معصوم

قلبی پراز تپش، عشقی
پر از جنون

صدایی آرام، شخصيت
دلگشا

لبخندی از مهر، مهری
دلنواز

ساده یه ساده، پاک
و بی آلایش

مهربان و آرام، بدون
آرایش

دو بال پرواز، پرواز
در اوج

همیشه منتظر در رسیدن
به اوج

دعای خیرشبدرقه راه

چشمان منتظر، منتظر
ما

خودش همیشه سبز، عشقش
چون سهراب آبی

همیشه صفا داشته باشد، این
خواهر رویایی

خواهر خوبم، همیشه
محجوبم

دوستت دارم و می‌دانم
تویی همیشه محبوبم

مهسا دولت یاری

~~~~~✦✦✦~~~~~


خواهر خوب خواب‌های
بهاری

حالا هر واژه‌ای که
مرا به یاد تو می‌آورد بهاری هست

کاش می‌توانستم آن‌گونه
که بهار را

سروده را

و سرود را

زمزمه می‌کردم

نام مقدس تو را به
واژگانم بیاویزم

ای قدیسه

ای سایه‌سار بهار

کاش آن‌چنان که بر
دستان بهار شکوفه می‌رفت

فرصتی مي باشد تا بر دستان
مهربان خواهرانه‌ات بوسه می‌کاشتم

من حتی در آرزوی کاشتن
دعای بوسه‌ای بر پیشانی‌ات چشم بستم…

خواهر خوب خواب‌های
بهاری

شکوفه‌های مهربانی‌ات
را بر شاخسار خشکیده‌ام برمتاب

که تقدس بهار از برکت
نام تست

ای معصومیت بهار

گلم

خواهرم

مرا از بوسه‌های دعایت
بی‌نصیب مگذار

حافظ منصوری

عکس خاص خواهر و برادر

شعرهای کودکانه برای
خواهر

خواهر من تاج سرمه

دوسش دارم خواهرمه

کنار هم دیگه می‌ریم
بازی

نه قهر داریم نه لج
بازی

کنار هم دیگه مهربونیم

قدر همو خوب می‌دونیم

من یه کاری نمی کنم

اخماش بخوان برن تو
هم

نمی‌ذارم تا آخرش

خنده بره از رو لبش

خواهرمو دوسش دارم

همین یه خواهر رو
دارم

حمیدرضا ابراهیمی

~~~~~✦✦✦~~~~~


توی خانه جنگ هست

جنگ من کنار خواهر

پشت بالشتش باز

او گرفته سنگر

خرسی ما کنار اوست

من تک و تنهایم

می‌خورد گاهی تیر

توی دست و پایم

من تفنگم جاروست

او تفنگش کفگیر

گوله‌های جوراب

می شود بمب و تیر

ما به هم ساعت‌ها

تیر می‌اندازیم

هردو مان در این جنگ

عاقبت می‌بازیم

اسداله اسحاقی

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

سري سروده در مورد خواهر | jahanehonar.ir

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز