هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » سري اشعار در مورد حرف مردم
سري اشعار در مورد حرف مردم

سري اشعار در مورد حرف مردم

دنيا هنر:

سري اشعار در مورد حرف مردم

اشعار در مورد حرف مردم، گلایه شاعر اند از خلق دنيا که سخنان بی‌اساس را به شاعر نسبت می‌دهند. گلچین اشعار در مورد حرف مردم را در jahanehonar.ir بخوانید.

اشعار در مورد حرف مردم مضمونی اند که در همه دوران‌ها در مورد آن اشعار
بسیاری سروده شده اند. شاعر از شنیدن قضاوت‌های ناروای اطرافیان گلایه‌مند اند و
این گلایه را به گونه‌های مختلف در شعرش نشان می‌دهد. او پس از نقل حرف مردم، آنها
را پوچ و بی‌اساس و ناشی از بی‌خبری می‌داند. شعرهایی را که کنار مضمون حرف مردم سروده شده، به تفکیک در قالب‌های سنتی، رباعی و دوبیتی، تک‌بیت‌های ناب، اشعار نو و اشعار
کوتاه در مطلب پیش رو خواهید خواند.

عکس خاص نوشته مردم هنوز پشت سرم حرف می‌زنند

اشعار سنتی ایران در مورد حرف مردم

گویند شاه محبت ندارد وفا دروغ

گویند صبح نبود شام تو را دروغ

گویند بهر محبت تو خود را چه می‌کشی

بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ

گویند اشک چشم تو در محبت بیهده‌ست

چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ

گویند چون ز دور زمانه برون شدیم

زان سو روان نباشد این جان ما دروغ

گویند آن کسان که نرستند از خیال

جمله خیال بد قصص انبیا دروغ

گویند آن کسان که نرفتند راه راست

ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ

گویند رازدان دل اسرار و راز غیب

بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ

گویند بنده را نگشایند راز دل

وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ

گویند آن کسی که مي باشد در سرشت خاک

کنار اهل آسمان نشود آشنا دروغ

گویند جان پاک از این آشیان خاک

کنار پر محبت برنپرد بر هوا دروغ

گویند ذره ذره بد و نیک خلق را

آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ

خاموش کن ز گفته شد وگر گویدت کسی

جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ

مولانا

~~~~~✦✦✦~~~~~

عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته‌اند

من خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اند

پیش از این گویند کز عشقت پریشانست حال

گر بگفتندی که مجموعم پریشان گفته‌اند

پرده بر عیبم نپوشیدند و دامن بر گناه

جرم درویشی چه خواهد مي باشد تا به سلطان گفته‌اند

تا چه مرغم کم حکایت پیش عنقا کرده‌اند

یا چه مورم کم سخن نزد سلیمان گفته‌اند

دشمنی کردند کنار من لیکن از روی قیاس

دوستی خواهد مي باشد که دردم پیش درمان گفته‌اند

ذکر سودای زلیخا پیش یوسف کرده‌اند

حال سرگردانی آدم به رضوان گفته‌اند

داغ پنهانم نمی‌بینند و مهر سر به مهر

آن چه بر اجزای ظاهر دیده‌اند آن گفته‌اند

ور نگفتندی چه حاجت کآب چشم و رنگ روی

ماجرای محبت از اول تا به پایان گفته‌اند

پیش از این گویند سعدی دوست می‌داشته باشد تو را

پیش از آنت دوست می‌دارم که ایشان گفته‌اند

عاشقان دارند کار و عارفان دانند حال

این سخن در دل فرود آید که از جان گفته‌اند

سعدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


هر کو به خرابات مرا راه نماید

زنگ غم و تیمار ز جانم بزداید

ره کو بگشاید در میخانه به من بر

ایزد در فردوس برو بر بگشاید

ای جمع مسلمانان پیران و جوانان

در شهر شما کس را خود مزد نباید

گویند سنایی را نمودند شرم به یک بار

رفتن به خرابات ورا شرم نیاید

دایم به خرابات مرا رفتن از آنست

کالا به خرابات مرا دل نگشاید

من می‌روم و رفتن و خواهم رفتن

کمتر غمم اینست که گویند نشاید

سنایی

~~~~~✦✦✦~~~~~


مردم هنوز پشت سرم حرف می‌زنند

از اینکه سخت در به درم حرف می‌زنند

مردم از اینکه من به خودم پشت کرده‌ام

از حال خویش بی‌خبرم حرف می‌زنند

حق کنار درخت مي باشد سکوت همیشه سبز

کنار این گمان که کور و کرم حرف می‌زنند

از شاعری که عقده‌ای چشم‌های توست

از پاره پاره جگرم حرف می‌زنند

من کنار شما که حرف ندارم ولم کنید

کنار من کبوتران حرم حرف می‌زنند

سنگ گناه این‌همه چشم بدون شرح

کنار نازکای بال و پرم حرف می‌زنند

مردم از اینکه من به تو دل بسته ام عزیز

می‌خواهم از تو دل ببرم حرف می‌زنند

باور کنید چلچله‌های یتیم شهر

کنار من که سخت بی پدرم حرف می‌زنند

مردم به حال و وقت بدم خنده می‌زنند

مردم هنوز پشت سرم حرف می‌زنند

محمدعلی رضازاده

~~~~~✦✦✦~~~~~


این فصل، فصل آخر اند ببخش، عاشقانه نیست

صدبار گفته‌ام که می‌روم، ببخش صادقانه نیست

مردم مرا به چشم حقارت نگاه می‌کنند

گویند که این محبت، ببخش جاودانه نیست

آخر مرا به حرف مردم چه حاجت اند

این حرف‌ها ببخش برای من، آب و دانه نیست

محمدرضا ملکی

عکس خاص حرفهای مردم

دوبیتی و رباعی در مورد حرف مردم

گویند مرا که دوزخی خواهد مي باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

خیام

~~~~~✦✦✦~~~~~


در محبت تو گاه بت پرستم گویند

گه رند و خراباتی و مستم گویند

اینها همه از بهر شکستم گویند

من شاد به اینکه هر چه هستم گویند

ابوسعید ابوالخیر

~~~~~✦✦✦~~~~~


خلق می‌گویند: زهد و محبت کنار هم راست نیست

ما به ترک زهد گفتیم، این حکایت بر کجاست؟

ای که گفتی: از سر و سامان بیندیش و منوش

باده، بادست این سخن، سامان چه خواهد مي باشد؟ سر کجاست؟

اوحدی مراغه‌ای

~~~~~✦✦✦~~~~~


دگر من خسته ام از حرف مردم

شدم در کوچه محبت تو من گم

مگر مهمان چشمانت نبودم

چرا فرقی ندارد جو و گندم

حمید رضا عبدلی

~~~~~✦✦✦~~~~~

پشتمان طرح نقشه هایی هست

پشت هر نقشه حرف بسیار اند

تا دهان مفت و گوش ها مفتند

پشتمان حرف مفت بسیار اند

علیرضا آذر

عکس خاص نوشته پشت سر من حرف زیاد اند مگر نه

تک بیت‌های ناب کنار مضمون حرف مردم

گویند رمز محبت مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

*

تا مرا محبت تو تعلیم سخن گفتن گرداند

خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من اند

*

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن

وقت و شب عربده کنار خلق خدا نتوان گرداند

*

نقل هر جور که از خلق کریمت کردند

قول صاحب غرضان اند تو آن‌ها نکنی

حافظ

~~~~~✦✦✦~~~~~


آن‌ها که ز ما اخبار ندارند

گویند دعا اثر ندارد

*

مرا گوید یکی مشفق بدت گویند بدگویان

نکوگو را و بدگو را نمی‌دانم نمی‌دانم

*

طفلی اند سخن گفتن مردی اند خمش کردن

تو رستم چالاکی نی بچه چالیکی

*

غافل‌اند این خلق از خود ای پدر خوب

لاجرم گویند عیب همدگر

مولانا

~~~~~✦✦✦~~~~~


سعدی از سرزنش خلق نترسد هیهات

غرقه در نیل چه اندیشه کرد باران را

*

گویند نظر به روی خوبان

نهیست نه این نظر که ما راست

*

باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان

ترک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقلست

آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست

او همین صورت همی‌بیند ز معنی غافلست

*

افسوس خلق می‌شنوم در قفای خویش

کاین پخته بین که در سر سودای خام نمودند

سعدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


مر مرا گویی که پیران را نزیبد عاشقی

پیر گشتیم در هوای تو جوانی چون کنم

سنایی

~~~~~✦✦✦~~~~~


چند گویند به وحشی که نهان کن غم خویش

از که پوشد غم خود چون همه کس را اخبار اند

*

خوش آن روزی که چون گویند پیشت حرف مشتاقان

حدیث درد من هم از کناری در میان افتد

وحشی بافقی

~~~~~✦✦✦~~~~~


در ملک محبت هر که شفا یابد از مرض

رسوای خلق گردد و گویند سال ها

عرفی شیرازی

~~~~~✦✦✦~~~~~


گویند به هم مردم عالم گله 
خویش

پیش که روم من که ز عالم گله دارم؟

صائب تبریزی

~~~~~✦✦✦~~~~~


نگویند عاجز ز نظم اند هاتف

گروهی که خود گاه نظمند مضطر

هاتف اصفهانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


گویند رقیبان که ندارد سر تو یار

سلطان چه عجب گر سر درویش ندارد؟

عراقی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بیهده گفتار به یک سو فگن

حجت بر تو سخن حجت اند

ناصر خسرو

~~~~~✦✦✦~~~~~


طالبان محبت را دیوانه می‌گویند خلق

و آنکه در وی نیست عشقی، من نگویم: عاقلست

اوحدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بد خلقم و بد عهد، زبان بازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد اند مگر نه؟

فاضل نظری

~~~~~✦✦✦~~~~~


من اگر کافر و بی دین و خرابم به تو چه؟

من اگر مست می‌ و شرب و شرابم به تو چه؟

سیمین بهبهانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


حرف مردم باد اند باورش بیهوده

تو چرا می‌شنوی؟ این همیشه بوده

محمد خوشقدم

عکس خاص حرف مردم در پشت سر

اشعار نو در مورد حرف مردم

اگر شبی فانوس نفس‌های من خاموش نمودند

اگر به حجله آشنایی

در حوالی خیابان خاطره برخوردی

و عده‌ای به تو گفتند:

کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد

تو حرفشان را باور نکن

تمام این سال‌ها کنار من بودی

کنار دلتنگی دفاترم

در گلدان چینی اتاقم

در دلم…

یغما گلرویی

~~~~~✦✦✦~~~~~


می‌گویند تو که نیستی

تنبل می‌شوم

و سمبَل می‌کنم

هر مهمی را

کسی نیست به این کله‌پوک‌ها بگوید

وقتی تو نیستی چه فرق می‌کرد

فرقم را از کجا باز کنم

و یقه‌ام را تا کجا

عباس صفاری

~~~~~✦✦✦~~~~~


باورش کمی سخت اند، می‌دانم

منتها بارها به ماه گفته‌ام طوری بتابد

که بغض راه گلوی پنجره‌ای را نبندد

مخصوصا اگر باد

کنار خاطره بلند پیراهن زنی وزیده خواهد مي باشد

بارها گفته‌ام این شهر بهار ندارد

باغ ندارد

بهار نارنج ندارد

و آدم اگر دلش بگیرد

دردش را به کدام پنجره بگوید

که دهانش پیش هر غریبه‌ای باز نشود؟

لیلا کردبچه

~~~~~✦✦✦~~~~~


اجازه می‌دهی آرزویت کنم؟

بگذار همه بگویند: بیچاره دیوانه شده

من کاری کنار این
حرف ها ندارم

فقط می‌خواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم

موهایت را شانه کنم

دکمه‌های پیراهنت را ببندم

دستم را روی صورتت بکشم

وای دستم را رویِ صورتت بکشم

یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم؟

سحر رستگار

عکس خاص نوشته بگذار هرچه حرف پشتمان می زنند مردم

اشعار کوتاه در مورد حرف مردم

قایقت می‌شوم

بادبانم باش

بگذار هرچه حرف

پشت سرمان می‌زنند مردم،

باد هوا شود

دورترمان کرد

رضا کاظمی

~~~~~✦✦✦~~~~~


به حرف‌های مردم کاری نداشته باش

به زیبایی‌ات ادامه بده

میان خیال‌های شبانه‌ام

کامران رسول زاده

~~~~~✦✦✦~~~~~


زیباترین حرفت را بگو

شکنجه‌ پنهانِ سکوتت را آشکاره کن

و هراس مدار از آن که بگویند

ترانه‌ای بیهوده می‌خوانید

چرا که ترانه‌ ما

ترانه‌ بیهودگی نیست

چرا که محبت

حرفی بیهوده نیست

احمد شاملو

~~~~~✦✦✦~~~~~


آدم ها را جدی نگیرید

خودتان باشید

بغض‌ها را ببلعید

از هستی لذت ببرید

و محبت ببخشید به جانِ روزهایتان

آدم ها را جدی نگیرید

آدم ها گاهی خاکستری‌اند

سارا قبادی

~~~~~✦✦✦~~~~~


همه از تو حرف می‌زنند

و گمان می‌کنند

از آفتاب، آب، استعاره سخن می‌گویند

محمد شمس لنگرودی

~~~~~✦✦✦~~~~~


گفتند عینک سیاهت را بردار

دنیا پر از زیباییست

عینک را برداشتم

وحشت کردم از هیاهوی رنگ‌ها

عینکم را بدهید

می‌خواهم به دنیای یکرنگم پناه برم

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

سري اشعار در مورد حرف مردم

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز