لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » سري اشعار در خصوص غرور بیجا
سري اشعار در خصوص غرور بیجا

سري اشعار در خصوص غرور بیجا

دنيا هنر:

سري اشعار در خصوص غرور بیجا

اشعار در خصوص غرور بیجا در مذمت یکی از رذائل اخلاقی سروده شده و شاعر بیهودگی غرور را گوشزد می کرد. گلچین اشعار در خصوص غرور را در jahanehonar.ir بخوانید.

اشعار در خصوص غرور انسان، جایگاه واقعی فرد را به
او نشان می‌دهد تا به او بفهماند شایسته این همه غرور و خودبرتربینی نیست. سروده‌های
شاعران بسيار بزرگ پارسی‌زبان و شاعران معاصر ایران در قالب سنتی، تک بیت، اشعار نو و ترانه کنار مضمون غرور را در jahanehonar.ir بخوانید.

خوشنویسی مشو غره به امروزت که از فردا نِه ای آگه

اشعار در خصوص غرور بی‌جا در قالب سنتی


گرت ملک دنيا زیر نگین هست

به آخر جای تو زیر زمین هست

نماند کس به دنیا جاودانی

به گورستان نگر گر می‌ندانی

دنيا را چون رباطی کنار دو در دان

کزین در چون درآیی بگذری زان

تو غافل خفته وز هیچت اخبار نه

بخواهی آقا گر خواهی وگرنه

کسی کش فوت نزدیکی رسیدست

چنین گویند کو رگ برکشیدست

تو هم ای سست رگ بگشای دیده

کز اول بوده‌ای رگ برکشیده

تو را گر تو گدایی گر شهنشاه

سه گز کرباس و ده خشتست همراه

اگر ملکت ز ماهی تا به ماهست

سرانجامت برین دروازه راهست

چو بر بندند ناگاهت زنخدان

همه ملک دنيا آنجا، ز نخ دان

ز هر چیزی که داری کام و ناکام

جدا می‌بایدت گرديد در سرانجام

بسی کردست گردون دست کاری

نخواهد خواهد بود کس را رستگاری

بدین عمری که چندین پیچ داشته

مشو غره که پی بر هیچ داشته

عطار

~~~~~✦✦✦~~~~~


هیچ فرصت ورای آن مطلب

که کسی فوت دشمنان بیند

تا نمیرد یکی به ناکامی

دیگری دوستکام ننشیند

تو هم ایمن مباش و غره مشو

که فلک هیچ دوست نگزیند

شادکامی مکن که دشمن آقا

مرغ، دانه یکان یکان چیند

سعدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


خوش خلعتی‌ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی‌ست عمر ولی پایدار نیست

خوش منزلی‌ست عرصه روی زمین، دریغ

کآنجا مجال عیش و مقام قرار نیست

هر چند بهترین صور شکل آدمی‌ست

لیکن همه چو سرو قد گلعذار نیست

دل در دنيا مبند که کس را ازین عروس

جز آب دیده خون جگر در کنار نیست

مردی که در شمار خواهد بود این ساعت کجاست؟

کو را درین زمانه غم بی‌شمار نیست

غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار

کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست

زنهار اختیار مکن بهر منزلی

کآنجا به دست هیچ کسی اختیار نیست

امیرخسرو دهلوی

~~~~~✦✦✦~~~~~


عدسی وقت پختن، از ماشی

روی پیچید و گفته شد این چه کسی هست

ماش خندید و گفته شد غره مشو

زانکه چون من فزون و چون تو بسی هست

هر چه را می‌پزند، خواهد پخت

چه تفاوت که ماش یا عدسی هست

جز تو در دیگ، هر چه ریخته‌اند

تو گمان میکنی که خار و خسی هست

زحمت من برای مقصودی هست

جست و خیز تو بهر ملتمسی هست

کارگر هر که هست محترمست

هر کسی در دیار خویش کسی هست

فرصت از دست می‌رود، هشدار

عمر چون کاروان بی جرسی هست

هر پری را هوای پروازی هست

گر پر باز و گر پر مگسی هست

جز حقیقت، هر آنچه می‌گوییم

های‌هویی و بازی و هوسی هست

چه توان نمود! اندرین دریا

دست و پا میزنیم تا نفسی هست

نه تو را بر فرار، نیرویی هست

نه مرا بر خلاص، دسترسی هست

همه را بار بر نهند به پشت

کس نپرسد که فاره یا فرسی هست

گر که طاوس یا که گنجشکی

عاقبت رمز دامی و قفسی هست

پروین اعتصامی

~~~~~✦✦✦~~~~~

مرا به قصه مادربزرگ خواب مکن

غرور حوصله ام را چنین خراب مکن

به جستجوی تو در چشم‌های من غوغاست

بیا و بخت دو دریاچه را سراب مکن

چرا در آینه تکرار می‌شوی هر شب

بس هست چشم حریص مرا مجاب مکن

به بال‌های تو بستند روزهای مرا

کنون که عمر عزیز منی شتاب مکن

دو رودخانه به دریای چشم‌هایت ریخت

دو رود خسته و سرگشته را جواب مکن

عبدالجبار کاکایی

عکس خاص نوشته غره مشو به اینکه جهانت عزیز نمود

تک بیت کنار مضمون غرور بیجا

غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

زانک بلندت کرد تا بتواند فکند

مولانا

~~~~~✦✦✦~~~~~


بدین قالب که بادش در کلاهست

مشو غره که مشتی خاک را هست

***

ز مغروری کلاه از سر شود دور

مبادا کس به زور خویش مغرور

***

چند غرور ای دغل خاکدان

چند منی ای دو سه من استخوان

نظامی

~~~~~✦✦✦~~~~~


غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

زانکه بلندی دهد، تا بتواند فکند

عطار

~~~~~✦✦✦~~~~~


ایا، سرگشته دنیا مشو غره به مهر او

که بس سرکش که اندر گور خشتی زیر سر داشته

***

بدین ده روزه دهقانی مشو غره که ناگاهان

چو این پیمانه پر گردد نه ده مانده نه دهقان

سنایی

~~~~~✦✦✦~~~~~


حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود

عرض و مال و دل و دین در سر مغروری نمود

حافظ

~~~~~✦✦✦~~~~~


غره مشو به زور و توانایی

کاخر ضعیفی هست توانا را

ناصر خسرو

~~~~~✦✦✦~~~~~


کنار تو گویا زبان هر ذره

که: به دنیا چنین مشو غره

اوحدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


مشو غره حسن گفتار خویش

نکو کن چو گفتار، کردار خویش

جامی

~~~~~✦✦✦~~~~~


غره مشو به نعمت و دل در دنيا مبند

از فخر ملک و نعمت او اعتبار گیر

امیر معزی

~~~~~✦✦✦~~~~~


تو مست جام غروری همیشه، ای زاهد

مباش غره، که رنج خمار بهتر ازین

هلالی جغتایی

~~~~~✦✦✦~~~~~


به روشنی و به خوشی عیش غره
مشو

که ظلمت از پس نورست و زهر
زیر شکر

مسعود سعد سلمان

~~~~~✦✦✦~~~~~


عزیز من به متاع زمانه غره
مشو

که آنست داروی کیسه بران و
طراران

امیرخسرو دهلوی

پوستر غره مشو که مرکب مردان آقا را

دوبیتی و رباعی در خصوص غرور بی‌جا

غره مشو بدان که جانت عزیز
نمود

ای بس عزیز را که دنيا زود
نمود خوار

«مار هست این دنيا و جهانجوی
مارگیر

وز مارگیر مار بر آرد شبی
دمار»

عماره مروزی

~~~~~✦✦✦~~~~~


گر می‌نخوری طعنه مزن مستان
را

بنیاد مکن تو حیله و دستان
را

تو غره به آن مشو که می‌می‌نخوری

صد لقمه خوری که می‌غلام هست
آن را

خیام

~~~~~✦✦✦~~~~~


دنیا به مثل چو کوزه زرین هست

گه آب در او تلخ و گهی شیرین هست

تو غره مشو که عمر من چندین هست

کاین اسب عمل مدام زیر زین هست

ابوسعید ابوالخیر

~~~~~✦✦✦~~~~~


تا گردش گردون فلک تابان هست

بس عاقل بی هنر که سرگردان هست

تو غره مشو ز شادی ای گر داری

در هر شادی هزار غم پنهان هست

باباافضل کاشانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


ما هر دُوان خاموش خاموشیم،
ولي

چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

دیروزمان را کنار غروری پوچ
کشتیم

امروز هم زانسان، ولی آینده
ماراست

حسین منزوی

~~~~~✦✦✦~~~~~


هرچند نداری تو ز احساس، نشانی

من عاشق لبخند توام، گرچه
ندانی

مغرور و بداخلاق بشو کنار همه،
ولي

«کنار من به ازین باش
که کنار خلق جهانی»

نفیسه سادات موسوی

عکس خاص نوشته غرور همچون نقابی‌ست

اشعار نو در خصوص غرور

ما بدهکاریم به هم

به تمام دوستت دارم‌های ناگفته
ای که

پشت دیوار غرورمان ماند و
آنها را بلعیدیم

فقط و فقط برای اینکه نشان
دهیم منطقی هستیم

~~~~~✦✦✦~~~~~

مردها پسربچه‌های قوی‌اند

که اگر در آغوششان نگیری

و ساعت‌ها پای پرحرفی‌های
پسرکوچولوی درونشان ننشینی

ترک می‌خورند

و آنقدر مغرورند که

اگراین ترک هزاربار هم تمامشان
کرد

آخ نگویند

فقط بمیرند

آن هم طوری که آب از آب تکان
نخورد

حسنا میرصنم

~~~~~✦✦✦~~~~~


نمی‌خواهم شماره کنم

خال‌هایی را

که بر نقره شانه ات کاشته
ام

چراغانی را

که در خیابان چشمانت آویخته
ام

ماهیانی را

که در خلیج‌های تو پرورده
ام

ستارگانی را

که لای پیراهنت یافته ام

یا کبوترانی را

که میان سینه ات پنهان ساخته
ام

که چنین کاری

شایسته ی غرور من نیست

و کبریای تو

نزار قبانی

~~~~~✦✦✦~~~~~


انحنای روح من

شانه‌های خسته غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم،

شکسته هست...

قیصر امین پور

~~~~~✦✦✦~~~~~


غرور همچون نقابی‌ست که

به پشتوانه اش می‌توانی

تصویر درهم ویرانی‌ات را پنهان
کنی
!

تو هیچ چیز از من نمی‌دانی

نمی‌دانی چه قدر سخت هست

در برابر آن همه زیبایی تو

سیل نگاهم را

پشت سد غرورم مهار کنم و

نقش کسی را بازی کنم که برایش

خواهد بود و نبود تو

خالی از اهمیت هست

تو بهتر از هر منتقدی می‌توانی
تشخیص دهی

بازیگر خوبی هستم یا نه؟!

***

دنیا در برابر زیبایی تو

مات می‌شود و ترس بَرَم
می‌داشته

که نکند غرورم تاب نیاورد
و

داخل ویرانم برایت پدیدار
شود
.

شکنجه گر!

برای غرورم هم که شده

فاصله ات را کنار من رعایت کن!

مصطفی زاهدی

~~~~~✦✦✦~~~~~


می‌توانم سکوت کنم

یا مثلا از قطاری حرف بزنم

که نیم ساعت تأخیر داشت

می‌توانم چشمهایم را ببندم

یا به پرنده ای دور از تو
خیره شوم

که روی سیم برق برف‌هایش را
می‌تکاند

اصلا می‌توانم کنار هر سیاست
نخ‌نما شده دیگری

غرور مردانه ام را حفظ کنم

ولي احمقانه هست،

احمقانه هست وقتی

شعرهایم آنقدر ساده اند

که کودکانه اعتراف می‌کنند

من تو را دوست دارم

بهرام محمودی

~~~~~✦✦✦~~~~~


حالا که کسی در حوالی خلوت
خاموش ما نیست

لحظه یی به دور از قافیه‌های
غرور و گلایه به من بگو

آیا تمام این ترانه‌های اشک
آلود

به تکرار آن روزهای زلال زنبق
و رازقی نمی‌ارزند؟

یغما گلرویی

عکس خاص نوشته یه امشب غرور رو بذارش کنار

ترانه در خصوص غرور و محبت

نذار امشبم کنار یه بغض سر بشه

بزن زیر گریه چشات تر بشه

بذار چشماتو خیلی آروم رو هم

بزن زیر گریه سبک شی یه کم

یه امشب غرور رو بذارش کنار

اگه ابری هستی کنار لذت ببار

بزن زیر گریه چشات تر بشه

هنوزم اگه عاشقش هستی که

نریز غصه‌هاتو تو قلبت دیگه

غرورت نذار دیگه خسته‌ت کنه

اگه نیست باید دلشکسته‌ت کنه

نمی‌تونی پنهون کنی داغونی

نمی‌تونی یادش نباشی؛ به این آسونی

هنوز عاشقی‏و دوسش داری تو

نشونش بده اشکای جاری‏تو

نمی‌تونی پنهون کنی داغونی

نمی‌تونی یادش نباشی؛ به این آسونی

علی استیری

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

سري اشعار در خصوص غرور بیجا

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز