نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » زیباترین اشعار در مورد محبت | jahanehonar.ir
زیباترین اشعار در مورد محبت | jahanehonar.ir

زیباترین اشعار در مورد محبت | jahanehonar.ir

دنيا هنر:

زیباترین اشعار در مورد محبت | jahanehonar.ir

سروده در مورد محبت از اشعار ناب پارسی هست. شاعر بسته به اینکه عابد و عارف مي باشد یا عاشق و شیدای معشوق زمینی، به محبت معانی متفاوتی در سروده می بخشد.

سروده در مورد محبت در بیشتر دیوان‌های شعری به چشم می‌خورد. محبت
به محبت بیش از اندازه گفته می‌شود و هر یک از شاعران بسته به روحیات و دنيا‌بینی
خود یکی از معانی محبت را در سروده خود به کار گرفته اند که نگاه‌های متفاوت آنها
باعث تقسیم محبت به روحانی، الهی، حقیقی، مجازی، آسمانی و زمینی شده هست. در دوره
معاصر محبت در سروده بیشتر به محبت زمینی تعبیر می‌شود. اشعار متنوع و گوناگون ادبیات پارسی در مورد
محبت را در jahanehonar.ir بخوانید.

عکس روز مهم خوشنویسی گویند محبت چیست بگو ترک اختیار

گزیده اشعار سنتی در مورد محبت

آن روح را که محبت حقیقی شعار نیست

نابوده به که بودن او غیر عار نیست

در محبت باش که مست عشقست هر چه هست

بی کار و بار محبت بر دوست بار نیست

گویند محبت چیست بگو ترک اختیار

هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار

هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد

دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست

تا کی کنار گیری معشوق مرده را

جان را کنار گیر که او را کنار نیست

آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان

گلزار محبت را مدد از نوبهار نیست

آن گل که از بهار خواهد بود خار یار اوست

وآن می که از عصیر خواهد بود بی‌خمار نیست…

مولانا

❆❆❆❆❆

خانه پر خواهد بود از متاع صبر این دیوانه را

سوخت محبت خانه سوز اول متاع خانه را

خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد هست

قرب شمع هست آنکه خاکستر کرد پروانه را

هر چه گویی آخری داشته باشد به غیر از حرف محبت

کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را

گرد ننشیند به طرف دامن آزادگان

گر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را

می ز رطل محبت خوردن کار هر بی ظرف نیست

وحشیی باید که بر لب گیرد این پیمانه را

وحشی بافقی

❆❆❆❆❆

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

محبت پیدا نمودند و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای گرداند رخت دید ملک محبت نداشت

عین آتش نمودند از این غیرت و بر آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد

برق غیرت بدرخشید و دنيا برهم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز

دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند

دل غمدیده ما خواهد بود که هم بر غم زد

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت

دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

حافظ آن روز مهم طربنامه محبت تو نوشت

که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

حافظ

❆❆❆❆❆

دنيا بی محبت سامانی ندارد

فلک بی میل دورانی ندارد

نه مردم نمودند کسی کز محبت پاکست

که مردم محبت و باقی آب و خاکست

چراغ جمله عالم عقل و دینست

تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

اگر چه عاشقی خود بت پرستیست

همه مستی شمر چون ترک هستیست

به محبت ار بت پرستی دینت پاکست

وگر طاعت کنی بی محبت خاکست…

فدای محبت شو گر خود مجازیست

که دولت را درو پوشیده رازیست

حقیقت در مجاز اینک پدید هست

که فتح آن خزینه زین کلید هست…

امیرخسرو دهلوی

❆❆❆❆❆

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد

دودش به سر درآمد و از پای درفتاد

مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست نمودند

فارغ ز مادر مهر و پدر خوب و سیم و زر فتاد

رامین چو اختیار غم محبت ویس گرداند

یک بارگی جدا ز کلاه و کمر فتاد

وامق چو کارش از غم عذرا به جان رسید

کارش مدام کنار غم و آه سحر فتاد

زین گونه صد هزار کس از پیر و از جوان

مست از شراب محبت چو من بی‌اخبار فتاد

بسیار کس شدند اسیر کمند محبت

تنها نه از برای من این شور و شر فتاد

روزی به دلبری نظری گرداند چشم من

زان یک نظر مرا دو دنيا از نظر فتاد

محبت آمد آن چنان به دلم در زد آتشی

کز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد

بر من مگیر اگر شدم آشفته دل ز محبت

مانند این بسی ز قضا و قدر فتاد

سعدی ز خلق چند نهان راز دل کنی

چون ماجرای محبت تو یک یک به درفتاد

سعدی

تایپوگرافی واژه محبت

گلچین غزل معاصر کنار مضمون محبت

آن نه محبت هست که بتوان بر غمخوارش برد

یا توان طبل‌زنان بر سر بازارش برد

محبت می‌خواهم از آن‌سان که رهایی مي باشد

هم از آن محبت که منصور، سر دارش برد

عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت

نه که گویند خسی خواهد بود که جوبارش برد

دلت ایثار کن آن‌سان که حقی کنار حقدار

نه که کالاش کنی، گویی طرارش برد

شوکتی خواهد بود در این شیوه شیرین روزی

محبت بازاری ما رونق بازارش برد

محبت یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ

که به عمری نتوان دست در آثارش برد

انسان میدانی اگر مي باشد از این جوهر ناب

کاری از پیش رود کارستان که «آرش» برد

حسین منزوی

❆❆❆❆❆

هر چه این احساس را در انزوا پنهان کرد

می‌تواند از خودش تا کی مرا پنهان کرد؟

محبت، قابیل هست؛ قابیلی که سرگردان هنوز

کشته خود را نمی‌داند کجا پنهان کرد

در خودش، من را فرو خورده ست، می‌خواهد چه قدر

ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کرد؟

هرچه فریاد هست از چشمان او خواهم شنید

هر چه را او سعی داشته باشد بی صدا پنهان کرد

آه!، مردی که دلش از سینه‌اش بیرون زده ست

حرف‌هایش را، نگاهش را، چرا پنهان کرد؟

خسته هرگز نیستم، بگذار بعد از سال‌ها

باز من پیدا شوم، باز او مرا پنهان کرد

نجمه زارع

❆❆❆❆❆

من در پی رد تو کجا و تو کجایی

دنبال تو دستم نرسیده هست به جایی

ای «بوده» که مثل تو نبوده هست، نگو هست

ای «رفته» که در قلب منی گرچه نیایی

این محبت زمینی هست که آغاز صعود هست

پایبند «هوس» نیستم ای محبت «هوایی»

قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم

وای از تو چه سخت هست همین قدر جدایی

ای قطب کشاننده پر جاذبه دیگر

وقت هست دل آهنی‌ام را بربایی

گفتی و ندیدی و شنیدی و ندیدم

دشنام و جفایی و دعایی و وفایی

یک عالمه راه آمده‌ام کنار تو و یک بار

بد نیست تو هم کنار من اگر راه بیایی

مهدی فرجى

❆❆❆❆❆

گر عقل پشت حرف دل، ولي نمی‌گذاشت

تردید پا به خلوت دنیا نمی‌گذاشت

از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست

می‌نمودند گذشت… وسوسه ولي نمی‌گذاشت

این قدر اگر معطل پرسش نمی‌شدم

شاید قطار محبت مرا جا نمی‌گذاشت

دنیا مرا فروخت ولی کاش دست‌کم

چون بردگان مرا به تماشا نمی‌گذاشت

شاید اگر تو نیز به دریا نمی‌زدی

هرگز به این جزیره کسی پا نمی‌گذاشت

گر عقل در جدال جنون، انسان جنگ خواهد بود

ما را در این مبارزه تنها نمی‌گذاشت

ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین

در خون مرا به حال خودم وا نمی‌گذاشت

ما داغدار بوسه‌ وصلیم چون دو شمع

ای کاش محبت سر به سر ما نمی‌گذاشت

عقل بیهوده سر طرح معما داشته باشد

بازی محبت مگر شاید و ولي داشته باشد…

تلخی عمر به شیرینی محبت آکنده هست

چه سر انجام خوشی گردش دنیا داشته باشد…

محبت رازیست که تنها به خدا باید گفته شد

چه سخن ها که خدا کنار من تنها داشته باشد

فاضل نظری

❆❆❆❆❆

فوت آن هست که محبت تو توهّم گردد

آن‌که می‌خواست تو را، قسمت مردم گردد

یا که کنار سادگی عاشق شوی و چندی بعد

دل تو متّهمِ سوءِ تفاهم گردد

پیش آدم اخبار از میوه‌ ممنوعه نبود

حیفِ محبت هست که تعبیر به گندم گردد

اشکم افتاد به خاک و به خدا دیدن داشت

چه کسی دیده وضویی که تیمّم گردد؟

مثل یک برکه بی‌ماه فقط می‌خواهم

آن‌چنان غرق تو باشم که دلم گم گردد

باز هم حرفِ دلم را
که نگفتم… گفتم؟

محبت بهتر که همین‌گونه ترنّم گردد

سیدمهدی طباطبایی

❆❆❆❆❆

ای محبت! ای عمیق‌ترین احتیاج‌ها

درمان دردها و خود از بی علاج‌ها

ایمانِ کفر، شادیِ غم، شوقِ بی امید

آمیزه‌ شگرف‌ترین امتزاج‌ها

کنار یاد گیسوان خمت باز مانده‌ام

کنار صد هزار سلسله از اعوجاج‌ها

کنار اعتبار حسن، نه کنار حسن اعتبار

در سکه‌های قلب در افکن رواج‌ها

دلسرد مثل قطب شدم، سهم من نشد

یک شعله بوسه از لب آتش مزاج‌ها

وقتی ز چشم‌های تو گیسو کنار رفت

در شام‌های تیره عیان نمودند سراج‌ها

در انتهای سروده به آغاز می‌رسم

ای محبت! ای عمیق ترین احتیاج‌ها

سیدمحمدمجید موسوی گرمارودی

خوشنویسی غم محبت

ابیات پراکنده
در مورد محبت

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

محبت داند که در این دایره سرگردانند

یک قصه بیش نیست غم محبت وین عجب

کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر هست

آن عشوه داد محبت که مفتی ز ره برفت

وان لطف گرداند دوست که دشمن حذر گرديد

عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز

زان که گوی محبت نتوان زد به چوگان هوس

راهیست راه محبت که هیچش کناره نیست

آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به محبت دهی خوش دمی خواهد بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

حافظ

❆❆❆❆❆

اگر تو عمر در این ماجرا کنی سعدی

حدیث محبت به پایان رسد نپندارم

سعدی

❆❆❆❆❆

گرز برآورد محبت کوفت سر عقل را

نمودند ز بلندی محبت چرخ فلک پست دوش

محبت از اول چرا خونی خواهد بود

تا گریزد آنک بیرونی خواهد بود

محبت جوشد بحر را مانند دیگ

محبت ساید کوه را مانند ریگ

محبت بشکافد فلک را صد شکاف

محبت لرزاند زمین را از گزاف

مولانا

❆❆❆❆❆

در اصل حل مسأله محبت کس نکرد

یا ما بدین دقیقه مشکل نمی‌رسیم

قیدیست قید محبت که ذوقش کسی که یافت

هرگز طلب نکرد دل باز رسته‌ای

وحشی بافقی

❆❆❆❆❆

طریق محبت سستی بر نتابد

محبت جز درستی بر نتابد

ای صوفی، ار تو منکر عشقی به زهد کوش

ما را ز محبت توبه نفرمود پیر ما

پیوسته من ز محبت حذر کردمی، کنون

آن چشم‌های شوخ مرا عشقباز گرداند

محبت بی‌علت ترنج دوستی بار آورد

گر به علت محبت ورزی رنج و تیمار آورد

اوحدی مراغه ای

❆❆❆❆❆

غم محبت تو، به جان هست و نگویم به کسی‌

که در این بادیه غمزده، غمخواری‌ نیست

امام خمینی

❆❆❆❆❆

محبت همدست به تقدیر نمودند و کار مرا ساخت

برو ای عقل که کاری تو به تدبیر نکردی

شهریار

❆❆❆❆❆

محبت نام بی نشانه هست و کس

نام دیگری بدان نمی‌دهد

قیصر امین پور

❆❆❆❆❆

کجاست محبت که تا قید آبرو بزنیم

به کوی میکده‌ها باز ‌های و هو بزنیم…

بیژن ترقی

❆❆❆❆❆

کمی دیر آمدی ای محبت ولي باز کنار این حال

اگر چیزی از این غارت‌زده باقیست غارت کن

حسین زحمتکش

❆❆❆❆❆

در محبت خوشا فوت که این بودن ناب هست

وقتی همه بودن ما جز هوسی نیست

هوشنگ ابتهاج

❆❆❆❆❆

«باوفا» خواندمت از عمد که تغییر کنی

گاه در محبت نیاز هست به تلقین کردن

کاظم بهمنی

❆❆❆❆❆

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در محبت از گدایی بهتر هست

فاضل نظری

❆❆❆❆❆

مزه محبت به این خوف و رجاهاست رفیق

محبت سرگرمی‌اش آزار و تسلاست رفیق

انسیه سادات هاشمی

❆❆❆❆❆

پروار می‌شویّ و گرفتار می‌شوی

ای محبت! ای پرنده در بند! پر بگیر

سعید توکلی

❆❆❆❆❆

قصه ما و محبت ما ماه به چاه کردنست

قول و غزل چه سان که این نامه سیاه کردنست

نسرین قلندری

❆❆❆❆❆

می‌نوشتم محبت دستم بوی شبنم می‌گرديد

آهِ حوای داخل، دامان آدم می‌گرديد

غزل تاجبخش

تایپوگرافی ای محبت در آتش تو فریاد خوش هست

گزیده رباعی راجع به محبت

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در محبت ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم باوفا ندیدم جز درد

یک مونس نامزد ندارم جز غم

حافظ

❆❆❆❆❆

آنان که زبان محبت را می‌دانند

لب بسته سرود عاشقی می‌خوانند

کنار رفتن‌شان ترنم آمدن هست

خورشید غروب کرده را می‌مانند

سیدحسن حسینی

❆❆❆❆❆

ای خانه ات آباد، خراباتت کو؟

ای چشمه نور، انشعاباتت کو؟

در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست

ای محبت ستاد انتخاباتت کو؟

مهدی جهاندار

❆❆❆❆❆

ای محبت در آتش تو فریاد خوش
هست

هر کس که در آتش تو افتاد خوش هست

بیداد خوش هست از تو وز هستی ما

خاکسترکی سپرده بر باد خوش هست!

ای دل به کمال محبت آراستمت

از هر چه به غیر محبت پیراستمت

یک عمر اگر سوختم و کاستمت

امروز چنان شدی که می‌خواستمت

ای محبت غم تو سوخت بسیار مرا

آویخت مسیح‌وار بر دار مرا

چندان که دلت خواست بیازار مرا

مگذار مرا ز دست مگذار مرا

ای محبت پناهگاه پنداشتمت

ای چاه نهفته راه پنداشتمت

ای چشـــــم سیاه، آه ای چشم سیاه

آتش بودی نگاه پنداشتمت

کنار یاد تو لبریز کنم جامم را

نام تو شکرریز کرد کامم را

ای محبت تو برده تاب و آرامم را

در جام تهی ببین سرانجامم را

فریدون مشیری

عکس روز مهم نوشته درخت محبت

سروده نو در مورد محبت

چطور آن همه شب بین موهایت جا دادی؟

چگونه یک سبد بهار در چشم‌هایت کاشتی؟

چطور این همه محبت روی لب‌هایت جا نمودند؟

آه

چگونه بغل بغل رویا در آغوش داری؟

چطور رنگین کمان به گردنت آویخته‌ای؟

چطور دریا دریا دوستت دارم پشت پلک‌هایت هست و

خروار خروار بوسه در دهانت

چگونه هست که اینگونه هست حسم به تو؟

مگر اینکه

تو محبت نباشی!؟

حامد نیازی

❆❆❆❆❆

هوای محبت نمی‌گیرد

خانه دلم

عطرِ تنت شده هست

خلاءِ نبودن

سیدمحمدحسین میران

❆❆❆❆❆

نه

کاری به کار محبت ندارم

من هیچ چیز و هیچ کسی را

دیگر در این زمانه دوست ندارم

انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز مهم خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا هر چیزی و هر کسی را

که دوست‌تر بداری

حتی اگر یک نخ سیگار

یا زهرمار مي باشد

از تو دریغ می‌کرد

پس

من کنار همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار، دیگر

کاری به کار من نداشته مي باشد

این سروده تازه را هم

ناگفته می‌گذارم

تا روزگار بو نبرد…

گفتم که

کاری به کار محبت ندارم!

قیصر امین پور

❆❆❆❆❆

و گناه ما این خواهد بود که محبت اولشان نبودیم

برای همین چشم‌هایمان به نظر زیبا نمی‌آمد

و بدخلقی‌هایمان روی چشم‌های کسی جا نداشت

برای بودن و ماندنمان زمین را به آسمان ندوختند

و هیچ‌کار برای ثابت کردن دوست داشتن‌هایشان انجام نداند

تار موهایمان قافیه سروده و غزل نشد

و صدایمان تسکین دردهایشان

ما محبت اول نبودیم

وگرنه

برای دیدنمان لحظه شماری می‌کردند

و برای لمس آغوشمان پیش قدم می‌شدند

تنها نمی‌ماندیم

یاد یک نفر خودمان را از یادمان نمی‌برد

بغض قورت نمی‌دادیم

اشک‌هایمان دیده می‌نمودند

دوستت دارم‌هایمان به گوششان می‌رسید

و سهممان می‌نمودند خواسته شدن

فاطمه جوادی

❆❆❆❆❆

از درخت محبت

بالاترین شاخه را خواستم

کال‌ترین میوه نصیبم نمودند؛

دلتنگی

سمیرا آنالویی

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

زیباترین اشعار در مورد محبت | jahanehonar.ir

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز