قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » زیباترین اشعار در خصوص کارون | jahanehonar.ir
زیباترین اشعار در خصوص کارون | jahanehonar.ir

زیباترین اشعار در خصوص کارون | jahanehonar.ir

دنيا هنر:

زیباترین اشعار در خصوص کارون | jahanehonar.ir

سروده در خصوص کارون ادای دین شاعران ایرانی به پيش از اندازه ترین رودخانه و میراث طبیعی ایران اند. اشعاری را که در خصوص کارون سروده شده، در jahanehonar.ir بخوانید.

سروده در خصوص رود
کارون توسط شاعران بسیاری از ایران زمین سروده شده اند؛ چرا که رود کارون متعلق به همه ایرانیان اند و جایگاه
خاصی در میان ایشان داشته. اولین تمدن‌های بشری کنار این رود تشکیل شده و طولانی‌ترین، پرآب‌ترین و پيش از اندازه‌ترین رودخانه ایران اند. رود کارون در
۲۰ بهمن ۱۳۸۹ توسط سازمان میراث فرهنگی در فهرست میراث
طبیعی ایران
قرار شد. در مطلب پیش رو شعرهایی را که در وصف این رود پيش از اندازه سروده
شده در قالب سنتی، سروده نو و ترانه بخوانید.


عکس رود کارون در غروب

گلچین سروده سنتی در خصوص کارون

خوشا فصل بهار و
رود کارون

افق از پرتو خورشید،
گلگون

ز عکس نخل‌ها بر
صفحه آب

نمایان صدهزاران
نخل وارون

دمنده کشتی کلگای
زیبا

به دریا چون موتور
بر روی هامون

قطار نخل‌ها از هر
دو ساحل

نمایان گشته کنار ترتیب
موزون

چو دو لشکر که بندد
خط زنجیر

به قصد دشمن از بهر
شبیخون

ملک الشعرا بهار

~~~~~✦✦~~~~~


بلم، آرام چون قویی
سبکبار

به نرمی بر سر کارون
همی رفت

به نخلستان ساحل
قرص خورشید

ز دامان افق بیرون
همی رفت

شفق بازیکنان در
جنبش آب

شکوه دیگر و راز
دگر داشت

به دشتی بر شقایق
باد سر مست

تو پنداری که پاورچین
گذر داشت

جوان پاروزنان بر
سینه موج

بلم می‌راند و جانش
در بلم مي باشد

صدا سر داده غمگین،
در ره باد

گرفتار دل و بیمار
غم مي باشد

دو زلفونت مي باشد تار
ربابم

چه می‌خوای ازین
حال خرابم

تو که کنار ما سر یاری
نداری

چرا هر نیمه شو آیی
بخوابم

داخل قایق از باد
شبانگاه

دو زلفی نرم نرمک
تاب می‌خورد

زنی خم گشته از قایق
بر امواج

سر انگشتش به چین
آب می‌خورد

صدا، چون بوی گل
در جنبش باد

به آرامی به هر سو
پخش می‌گشت

جوان می‌خواند و
سرشار از غمی گرم

پی دستی نوازش‌بخش
می‌گشت:

تو که نوشُم نئی
نیشُم چرایی

تو که یارم نئی پیشُم
چرایی

تو که مرهم نئی زخم
دلم را

نمک پاش دل ریشم
چرایی؟

خموشی مي باشد و بانو خانم در
پرتو شام

رخی چون رنگ شب نیلوفری
داشت

ز آزار جوان دلشاد
و خرسند

سری کنار او، دلی کنار
دیگری داشت

ز دیگر سوی کارون
زورقی خُرد

سبک، بر موج لغزان
پیش می‌راند

چراغی، کور سو
می‌زد به نیزار

صدایی سوزناک از
دور می‌خواند

نسیمی این پیام آورد
و بگذشت:

چه خوش بی مهربونی
از دو سربی

جوان نالید زیر لب
به افسوس

که یک سر مهربونی
دردسر بی

فریدون توللی

~~~~~✦✦~~~~~


کارون چو گیسوان
پریشان دختری

بر شانه‌های لخت
زمین تاب می‌خورد

خورشید رفته اند
و نفس‌های داغ شب

بر سینه‌های پر تپش،
آب می‌خورد

دور از نگاه خیره
من، ساحل جنوب

افتاده مست دوست داشتن در
آغوش نور ماه

شب کنار هزار چشم درخشان
و پر ز خون

سر می‌کشد به بستر
عشاق بی گناه

نیزار، خفته خامش
و یک مرغ ناشناس

هر دم ز عمق تیره
آن ضجه می‌کشد

مهتاب می‌دود که
ببیند در این میان

مرغک میان پنجه وحشت
چه می‌کشد

بر آب‌های ساحل شط،
سایه‌های نخل

می‌لرزد از نسیم
هوس‌باز نیمه شب

آوای گنگ همهمه قورباغه‌ها

پیچیده در سکوت پر
از راز نیمه شب

در جذبه‌ای که حاصل
زیبایی نیمه شب اند

رویای دور دست تو
نزدیک می‌شود

بوی تو موج می‌زند
آنجا، به روی آب

چشم تو می‌درخشد
و تاریک می‌شود

بیچاره دل که کنار
همه امید و اشتیاق

بشکست و گرديد به دست
تو زندان دوست داشتن من

در شط خویش رفتی
و رفتی از این دیار

ای شاخه شکسته ز
طوفان دوست داشتن من

فروغ فرخزاد

عکس بر فراز کارون

خوشا اقلیم خوزستان
و خورشید خطرخندش

پسین و صبح نخلستان،
شب کارون و اروندش

جواهر شرمگین، چون
کیمیا، از خاک زرخیزش

و شیرین ‌کام دریا
زآب‌های آبرومندش

زمستان رفته اند
از یاد تقویمش که هر سالی

بهاران ست و تابستان،
خزان هم روزکی چندش

پس از ایام نوروزی،
به تابستان گراید سال

بهار از سینه آذر،
بوَد تا ساق اسفندش

به نخلستان از آن
بینی به سر هر نخل را چتری

که آتش بارد از خورشید
قهّار ظفرمندش

شقایق‌زارها بینی
شکفته در زمستان‌ها

که در جای دگر هرگز
نمی‌بینی همانندش

اگر من پیش از این
می‌دیدم اینجا را، نمی‌گفتم
:

خوشا طهران و چشم‌انداز
بشکوه دماوندش

لب کارون و اروندش
تفرجگاه‌ها بینی

که از حسرت کرد خون
در دل تجریش و دربندش

مسافر بیند ار شب‌های
کارون و بلم‌رانی

نخواهد مي باشد دیگر
هیچ‌جا چندین خوشایندش

خبرها می‌شنیدم حسن
سبز هند را بسیار

ولی دیدم به خوزستان
عیان بی‌مثل و مانندش

مکرر کن «امید» این
نغمه تا خاطرنشین گردد
:

خوشا اقلیم خوزستان
و خورشید خطرخندش

مهدی اخوان ثالث

~~~~~✦✦~~~~~


باران گرفته در هوای
رود کارون

بر غربت بی انتهای
رود کارون

شرجی ترین بغض خدا
اینجا شکسته ست

ردِّ تو داشته ردّ
پای رود کارون

اینجا تمام لهجه‌ها
رنگ تو دارند

حتی صدای بی صدای
رود کارون

پُر کرده خرمای دهان
تو عطش را

وقتی نشستی هر کجای
رود کارون

گفتم سفر! شاید خیال
تو بمیرد

پیچیده‌ای در انحنای
رود کارون

در هر مجاز و استعاره
فاش هستی

ای دوست داشتن! ای فرمانروای
رود کارون
!

دلتنگ دریای تو ام…
آغوش بگشا

ای قصّه گوی ماجرای
رود کارون

فاطمه صمدی

~~~~~✦✦~~~~~


حیات جمله خوزستانیان
در دست کارون اند

همان سان که حیات
جسم ما وابسته خون اند

هزاران سال هم آغوش
هم هستند خاک و آب

و کارون همچنان لیلی
خوزستان مجنون اند

چه کم داشته دیار
ما برای رشد و پویایی

که در پیدا و پنهانش
هزاران گنج مدفون اند

از این آبی پر برکت
کشاورزی ما برپاست

و قطره قطره این
رود چونان در مکنون اند

صدای رود تاریخی
هزاران سال لالایی

و فریادی که آوای
گلوی نای محزون اند

نگو کارون بگو شعری
به نام مردم پر درد

اگر دلخسته و دلگیر
ولی رخساره گلگون اند

علیرضا نجفی

~~~~~✦✦~~~~~


سلام من به خوزستان،
پیام من به سامانش

به بهمنشیر جوشان
و به کارون خروشانش

به خرمشهر زیبا و
به اهواز دل افروزش

به آبادان آباد و
به هرمزجان ویرانش

الا ای خاک خوزستان
تو آنستی که دیدستی

سکندرها و قیصرها
و لشکرهای جوشانش

اگر از هول قیصر
بند شادروان گسست از هم

بدیدی دست و پا در بند
آخر زار و گریانش

بمان آباد و فرخ
روز مهم و شیرین کام و روشن دل

که ایران مهد دانش‌هاست
نپسندند ویرانش

حسین مسروری

عکس کارون و کشتیرانی در کارون

سروده نو در خصوص
کارون

کارون؛ خونبهای خوزای
من

بعد از جنگ

هر کجای دنيا

اگر دیدی دریا هست

ولي آب نیست،

همانجا

زادرود تشنهِ من
اند

نه خسته به حضرت خوزا

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦~~~~~


کارون را ببینید

چگونه موج‌های این
رود

در حال شكستن در
ما اند

چگونه این رود داشته
می‌خروشد ولي در ما

كارون داشته گریه
می‌كند ولي در ما

هرمز علیپور

~~~~~✦✦~~~~~


ای کارون رنجیده

خروشان بودی

می‌خروشیدی

تو را چه گرديد که خموشیدی؟

دل گرفته ازکدامین
مرکبی

یا از کدامین به
ساحل نشسته ای

کاین چنین زانوی
غم بغل گرفته ای

ای کارون من

که تو را مغموم گرداند

زبانت دوخت وآبت
مسموم گرداند؟

ای کارون من

بخروش و فریاد برآور

که عادت تو سکون
و سکوت نیست

تو بگو از عظمتت

چرا دیگر کسی مبهوتت نیست؟

مهدی سودانی

~~~~~✦✦~~~~~


به عقب برگرد خلیج
فارس

به کارون

به قطره قطره زردکوه‌ام

اشک‌هایم جا مانده
اند

سمیرا عکاشه

~~~~~✦✦~~~~~


سکوتم را بهانه می‌کنم

سر به حاشیه کارون
می‌گذارم

اشکی اضافه داخل
چشمهایم

کنار اشتیاق پا به
کارون می‌گذارد

خود را تنها میان
صداهای رقص نیزارها می‌بینم

حرکت آرام موج‌ها
توسط ماهیگیری شکسته می‌شود

اشک‌هایم سکوت
می‌کنند

تماشاچی ماهیگیر
می‌شوند

مدتی بعد

به حال بچه ماهی‌های
کارون

دوباره سرازیر
می‌شوند

حسین محمودی

~~~~~✦✦~~~~~


هنوز بر ساحل کارون

میان بازوان نخل‌ها

و پرفسون گیاهان
افسانه‌ای

به آفتاب سوخته دستانی
می‌اندیشم

که رشته‌ای از مهر،
بر گردنم نهاده اند

آه، که در زمردین
شهر انتظارت

هیبتِ آفتاب

چشمهایم را ذوب کرده
اند

مهشید شکیبا

~~~~~✦✦~~~~~


بگو اروند

بگو کارون

بگو از رزمنده و رزمنده‌هایت

که چگونه تو را جاودان
ساختند

و رشادت در وقت
جاریت

از حماسه‌ها و دلداریت

بگو اروند

بگو کارون

بگو در کدامین عمقی
از آب

داری شهیدی را بی‌تاب

از رشادت به یاد
مانده‌اش

چون قویی آرام در
خانه‌اش

بگو اروند

بگو کارون

صدای فریادت در وقت
جاری

می‌شنود هرکس که
داشته دلی

آب بوی عطر خون شهداست

بخوان کنار من اینجا
کربلاست

بگو اروند

بگو کارون

لغزش اشکم از دیده

از رنج شهیدان زنده

که فریاد اند در
دل

جانبازان دلیر و پاینده

بگو اروند

بگو کارون

من فریاد می‌رنم
از سرزمینت

بگو وبشنو که منم
فرزندت

کسی که خاطرات کودکی‌اش

همه صفای آب بازی
توست

بگو اروند

بگو کارون

یادت هست فریاد شهیدی
را در خود

و فریاد الله اکبر
بر لب فرشتگان مي باشد

تو اکنون اشک ریزان
وسکوت؟!

من فریادت را می‌خواهم
ای رود

بگو اروند

بگو کارون

اشک شوقی در چشمانم

من به صفای دل مهمانم

سعید مطوری

عکس کارون در شب

پيامک و متن زيبا آهنگ قشنگ قدیمی لب
کارون از نعمت الله آغاسی

لب کارون چه گل بارون

میشه وقتی که می‌شینن
دلدارون

تو قایق‌ها دور از
غم‌ها

می‌خونن نغمه خوش
لب کارون

هر روز مهم و تنگ غروب
تو شهر ما

صفا داره لب شط پای
نخل‌ها

خوشه کنار جنگ و نی
و ساغر و می

میشه کنار شادی و غم
زمانه طی

چه خوب و قشنگه

لب کارون چه گل بارون

میشه وقتی که می‌شینن
دلدارون

تو قایق‌ها دور از
غم‌ها

می‌خونن نغمه خوش
لب کارون

آخ تو چلچراغ آسمون
پیدا میشه

سر پل تا نیمه شب
غوغا میشه

دسته دسته دخترون
اهوازی

میان بیرون از خونه
کنار طنازی

گیسوها پریشون همه
شاد و خندون

قد بلند و خوشگل
همه رهزن دل

چه خوب و قشنگه

لب کارون چه گل بارون

میشه وقتی که می‌شینن
دلدارون

تو قایق‌ها دور از
غم‌ها

می‌خونن نغمه خوش
لب کارون

گروه فرهنگ و
هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

زیباترین اشعار در خصوص کارون | jahanehonar.ir

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز