اگر صخره در مسیر رود نبود ،رود هیچ آوازی از خود سر نمی داد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » زیباترین اشعار در خصوص قدم زدن
زیباترین اشعار در خصوص قدم زدن

زیباترین اشعار در خصوص قدم زدن

دنيا هنر:

زیباترین اشعار در خصوص قدم زدن

سروده در خصوص قدم زدن در ادبیات کهن به معنای گام برداشتن و تلاش کردن برای رسیدن به مقصود بوده منتها در سروده معاصر بیشتر دارای مضمون عاشقانه اند.

سروده در خصوص قدم زدن در ادبیات کهن گام برداشتن
در راه رسیدن به مقصود و به معنای تلاش کردن اند؛ در ادبیات عرفانی شاعر قدم زدن
در راه حق تا رسیدن به مراحل بالای سیر و سلوک را ضروری می‌داند و منظور قدم زدن روح
اند. در سروده معاصر به قدم زدن از منظر عملی برای رفع دلتنگی نگریسته شده و سروده در مورد قدم زدن مضمون
عاشقانه داشته. شعرهای کهن، گلچین سروده نو، ترانه و سایر انواع شعری مرتبط کنار قدم زدن را در jahanehonar.ir بخوانید.

عکس خاص قدم زدن در شب

گلچین سروده در خصوص قدم زدن در قالب‌های سنتی

مرا در وادی حیرت چرا دارید سرگردان

مرا یک تن ز چندین خلق گو یک‌بار بنمایید

شما عمری درین وادی به تک رفتید ساعت و شب

ز گرد کوی او آخر مرا آثار بنمایید

چه گویم جمله را در پیش راهی بس خطرناک اند

دلی از هیبت این راه بی‌تیمار بنمایید

چنین بی آلت و بی دل قدم نتوان زدن در ره

اگر مردان این راهید دست‌افزار بنمایید

به رنج آید چنان گنجی به دست و خود که یابد آن

وگر هستید از یابندگان دیار بنمایید

درین ره کنار دلی پر خون به صد حیرت فروماندم

درین اندیشه یک سرگشته چون عطار بنمایید

عطار نیشابوری

✦✦✦✦✦✦

ای دهان تو خود دهانه دوزخی

وی دنيا تو بر مثال برزخی

نور باقی پهلوی دنیای دون

شیر صافی پهلوی جوهای خون

چون درو گامی زنی بی احتیاط

شیر تو خون می‌شودر از اختلاط

یک قدم زد آدم اندر ذوق نفس

نمودند فراق صدر جنت طوق نفس…

مولانا

✦✦✦✦✦✦

گفته شد: ترکم می‌گرداند! در زیر باران دور نمودند

یک قدم برداشت منتها یک خیابان دور نمودند

گریه می‌کردم که شاید رد شود آرام‌تر

رو که برگرداند، خندید و شتابان دور نمودند

تا قدم برداشتم فهمیدم این بیهوده اند

مثل تعقیب سرابی در بیابان، دور نمودند

هر کجا رفتم همان تصویر در ذهنم نشست

هر کجا رفتم، خیابان، پارک، ایوان… دور نمودند

در توهم‌های بعد از رفتنش، پنداشتم :

او قدم برداشت، منتها این خیابان دور نمودند

قصه تلخ مرا مسعود خان خواهد نوشت :

باز داش آکل تلف نمودند، باز مرجان دور نمودند !

پیام آقایی

✦✦✦✦✦✦

ای کاش می‌نمودند کنار تو ساعت‌ها قدم زد

از راه آهن تا شمیران زیر باران

باور کن از تو دست شستن کار من نیست

دوست داشتن تو می‌گردد دو چندان زیر باران

وقتی دعا در زیر باران مستجاب اند

دیگر چه کاری بهتر از آن زیر باران

کاظم بهمنی

✦✦✦✦✦✦

کنار پای دل قدم زدن آن هم کنار تو

مي باشد که خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه من ثبت می‌شود

این لحظه‌ها عزیزترین یادگار تو

تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من

می‌خواستم که گم بشوم در حصار تو

احساس می‌کنم که جدایم نموده‌اند

همچون شهاب سوخته‌ای از مدار تو

آن کوپه تهی منم آری که مانده‌ام

خالی‌تر از همیشه و در انتظار تو

این سوت آخر اند و غریبانه می‌رود

تنهاترین مسافر تو از دیار تو

هر چند مثل اینه هر لحظه فاش‌تر

هشدار می‌دهد به خزانم بهار تو

منتها در این زمانه عسرت مس مرا

ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو

از هر طرف نرفته به بن‌بست می‌رسیم

نفرین به روزگار من و روزگار تو

محمدعلی بهمنی

نقاشی قدم زدن

دوبیتی و رباعی کنار سوژه قدم زدن

زین پیش اگر دم از جنون می‌زده‌ام

وانگه قدم از چرا و چون می‌زده‌ام

عمری بزدم این در و چون بگشادند

دیدم ز داخل در برون می‌زده‌ام

✦✦

ای دوست به دوستی قرینیم تو را

هرجا که قدم نهی زمینیم تو را

در مذهب عاشقی روا کی مي باشد

عالم تو ببینیم و نه بینیم تو را

مولانا

✦✦✦✦✦✦

درست مثل من از دوست داشتنِ خود پشیمان مي باشد

زنی که پشت بهار دلش زمستان مي باشد

زنی که سروده برایش کم اند و می‌باید

برای لمس قدم‌های او خیابان مي باشد

امید صباغ نو

✦✦✦✦✦✦

قدم می‌زد غمت در ریشه‌هایم

زدی سنگ و شکستی شیشه‌هایم

تو و دلگرمی آغوش خسرو

من و کوه و صدای تیشه‌هایم

سلیمان رحمت

✦✦✦✦✦✦

مرا در انتظاری جاودان کاشت

قدم سمت جهانی تازه برداشت

دلم آیینه دلبستگی مي باشد

محل ِسنگ بر آیینه نگذاشت

احسان افشاری

✦✦✦✦✦✦

فکر کن! در شلوغی طهران

عصر پاییز… در به در باشی

شهر را کنار خودت قدم بزنی

غرقِ رؤیای یک نفر باشی

پویا جمشیدی

عکس خاص نوشته می آیی قدم بزنیم

تک بیتی‌های ناب در مورد قدم زدن

وحشی ز حرم در قدم دوست قدم
نه

حاجی تو برو خشت و گل خانه
نگه دار

وحشی بافقی

✦✦✦✦✦✦

در حقیقت گر قدم خواهی زدن

محو گردی تا که دم خواهی
زدن

عطار

✦✦✦✦✦✦

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

حافظ

✦✦✦✦✦✦

قدم بر نردبانی نه دو چشم اندر عیانی نه

بدن را در زیانی نه که تا جان را بیفزایی

مولانا

✦✦✦✦✦✦

ای که پای رفتنت کندست و راه وصل تند

بازگشتن هم نشاید تا قدم داری بپوی

سعدی

✦✦✦✦✦✦

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم

خسته دلم را بجو در شکن موی دوست

امیرخسرو دهلوی

✦✦✦✦✦✦

همه موسم تفرج به
چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نِه، بنشین کنار جویی

فصیح الزمان شیرازی

✦✦✦✦✦✦

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتم
از تو و در صبحدم زدم

✦✦

شبی بخواب دیدمت… میانِ تنگِ کوچه‌ها

قدم‌زنان قدم‌زنان تو را به خانه می‌برم

حسین منزوی

✦✦✦✦✦✦

ای که همزاد سرابی، شک به عقلم کرده‌اند

از زمانی که به سمت تو قدم برداشتم

جواد منفرد

✦✦✦✦✦✦

سخت زانوی من از بار غمت سست شده اند

می‌شوم بی‌تو قدم پشت قدم رسواتر

حسین دهلوی

✦✦✦✦✦✦

امشب منتها دو قدم آمده‌ای سمت دلم

تا که من دور شوم صد قدم از تنهایی

محمدرضا طاهری

✦✦✦✦✦✦

فکر کردی چیست موزون می‌گرداند سروده مرا؟

در قدم برداشتن‌های تو دقت می‌کنم

کاظم بهمنی

✦✦✦✦✦✦

آمد بهار و عید گذشت و نخواستی

یک‌دم قدم به چشم گهرزا گذاریم

سیمین بهبهانی

✦✦✦✦✦✦

ز چشم سایه، خدا را،
قدم دریغ مدار

که خاک راه تو را عین
توتیا دانست

هوشنگ ابتهاج

✦✦✦✦✦✦

بی هیچکس بیا که تو و
من شویم و بس

بی من کنار سایه خود
هم قدم نزن

مهدی فرجی

✦✦✦✦✦✦

هر قدم دورتر شدی از
من، ده قدم دورتر شدم از او

علت شک سجده‌هایم را،
«مُهر رکعت‌شمار» می‌فهمد

امید صباغ نو

✦✦✦✦✦✦

قدم‌های مرا باران به
سمت خانه‌تان آورد

به دستم شاخه یاسی به
رنگ دوستت دارم

جلیل صفربیگی

✦✦✦✦✦✦

تو را هوای به آغوش
من رسیدن نیست

وگرنه فاصله ما هنوز
یک قدم اند

✦✦

باز کنار خوف و رجا سوی
تو می‌آیم من

دو قدم دلهره دارم،
دو قدم دلتنگم

فاضل نظری

✦✦✦✦✦✦

فرصت برای کنار تو
نشستن، قدم زدن

آماده باش فرصت پرواز
بال‌هاست

نغمه مستشارنظامی

✦✦✦✦✦✦

کنار قدم‌هایِ سست و
اجباری، کنار سکوتی به وسعتِ غم‌هام

از مسیر تو را ندیدن‌ها،
از همان قهوه‌خانه می‌گذرم

صنم نافع

✦✦✦✦✦✦

پایم نمی‌کشد که بیایم
قدم قدم

این راهِ منتهی به شب
و گریه تا کجاست؟
!

امید روزبه

✦✦✦✦✦✦

تا اطلاع ثانوی از
دوست داشتن دم بزن

لطفاً بدون فاصله کنار
من قدم بزن
!

الهام مردانی

✦✦✦✦✦✦

تو هوا نباشه عطر تو
قدم نمی‌زنم

تو شدی دلیل زندگیم و
زنده بودنم

عاطفه حبیبی

✦✦✦✦✦✦

یک قدم بردار و از
طوفان آذر پس بگیر

برگ‌هایی را که از
شلاق باران‌ها ترند

✦✦

که بگویم چقدر می‌خواهم
در کنارت کمی قدم بزنم

که اگر نیستی چه بهتر
که همه شهر را به هم بزنم

پانته‌آ صفایی

عکس خاص نوشته کنار قدمهایش گل میکارد

گزیده سروده نو در خصوص قدم
زدن

گهواره تکرار را ترک
گفتم

در سرزمینی بی پرنده
و بی بهار

نخستین سفرم باز آمدن
مي باشد از چشم‌اندازهای امیدفرسای ماسه و خار

بی آنکه کنار نخستین
قدم‌های نا آزموده نوپایی خویش

به راهی دور رفته
باشم

نخستین سفرم

باز آمدن مي باشد…

احمد شاملو

✦✦✦✦✦✦

باید کتاب خواندني را بست

باید بلند نمودند

در امتداد وقت قدم زد

گل را نگاه گرداند

ابهام را شنید

باید دوید تا ته بودن

باید به بوی خاک فنا رفت

باید به ملتقای درخت و خدا رسید…

سهراب سپهری

✦✦✦✦✦✦

نیامدنش را باور نمی‌کنم

غیرممکن اند

او نیامده مي باشد

حتماً، حالا

زیر باران مانده اند

و ناامید و خسته

در خیابان‌ها قدم می‌زند

من به باز بودن درها مشکوکم

رسول یونان

✦✦✦✦✦✦

دست‌هایت را بی‌بهانه
به من بسپار

روی یک ریل کنار من هم‌قدم
شو

تو آن سو من این سو

می‌خواهم عاشقانه تا
انتهای ریل کنار تو باشم

می‌دانم یک ریل همیشه
یک خط موازیست

می‌دانم تقاطع ندارد

می‌دانم جفت شدنی در
کار نیست

من فقط به این دلخوشم

که قراراست به موازات
تو قدم بردارم

✦✦✦✦✦✦

چشم در راه کسی هستم

کوله‌بارش بر دوش

آفتابش در دست

خنده بر لب، گل به
دامن، پیروز

کوله‌بارش سرشار از
دوست داشتن، امید

آفتابش نوروز

کنار سلامش، شادی

در کلامش، لبخند

از نفس‌هایش گُل می‌بارد

کنار قدم‌هایش گُل می‌کارد

مهربان، زیبا، دوست

روح هستی کنار اوست

قصه ساده‌ست، معما
مشمار

چشم در راه بهارم آری

چشم در راهِ بهار

فریدون مشیری

✦✦✦✦✦✦

جمعه‌ها باید کسی را
داشته باشی

تا دستانش را در
دستانت بگذاری

و تمام شهر را قدم
بزنی

کسی که در کنارش

ساعت و مکان را از
یاد ببری…

حاتمه ابراهیم زاده

✦✦✦✦✦✦

چه شب‌های درازی

اشک در‌ هاون اندوه
کوبیدم
!

نخوابیدنم را

به پایِ قدم‌های
نیامده‌ات بگذار

و خط عمیق پیشانی‌ام
را

به حساب سرنوشت

دروغ نیست!

بانو‌ها همیشه

در ساعت عاشق شدن‌شان
مرده‌اند

روشنک آرامش

عکس خاص نوشته قدمهایت را آهسته بردار

گلچین سروده کوتاه قدم زدن

ای حس و حال نو

کنار من قدم بزن

در ذهن کوچکم

این کهنه‌های تازه نما
را

به هم بزن

سید علی میر افضلی

✦✦✦✦✦✦

قدم‌هایت را آهسته
بردار

انتهای کوچه بن بست
اند

هر طرف بروی

مسیرت به من منتهی می‌شود

ثمین پورآذر

✦✦✦✦✦✦

چه بگویم

بی خودی جدی گرفته‌ایم

عاشقانه‌های دنیا را

این روزها حتی دلی تنگ هم نمی‌شود

باید خودم را ببرم کمی قدم بزند

امیر وجود

✦✦✦✦✦✦

گاهی وقت‌ها

دلت می‌خواهد یکی را صدا کنی

بگویی سلام

می‌آیی قدم بزنیم؟!

افشین صالحی

✦✦✦✦✦✦

دست‌های هم را گرفته بودیم

تو در شب قدم می‌زدی،

من در تاریکی

گروس عبدالملکیان

✦✦✦✦✦✦

هرچه قدم‌هایم را می‌شمارم

به آخر نمی‌رسم

چه بی انتهاست

شب چشم‌هات!

رضا کاظمی

✦✦✦✦✦✦

هم لهجه گام‌های تو

توی شهر قدم می‌زنم

نیستی وُ

تنها پیاده‌رو‌ها

غُربتم را می‌فهمند

زانیار برور

✦✦✦✦✦✦

بیا هم را دوست داشته
باشی
م

هنوز خیابان‌های
زیادی هست

که باید باهم قدم
بزنیم و

شعرهای زیادی مانده
که نخوانده‌ایم…

فاطمه صابری نیا

✦✦✦✦✦✦

دو عدد پا و

کمی شهر و

قدم‌های خیال

تا خود صبح به دنبال
توام

کاش خیابان مي باشد

علی یزدانی

✦✦✦✦✦✦

کنار تو قدم زدن را

دوست دارم

به جای خانه

برایت

جاده خواهم ساخت

احسان پرسا

تایپوگرافی کنار من قدم بزن

سروده و ترانه کنار
سوژه کنار من قدم بزن

این ابرهای سرخ، این کوچه‌های سرد

این جاده‌ سپید، این بادِ دوره‌گرد

اینها بهانه‌اند تا کنار تو سر کنم

تا جز تو از دنيا صرف‌نظر کنم

مجنون اگر شکست، لیلی بهانه مي باشد

دنیا از اولش دیوانه‌خانه مي باشد

کنار من قدم بزن، تنهاتر از همه

اِی مصرعِ سکوت در سرودهِ همهمه

کنار من قدم بزن، چله‌نشینِ دوست داشتن

فرمانروای قلب در سرزمینِ دوست داشتن

ته لهجه‌ ملس در کاسه‌ دهن

اِی لَخته‌ انار بر زخمِ پیرهن

کنار من قدم بزن در برفِ در مسیر

اِی بغضِ ناگزیر این‌بار گُر بگیر

من راهیِ تواَم، کنار من قدم بزن

همراهِ من بیا تا شهرِ ما شدن

جاده بهانه اند، مقصود چشمِ توست

من راهیِ تواَم اِی مقصدِ درست

در برف، چای داغ دنیای ما دوتاست

فنجانِ چایِ بعد، آغازِ ماجراست

این آقا را که باز در تلخیِ غم اند

مهمان به قند کن، چایت اگر دَم اند

علیرضا
آذر

✦✦✦✦✦✦

کنار من قدم بزن، حالا که کنار منی

حالا که بغضی‌ام، حالا که سهممی

کنار من قدم بزن، می‌لرزه دست و پام

بی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟

دست منو بگیر، کنار من بشین

من عاشق توام، حال منو ببین

از دلهره نگو… از خستگی پرم

بی تو می‌شینم و روزا رو می‌شمُرم

هرجا بری میام، دلگرم و بی قرار

بی من سفر نرو، تنهام دیگه نذار

تو کنار منی هنوز، عطر تو کنار منه

فردا داره به ما، لبخند می‌زنه

بی تو برای من، فردا پر از غمه

بی تو هوا پَسه، دنیا جهنمه

دست منو بگیر، تو اوج اضطراب

بازم منو ببر کنار بوسه‌ای به خواب

کنار من قدم بزن، تو این پیاده رو

من عاشقت شدم، از پیش من نرو

ترانه سرا: نیلوفر امجدی

✦✦✦✦✦✦

کنار من قدم بزن کنار هر دردی که همراته

محکم به اندازه لبخندی که فریادِ آروم زیر
خاکستر

کنار من قدم بزن امشب، کنار هر چی که توو دستاته

هر کفشی که توو پاته

کنار من قدم بزن من هوایِ تو رو نفس می‌کشم

دست بیار به سمتم از کلِ دنیا دست می‌کشم

دلیل بیداری توی شب‌هایِ منن روزای تو

حرفه‌ای‌ترین قاب بسته روی لب‌های منن گوشای
تو

کنار من قدم بزن رفتن تقدیر پاهاته

سکون فوت انسان بودنه، حرکت دلیلِ آغازه

یا آیینه رو بشکن، یا فکرارو ازش بکن

کنار احساس و قدم امشب کنار من قدم بزن، امشب باش…

✦✦✦✦✦✦

بارون داره هدر می‌شه بیا کنار من قدم بزن

دلم داره پر می‌زنه واسه تو و قدم زدن

وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ می‌شه باز

نمی‌دونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ می‌شه
باز

دلم هواتو داره بارون
هواتو داره
رنگ چشاتو داره

قدم زدن تو بارون باتو
چه حالی داره

ترانه سرا: فرید احمدی

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

لینک مطلب

زیباترین اشعار در خصوص قدم زدن

منبع :setare.com
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز