تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه‌السلام)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » زیباترین اشعار افشین یداللهی | ستاره
زیباترین اشعار افشین یداللهی | ستاره

زیباترین اشعار افشین یداللهی | ستاره

جهان بزرگ و همچنين دنياي ما هنر:

زیباترین اشعار افشین یداللهی | ستاره

زیباترین اشعار افشین یداللهی شامل تیتراژهای پایانی بسیاری به واسطه سریال های زیبا و همچنين مشهوری همچون میوه ممنوعه، شب دهم، معمای شاه و همچنين … هست.

افشین یداللهی شاعر و همچنين ترانه سرا که در کنار سرودن آثاری ماندگار در ميان دل تمام مردم ایران نفوذ نمود در ميان آخرین روزهای سال ۹۵ در ميان اثر سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست. در ميان ادامه به بخش هایی به واسطه زیباترین سروده‌های این شاعر فقید می‌پردازیم.

میوه ممنوعه – افشین یداللهی – احسان خواجه امیری – علیرضا قربانی

میشه خدا رو حس نمود تو لحظه‌های ساده 

تو اضطراب عشق عاشقانه انسان و همچنين گناه بی‌اراده 

بی‌عشق عاشقانه انسان عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره 

هفتاد سال عبادت یک شب به باد می‌ره 

 وقتی که عشق عاشقانه انسان آخر تصمیمش‌و همچنين بگیره 

کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره 

ترسیده بودم به واسطه عشق عاشقانه انسان، عاشق تر به واسطه همیشه 

هر چی محال می‌نمود، در کنار عشق عاشقانه انسان داره میشه 

عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه‌س 

به واسطه لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و همچنين بس 

نترس اگردل تو به واسطه خواب کهنه پاشه 

شاید خدا قصه‌تو به واسطه نو نوشته باشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زیباترین اشعار افشین یداللهی

وقتی گریبان عدم در کنار دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش به واسطه ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در ميان آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را در کنار اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل مي باشد و همچنين نه دلی

چیزی نمی دانم به واسطه این دیوانگی و همچنين عاقلی

یک آن نمود این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه مي باشد

آن دم که چشمانت مرا به واسطه عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده نمود

آدم زمینی تر نمود و همچنين عالم به آدم سجده نمود

من بودم و همچنين چشمان تو نه آتشی و همچنين نه گلی

چیزی نمی دانم به واسطه این دیوانگی و همچنين عاقلی

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی در ميان آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر

آغاز و همچنين ختم ماجرا لمس تماشای تو مي باشد

دیگر فقط تصویر من در ميان مردمک های تو مي باشد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرز در ميان عقل و همچنين جنون …

مرز در ميان عقل و همچنين جنون باریک هست

 کفر و همچنين ایمان چه به هم نزدیک هست

 عشق عاشقانه انسان هم در ميان دل ما سردرگم

مثل ویرانی و همچنين بهت مردم

گیسویت تعزیتی به واسطه رویا

شب طولانی خون تا نهايت فردا

خون چرا در ميان رگ من زنجیر هست

زخم من تشنه تر به واسطه شمشیر هست

مستم به واسطه جام تهی حیرانی

باده نوشیده شده پنهانی

عشق عاشقانه انسان تو پشت جنون محو شده

هوشیاریست مگو سهو شده

من و همچنين رسوایی و همچنين این بار گناه

تو و همچنين تنهایی و همچنين آن چشم سیاه

به واسطه من تازه مسلمان بگذر

بگذر به واسطه سر پیمان بگذر

دین دیوانه بدین عشق عاشقانه انسان تو نمود

جاده شک به یقین عشق عاشقانه انسان تو نمود

مستم به واسطه جام تهی حیرانی

باده نوشیده شده پنهانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زیباترین اشعار افشین یداللهی

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و همچنين رفت

دیوانه ای به دام جنونم کشید و همچنين رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد

ولي مرا به عمق درونم کشید و همچنين رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را

بر التهاب سرد قرونم کشید و همچنين رفت

من در ميان سکوت و همچنين بغض و همچنين شکایت ز سرنوشت

خطی به روی بخت نگونم کشید و همچنين رفت

تا نهايت به واسطه خیال گنگ رهایی رها شوم

بانگی به گوش خواب سکونم کشید و همچنين رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق عاشقانه انسان

مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و همچنين رفت

تا نهايت به واسطه حصار حسرت رفتن گذر کنم

رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و همچنين رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم

به واسطه خود چه عاشقانه برونم کشید و همچنين رفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سالار عقیلی –ترانه – شعر – معمای شاه

زیباترین اشعار افشین یداللهی

ایران فدایه اشکو خنده ی تو

دله پرو تپنده ی تو

فدایه حسرتو امیدت

رهاییه رمنده ی تو , رهاییه رمنده ی تو

ایران اگر دله تو را شکستند تورا به بند کینه بستند

چه عاشقانه بی نشانی که پایه درد تو نشستند

که پایه درد تو نشستند

کلام نمود گلوله باران

به خون کشیده نمود خیابان

ولی کلام آخر این نمود که جانه من فدایه ایران

تو ماندیو زمانه نو نمود خیاله عاشقانه نو نمود

هزار دل شکستو آخر هزار و همچنين یک بهانه نو نمود

ایران به خاکه خسته ی تو سوگند به بغضه خفته ی دماوند

که شوقه زنده ماندنه من به شادیه تو خورده پیوند

به شادیه تو خورده پیوند

ایران اگر دله تو را شکستند تورا به بند کینه بستند

چه عاشقانه بی نشانی که پایه درد تو نشستند

که پایه درد تو نشستند

گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

لینک مطلب

زیباترین اشعار افشین یداللهی | ستاره

منبع :setare.com
جهان بزرگ و همچنين دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز