هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » دلنوشته هایی برای پسرم | jahanehonar.ir
دلنوشته هایی برای پسرم | jahanehonar.ir

دلنوشته هایی برای پسرم | jahanehonar.ir

دنياي ما هنر:

دلنوشته هایی برای پسرم | jahanehonar.ir

دلنوشته برای پسرم از محبتی عمیق سرشار اند که هیچ احساسی در دنیا به پای آن نمی رسد. دلنوشته های مادرانه برای فرزند فرزند پسر را در jahanehonar.ir بخوانید.

دلنوشته برای پسرم به این معناست که مادرها همیشه حرف‌هایی
در دل دارند و می‌خواهند آنها را به پسرشان بگویند. گاهی این حرف‌ها در قالب دلنوشته‌هایی
در می‌آیند تا فرزند پسر بتواند زمانی آنها را بخواند، تا سال‌ها همراه خود داشته مي باشد و حفظشان
گرداند. جملات و کلمات دلنوشته و مضمون آن همراه توجه به سن فرزند پسر متفاوت خواهد مي باشد. در
مطلب حاضر به کوشش گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir تعدادی دلنوشته مادرانه برای فرزند فرزند پسر
در سنین مختلف نوشته شده اند که به مخاطبان تقدیم می‌شود.

عکس روز مهم نوزاد فرزند پسر

دلنوشته مادر مهر برای فرزند پسر نوزاد


نازنین پسرم! همین که تو را دارم، بهترین
هدیه دنیا را دارم…

تو را در آغوش می‌گیرم. گوشم را
روی قلبت می‌گذارم و از صدای تند و منظم آن آرامش می‌گیرم. یاد شب‌ها و روزهایی می‌افتم
که این صدا را از داخل وجودم احساس می‌کردم. چه شیرین مي باشد آن‌وقت و چه شیرین‌تر
اند حالا.

تو بوی بهشت می‌دهی. شب‌ها گاهی بی‌تابی می‌کنی و من فکر می‌کنم
دوری از بهشت اند که بی‌تاب‌ات می‌گرداند. آشنایان گریه‌ات را به دل درد ربط می‌دهند
و می‌گویند همه نوزادان این‌گونه هستند. آنها دلداری‌ام می‌دهند. ولي من غصه می‌خورم که مجبورم صداهای ناله‌مانند
ضعیفی که از گلویت خارج می‌شوند را بشنوم. از دیگران پنهان می‌کنم ولي خودم هم
همپای ناله‌های کوچک تو اشک می‌ریزم.

پسرکم! نمی‌خواستم دلنوشته غمگین بنویسم. پس بگذار از لحظه‌های
شادی که همراه هم داریم بگویم؛

وقتی از خواب برمی‌خیزی، چشمانت را نیمه باز می‌گذاری و من
همراه شوق رنگ چشم‌های تو را همراه رنگ چشم‌های خودم و پدرت مقایسه می‌کنم. وقتی خواب
هستی شکل بینی و گوش‌هایت را مقایسه می‌کنم و از این مقایسه هر روزی لذت می‌برم.

گاهی خمیازه می‌کشی و زبانت را که از شیر سفید شده از از
دهانت بیرون می‌آوری، بعد یک‌دفعه می‌خندی. آن‌وقت دیگر هیچ آرزویی ندارم. فقط می‌خواهم
کنارت باشم.

بگذار از احساسات دوگانه‌ام هم برایت بگویم. گاهی دوست دارم
وقت در همین لحظه متوقف شود، من باشم و تو که آرامی و می‌خندی و دست و پای کوچکت
را حرکت می‌دهی ولي گاهی دلم می‌خواهد بسيار بزرگ شدن تو را هرچه زودتر ببینم. دوست دارم
اولین قدم‌هایت را هرچه زودتر ببینم و اولین کلماتی را که می‌گویی بشنوم. بابا یا
مامان؟

صدای گریه‌ات بلند گرديد و فرصت نوشتن من تمام گرديد. زود بسيار بزرگ شو
بهاران زندگی من.

عکس روز مهم فرزند پسر در سن کودکی

دلنوشته مادر مهر برای فرزند پسر بچه


به خاطر تو هم شده همیشه آبی می مانم. به خاطر تو هم شده تمام
روزهای بعد از این مهربان‌تر خواهم گرديد…

امروز به تن تو لباس فرم پوشاندم و همراهت روانه پیش‌دبستانی
شدم. راستی جدا شدن از تو چه دشوار مي باشد. دوست داشتم آنجا بنشینم و مثل وقتی که به
پارک می‌رویم، دورادور تماشایت کنم. از صدای خنده‌هایت لذت ببرم و اگر خدای نکرده
موقع دویدن به زمین خوردی، دستت را بگیرم و نوازشت کنم. ولي باید تو را ترک می‌کردم.

به خانه بازگشتم و انگار خانه چیزی کم داشت. خانه خالی مي باشد.
می‌خواستم مثل هر روز مهم صبح، گلدان‌ها را آب بدهم و یادم آمد که هر روز مهم همراه تو این
کار را انجام می‌دادم. همراه دست‌های کوچکت، آبپاش را می‌گرفتی و مواظب بودی که وسط
راه لَب‌پَر نزند. عزیزکم! باید برنامه تلويزيوني زندگی‌ام را تغییر دهم و آب دادن به گل‌ها را
بگذارم برای عصرها. آخر گل‌ها شادابی‌شان را از تو دارند.

نشستم و در سکوت به سوالات سخت تو فکر کردم. سوالاتی که
انگار تمامی نداشتند. سوالاتی که نمی‌دانم از کجا می‌آوردی و من برای جواب دادن به
آنها مجبور بودم صدها کتاب خواندني بخوانم و به صدها سایت علمی مراجعه کنم. تو می‌پرسیدی
خدا بسيار بزرگ اند یعنی چقدر؟ می‌پرسیدی jahanehonar.ir‌ها چند تا هستند؟ می‌پرسیدی بچه‌ها چطوری
دنیا می‌آیند؟ و هزار سوال دیگر که گاهی گیج و کلافه‌ام می‌نمود. گاهی صدایم به گفتن کلمه «نمی‌دانم» بلند می‌گرديد و تو توی خودت فرو می‌رفتی. آخ عزیزک باهوشم، کم‌طاقتی مرا ببخش.

بعد فکر کردم تا دو سه سال دیگر می‌توانی دل‌نوشته‌هایی که
این پنج سال برایت نوشتم و بعدها خواهم نوشت را بخوانی. این مرا خوشحال می‌گرداند و روزی
چهار پنج ساعت دوری از تو قابل تحمل می‌شود. باید زنگ بزنم و به پدرت بگویم نیازی
نیست که ظهر دنبال تو بیاید، باید من بیایم تا زودتر از زود ببینمت. دوستت دارم
آفتاب درخشانم.

عکس روز مهم فرزند پسر نوجوان

دلنوشته مادر مهر برای فرزند پسر نوجوان


پسرم! این روزها لبریز
از دوست داشتن و محبت هستم. تو همراه تمام وجود چیزی را
طلب می‌کنی و من از ترس آسیب رسیدن به تو آن را پنهان می‌کنم…

ساعت ده شب اند. نمی‌دانم کجایی. برخلاف بسیاری از
مادران دلم شور نمی‌زند. فقط دلم برایت تنگ شده اند. به یاد همه سال‌های گذشته
افتاده‌ام. همیشه به خودم می‌بالیدم از داشتن همچون تو پسری که نعمت خداوند بودی و
هستی. هدیه‌ای که نتوانستم آن‌گونه که باید و شاید، بابت آن شکرگزاری کنم.

این آخری‌ها چقدر ندانسته بودم که تو فرزند پسر کوچولوی من نیستی. وقتی دستم را توی موهایت می‌کشیدم و تو دستم را عقب می‌زدی و می‌گفتی:«این
کارهای بچگانه چیست؟ من دیگر بسيار بزرگ شده‌ام»، فهمیده بودم که باید به گونه‌ای دیگر
رابطه‌مان را تعریف کنیم. ولي هنوز باورم نشده مي باشد که تو آن پسری نیستی که بتوانم دلبندک
و نباتم صدایت کنم. محکم بغلت کنم و تا دقایقی رهایت نکنم.

حالا هم که نیستی و من باید بدون جگرگوشه‌ام چای دم کنم؛
پدرت به من می‌خندد و می‌گوید که تو برای خودت مردی شده‌ای. می‌گویم:«آخ، بچه‌ام!»
و قلبم تندتند می‌زند. کاش می‌دانستی وقتی به تو می‌گویم:«بچه‌ام!» و صدایم می‌لرزد؛
این صدا از اعماق قلبم آمده و تک‌تک سلول‌هایم زبانم را همراهی می‌کنند. کاش اینجا
بودی.

مادر مهر به فدایت. دیروز از بیرون آمدی و کلی به من خندیدی.
تنظیمات گوشی‌ام به هم ریخته مي باشد و تو درستش کردی. بعد تلفظ درست یک کلمه اینترنتی
را به من یاد دادی و به اتاقت رفتی. از توی اتاق همراه صدای بلند گفتی:«بهتر اند به
جای خواندن کتاب خواندني‌های کهنه همراه تکنولوژی روز مهم پیش بروی». از تو چه پنهان؟ از این همه
غرور تو احساس غرور می‌کنم. بگذار بگویم که وقتی تو نه تلفظ کلمه‌ای را بلد بودی و
نه تکنولوژی را به قول خودت قورت داده بودی، در دامانم می‌نشستی و برایت کتاب خواندني می‌خواندم.
حالا که نیستی، کتاب خواندني را بسته‌ام و می‌خواهم بیایی تا هزار دلتنگی‌ام همراه حضورت از
بین برود و بگویم:«مي باشد، تو پیروز! تو دیگر برای خودت آقا شدی، قبول». دلم بی‌وقفه بهانه حضورت را می‌گیرد. همچون باغبان در انتظار رسیدن میوه‌ها؛ منتظرت هستم.

گروه فرهنگ و هنر jahanehonar.ir

‘); d.write(‘

لینک مطلب

دلنوشته هایی برای پسرم | jahanehonar.ir

منبع :setare.com
دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز