هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
خانه » موسیقی » خواندن در سرزمینم حقم هست / من مریض موسیقی هستم
خواندن در سرزمینم حقم هست / من مریض موسیقی هستم

خواندن در سرزمینم حقم هست / من مریض موسیقی هستم

دنيا هنر:

خواندن در سرزمینم حقم هست / من مریض موسیقی هستم

سرویس موسیقی هنرآنلاین: جوانانی که بعد از نسل آغازین خواننده معروف‌های پاپ وارد عرصه خوانندگی شدند، همراه ممیزی ترانه‌ها و آهنگ بسيار زيبا‌هایشان رسمیت پیدا کردند و تقریباً هیچ‌کسی مشفقانه راه درست را به آن‌ها نشان نداد و کاری نکرد تا همراه صورت به دیوارِ محکمِ بی‌قانونی نخورند!

این بچه‌ها چه دوستشان داشته و چه از آن‌ها متنفر باشیم، بخشی از تاریخ موسیقی پاپ ما بوده‌اند. بخشی که خواننده معروف شدن را آسان جلوه داد و خیلی از جوان‌های کم سن و سال را به خواندن و ساخت ویدئو کلیپ ترغیب گرداند.

هومن سزاوار یکی از همان جوانان مي باشد، کسی که ۱۲ سال پیش بیلبوردهای اولین آلبومش “چشم‌سیاه” در تهران پايتخت به چشم آمد و هم‌وقت ویدئو کلیپ‌هایش خصوصاً کلیپی که در آن سحر زکریا شخصيت طنز معروف آن سال‌ها بازی گرداند به چشم می‌آمد.

از گذشته‌هایش آن‌قدر دور شده که در طول این مي گويند وگو چند بار همراه حس غریب ولي عاشقانه از آن وقت صحبت می گرداند، همراه او بعد از هشت سال ممنوع الفعالیت بودن و آغاز مجدد فعالیت‌هایش گفتگو داشته‌ایم:

موسیقی را از چه زمانی آغاز کردید و چطور گرديد که تصمیم گرفتید خواننده معروف شوید؟

من از سال ۸۰ شروع به آهنگسازی و تنظیم موسیقی کردم. یک‌بار خودم روی ماکت یکی از آهنگ بسيار زيبا‌هایی که برای خوانندگان دیگر ساخته بودم، خواندم تا آن خواننده معروف بتواند آهنگی که ساخته‌ام را تمرین گرداند که دراین‌بین تهیه‌کننده آلبوم آن خواننده معروف صدای مرا شنید و مي گويند خودت هم‌صدای خوبی داری و اگر بخواهی می‌توانی کارکنی. این‌طور مي باشد که شروع به خوانندگی کردم و به فکر جمع‌آوری یک آلبوم همراه صدای خودم افتادم. آلبوم “چشم‌سیاه” را جمع‌آوری کردم و همراه همت شرکت “ایران گام” به انتشار رساندم. “چشم‌سیاه” استقبال بدی نداشت و جزو ۲-۳ آلبومی مي باشد که در آن بازه زمانی مورد استقبال قرار گرديد. مدتی بعد یک سری شبکه‌های ماهواره‌ای از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز گرفتند و شروع به فعالیت کردند. این شبکه‌ها خودشان از خواننده معروف‌ها می‌خواستند که ویدئو کلیپ بسازند. من هم یکی از آن خواننده معروف‌ها بودم که کلیپ می‌ساختم و به این شبکه‌ها می‌دادم تا پخش کنند ولي بعد از ۶-۷ ماه مجوز این شبکه‌ها به هر دلیلی قطع گرديد و شرایط ما هم‌تغییر گرداند. ویدئو‌های من همچنان از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌گرديد و من هم چندان سعی نکردم جلوی سن کمی داشتم و در معرض توجه مي باشد. این دیده شدن برایم قابل توجه مي باشد ولي مدتی بعد به خاطر آن ممنوع‌الفعالیت شدم.

ویدئو کلیپ‌هایی که شما و خوانندگانی همچون مهدی مقدم در آن سال‌ها می‌ساختید، بسیار مورد استقبال مردم قرارگرفته مي باشد. ایده و تهیه‌کنندگی این ویدئوها به عهده چه کسی مي باشد و اصلاً چطور گرديد که به ساخت ویدئو تمایل پیدا کردید؟

دلیل استقبال مردم از آن ویدئوها این مي باشد که ما روی هرکدام از آن‌ها فکر می‌کردیم و ایده داشتیم. البته من به‌اندازه مهدی مقدم ویدئو نمی‌ساختم چون بودجه‌ای برای این کار ندشتم. سعی می‌کردیم ویدئوهایی که ساخته می‌شود، همه قصه داشته باشند تا مخاطب بتواند همراه آن‌ها ارتباط بگیرد. ایده بعضی از این ویدئوها را خود من مطرح می‌کردم. مثلاً در یکی از ویدئوها به پیشنهاد من از مانکن استفاده کردیم که بعدها استفاده از مانکن برایمان دردسر درست گرداند. آن وقت ساخت ویدئو راحت‌تر مي باشد و مثل امروز مستلزم هزینه‌های هنگفت و استفاده از سیستم‌های قوی بصری نبود. شیوه پخش ویدئوها هم از طریق لوح فشرده مي باشد چون هنوز اینترنت گسترده نشده مي باشد. به‌هرحال در آن دوره ویدئوهای من به‌قدری دیده‌شده مي باشد که سعی نمی‌کردم مانع پخش آن‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای شوم. هم جوان بودم و هم فرصتی برای کنسرت گذاشتن نداشتم چون در آن سال‌ها فقط خواننده معروف‌های صداوسیمایی مثل مرحوم ناصر عبداللهی، محمد اصفهانی و علیرضا عصار می‌توانستند کنسرت بگذارند. به همین خاطر پخش آن ویدئوها بهترین فرصت برای دیده شدن برای من و دوستانم مي باشد. تا صحبت از صداوسیما گرديد، این را هم بگویم که من هنوز در صداوسیما ممنوع‌التصویر هستم. یک پخش مرا دعوت کردند که تهیه‌کننده پخش هم‌فکر می‌گرداند مشکلی برای رفتن به آن پخش ندارم ولی درنهایت گفتند این آقا ممنوع‌التصویر هست.

هومن سزاوار

چه زمانی متوجه شدید که ممنوع‌الفعالیت شده‌اید و اجازه کار کردن در فضای رسمی موسیقی کشور را ندارید؟

زمانی که هنوز کلیپ‌های من از ماهواره پخش می‌گرديد، یکی دو نفر از بچه‌ها باهوش‌تر بودند و به دنبال اخذ مجوز رفتند. من یک سال بعد از آن‌ها متوجه شدم که بهتر هست مجوز بگیرم ولي این‌ یک سال، دقیقاً هشت سال از موسیقی دورم گرداند. این اتفاق به خاطر سیاست غلط دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد دولت آقای احمدی‌نژاد افتاد. سیاستشان این مي باشد که چون تو همراه کلیپ‌های ماهواره‌ای دیده‌ شده‌ای، حالا باید آن‌قدر منفعل شوی که مردم فراموشت کنند و بعد بیایی همراه یک شخصيت همراه مجوز و رسمی شناخته شوی. به‌نوعی می‌خواستند لج کنند. غافل از این‌که این لجبازی‌ها برای یک جوان بد تمام می‌شود چون کسی که طرفدار داشته و مردم او را می‌شناسند، بعد از هشت سال باید دوباره از صفر شروع گرداند. به‌هرحال من‌بعد از سال‌ها دوباره به موسیقی برگشتم و کنسرت هم گذاشتم. باید دوباره خودم را ثابت کنم که کار سختی هست ولي فکر می‌کنم توانایی‌اش رادارم.

در دوره ممنوع‌الفعالیتی‌تان به چه‌کاری مشغول بودید و از چه راهی ارتزاق می‌کردید؟

هشت سال دوری از فضای موسیقی خیلی سخت هست و فقط کسی می‌تواند این دوره طولانی را بگذراند که هدف اول و آخرش موسیقی هست. در این مدت کافی‌شاپ و رستوران راه‌اندازی کردم و ارتزاقم از آن طریق مي باشد. از وقتی‌که دوباره مجاز شدم، رستوران و کافی‌شاپ را تحویل دادم و تمام تمرکزم را روی موسیقی گذاشتم که البته این هم ریسک بزرگی هست که معلوم نیست چه نتیجه‌ای می‌دهد. بااین‌حال در آن سال ها بیشتر به لحاظ روحی درگیر بودم چون مرا از کاری که عاشقش بودم، دور کرده بودند.

هیچ‌وقت سعی نکردید از ایران خارج شوید و فعالیتتان در خارج از کشور ادامه دهید؟

خیر. به خاطر آن‌که احساس می‌کردم، حضور در این مملکت و خواندن در سرزمینم، حقم هست و حقم را باید بگیرم. من به لحاظ قانونی کار خلافی کرده بودم که باید جریمه می‌شدم ولی حکمی که برای من بریده گرديد، تقریباً همراه اعدام برابری می‌گرداند. همراه این حکم، هومن سزاوار که دیده‌ شده مي باشد  کشتند و حالا من یک هومن سزاوار دیگری هستم که طرفداران گذشته خودم را ندارم و باید همه‌چیز را از نو شروع کنم.

شهریورماه امسال پس از حدود هشت سال ممنوع‌الفعالیت بودن، برای اولین بار در تالار ایوان شمس روی صحنه رفتید. تجربه حضور روی صحنه پس از سال‌ها دوری از موسیقی چطور مي باشد؟

من خیلی منطقی به این کنسرت نگاه کردم چون خوشبختانه خیلی همراه خودم تعارف و رودربایستی ندارم. می‌دانم که یک روزی در یک سطح و جایگاهی بوده‌ام که حالا از آن فاصله‌ دارم. دلیل این فاصله هم این هست که نگذاشته‌اند کارکنم. یک سری از هم‌دوره‌ای‌های من اجازه کار کردن داشتند ولی دیدند که مردم دیگر آن‌ها را نمی‌خواهند، درنتیجه کنار کشیدند و ادامه ندادند ولي دلیل فاصله گرفتن من از جایگاه قبلی‌ام این مي باشد که برای من ممنوعیت ایجاد کرده بودند. به همین خاطر برگشتم چون فکر کردم می‌توانم دوباره مخاطب جمع‌آوری کنم. بااین‌حال، این آگاهی را داشتم که قرار نیست همه بلیت‌های کنسرت من در ۲ دقیقه به عرضه برسد. تالار ایوان شمس که یک سالن کوچک هست و ۴۰۰ صندلی داشته را برای اجرای دو سئانس اجاره کردیم. معمولاً این‌طور هست که از بلیت‌های هر کنسرت، ۱۰۰-۱۲۰ بلیت به مهمان‌ها داده می‌شود که در مورد کنسرت من هم این اتفاق افتاد. ضمن این‌که من حدود ۱۰۰ بلیت را هم به انجمن “امید” دادم چون از قبل هم هم‌چین تصمیمی داشتم و همراه خودم عهد بسته بودم که در اولین کنسرتم این کار را انجام بدهم. خوشبختانه باقی ۵۰۰-۶۰۰ بلیت کنسرت هم عرضه رفت. خیلی خوب و منطقی مي باشد چون فعلاً در توانم در همین حد هست. می‌خواهم همه‌چیز واقعی مي باشد و به دنبال آمارهای جعلی نیستم. نمی‌خواهم خودم را گول بزنم. به من پیام‌های مختلفی می‌دهند و می‌گویند اگر بخواهید می‌توانیم تعداد فالوئرهای صفحه اینستاگرام‌تان را چند برابر کنیم. حتی فیش مبلغی که از خواننده معروف‌های دیگر گرفته‌اند را هم برایم می‌فرستند تا به من ثابت کنند که این کار شدنی هست ولي من همیشه به این‌ها گفته‌ام که به دنبال شو دادن نیستم.

هومن سزاوار

پخش‌تان برای برگزاری کنسرت‌های بعدی‌تان در تهران پايتخت و همین‌طور کنسرت در شهرستان‌ها چیست؟

می‌خواهم کنسرت‌هایم را آرام‌آرام جلو ببرم چون باید منطقی پیش برویم تا سرمایه سرمایه‌گذارم از بین برود. به دنبال شروع کردن یک سری پخش‌های ارگانی هستم و می‌خواهم به یک سری شبستان‌هایی که کشش داشته بروم. برگزاری کنسرت در سالن‌های ۲۰۰-۳۰۰ نفره را افت نمی‌دانم. در این سال‌ها روی صحنه می‌روم ولي می‌خواهم کنسرتم به‌خوبی کنسرت‌های برج میلاد برگزار شود. کنسرتی که من در تالار ایوان شمس برگزار کردم، نه‌تنها سود خاصی به دست آورد، بلکه برایمان ضرر هم داشت چون ضمن پرداخت هزینه‌های مجوز، اماکن، فیلم‌بردار، سالن، نور، صدا و اعضای گروه، فقط ۴۰ میلیون تومان هم هزینه تبلیغات بیلبورد کردیم. من الآن قطعه‌ هیت در بازار موسیقی ندارم و باید کارهای جدید بسازم ولی در کنارش می‌خواهم برگزاری کنسرت را هم به‌صورت موازی پیش ببرم. عجیب‌ترین اتفاقی که در کنسرت تهران پايتخت برایم افتاد، کامنت یک آقای مسن حدوداً ۶۰ ساله مي باشد که نوشته مي باشد:”به خاطر دخترم به این کنسرت آمدم و شمارا نمی‌شناختم ولي از امروز خودم یکی از هوادارهایت هستم. تابه‌حال کنسرت به این خوبی نرفته بودم. هر بار لبخند دخترم را دیدم، خودم هم لذت بردم. از این به بعد هرکجا کنسرت داشته باشی می‌آیم”. این کامنت برایم خیلی ارزشمند مي باشد. امیدوارم که همراه برگزاری کنسرت در شهرستان‌‌های مختلف، مخاطب بیشتری جمع کنم. در این تورهای کوچک به دنبال کسب درآمد نیستم و حتی ممکن هست همراه ضرر سنگینی هم مواجه شوم که این در وهله اول سرمایه‌گذار من متوجه این ضرر می‌شود ولی به‌هرحال این‌یک پخش ۳ ساله هست که باید زحمت کشید تا به نتیجه رسید. سرمایه‌گذاری که پای هم‌چین کاری می‌ماند هنر کرده و این‌کاره بوده هست. از این نظر فکر می‌کنم پخش گذار من کار بزرگی داشته انجام می‌دهد و من از او متشکرم.

حالا که مجوز فعالیت موسیقی گرفته‌ا‌ید، قصد انتشار یک آلبوم جدید ندارید؟

در حال حاضر انتشار آلبوم اشتباه هست. تنها چیزی که می‌تواند خوانندگانی مثل مرا دوباره بالا بیاورد، منتشر کردن یک قطعه “بسیار موفق” هست که آن‌هم تقریباً هر دو سال یک‌بار در موسیقی اتفاق می‌افتد. از سال ۸۳ تا الآن شاید فقط ۱۰ قطعه “بسیار موفق” در موسیقی ایران منتشرشده هست. الآن مرجع رسمی و مشخصی برای پخش موسیقی ندارد. یک سری از وب‌سایت‌ها وجود داشته که مورد تأیید وزارت فرهنگ و ارشاد نیست و هر کس اثرش را به آن وب‌سایت‌ها بدهد، احتمالاً ممنوع‌الفعالیت می‌شود. یک سری وب‌سایت رسمی اخبار و تحلیل موسیقی در داخل کشور هم وجود داشته که فقط مخاطبان حرفه‌ای موسیقی آن‌ها را دنبال می‌کنند و مردم عادی این سایت‌ها را دنبال نمی‌کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد باید یک مرجع رسمی مشخص گرداند تا موزیسین‌های ما سرگردان نباشند. به‌هرحال یک موسیقی که تولید می‌شود، باید از یک مرجع معتبر پخش شود تا به دست مردم برسد. الآن تنها سایتی که مردم آن را دنبال می‌کنند تا ببینند اثر جدیدی پخش‌شده یا نه، سایت “رادیو جوان” هست که این سایت جزو همان سایت‌هایی هست که همکاری همراه آن به ممنوع‌الفعالیت شدن خواننده معروف می‌انجامد.

هومن سزاوار

پیشنهاد و راه‌کار شما برای رفع مشکل مرجع پخش آثار موسیقی چیست؟

خود وزارت ارشاد باید یک ‌وب‌سایت دانلود قانونی موسیقی داشته مي باشد که مخاطب هرروز آن را باز گرداند تا ببینند که اثر جدیدی منتشرشده هست یا نه. اگر این سایت را داشته مي باشد، آن موقع می‌تواند به فلان خواننده معروف بگوید چرا اثرت را به سایت “رادیو جوان” دادی؟ الآن وزارت ارشاد این امکان را فراهم نکرده ولی انتظار داشته خوانندگان ما اثرشان را برای پخش به “رادیو جوان” هم ندهند. به‌هرحال یک موسیقی باید شنیده شود یا نه؟ تلویزیون و وزارت فرهنگ و ارشاد مقصر هستند. شما خودتان یک شبکه مربوط به پخش موزیک ویدئو بسازید و آن موقع ببینید که کسی اثرش را به شبکه‌های خارج از کشور می‌دهد یا نه. وقتی مرجع درست و درمانی برای پخش موسیقی و موزیک ویدئو وجود نداشته مي باشد، همه‌چیز تبدیل به فیک و بازی می‌شود. الآن واقعاً چنین اتفاقی افتاده و یک آشفته‌بازار در موسیقی به وجود آمده هست. هر کس بتواند خودش را در این آشفته‌بازار بیرون بکشد، خیلی هنر کرده هست. امیدوارم یک‌بار دیگر در مجلس بحث قانون کپی‌رایت مطرح شود چون وقتی کپی‌رایت رعایت شود، موسیقی به‌شدت پیشرفت می‌گرداند. فعلاً که اخبار از اتفاق جدیدی نیست و مسئولان ما به این قضیه‌ها بی‌توجه هستند. آینده را نمی‌دانم چه می‌شود.

همراه توجه به مشکلاتی که در مسیر موسیقی وجود داشته، از این‌که در سال ۸۰ شروع به آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی کردید، پشیمان نیستید؟

من مریض موسیقی هستم که هنوز هم دارم فعالیت می‌کنم ولی پیشنهادم به کسانی که مریض این کار نیستند این هست که به سمت موسیقی نیایند چون هیچ تضمینی وجود ندارد که شما در موسیقی موفق شوید و بتوانید زندگی‌تان را از راه موسیقی بچرخانید. من اگر چهار برج بلندقامت هم داشته باشم، بازهم به‌اندازه رسیدن به یک ملوی دل‌نشین و دلنواز شادم نمی‌گرداند. وقتی ببینم آدم‌های دیگر هم همراه من هم حس هستند و موسیقی را گوش می‌کنند، خیلی خوشحال می‌شوم. این بهترین چیزی هست که می‌توان به من داد. همسایه های من فکر می‌کنند من افسرده هستم. همیشه به آن‌ها می‌گویم افسرده نیستم و اگر صدای ساز می‌شنوید، بدانید که این کار من هست. من به عنوان یک موزیسین برای خودم دنیایی دارم که این دنیا از دید یک عده دنیای احمقانه‌ای هست. البته طبیعی هست چون قرار نیست همه آدم‌ها همدیگر را درک کنند. پدر محبت خود بنده برای اولین بار در کنسرت شهریور ماه موسیقی مرا گوش گرداند چون از نظر ایشان من دارم کاری انجام می‌دهم که توجیه عقلانی و اقتصادی ندارد و آینده‌ای در پیش روی آن نیست. من هم نمی‌توانم برای پدرم توضیح بدهم که موسیقی چه دنیایی داشته چون موسیقی از نگاه من قشنگ هست و ایشان آن را دوست ندارد.

از میان قطعات پرطرفداری که در دهه ۸۰ اجرا کردید، یکی دو قطعه مانند “منو ببخش” و “من واسه تو” همراه استقبال بیشتری مواجه شدند. فکر می‌کنید بتوانید موفقیت این قطعات را دوباره تکرار کنید؟

در طول هفت-هشت سالی که قطعه “منو ببخش” منتشر شده، ۳۰۰-۴۰۰ نفر به من گفته‌اند که این قطعه چقدر خوب هست. من به همان اندازه و شاید حتی بیشتر روی بقیه قطعاتم نیز کار کرده‌ام ولی گاهی اوقات یک سری از قطعات خیلی ناخودآگاه هیت می‌شوند و به دل مردم می‌نشینند. همیشه حس می‌کنم تمام آهنگ بسيار زيبا‌هایی که ساخته می‌شود، از قبل در دنیای ما وجود داشته و فقط یک آهنگساز که شاید خدا حس برتری به او داده، این آهنگ بسيار زيبا‌ها را شنیده و به گوش بقیه رسانده هست. یک آهنگساز بعضی وقت‌ها شانس این را داشته که اثری که خلق می‌گرداند، همراه مردم بیشتری هم‌ذات‌پنداری می‌گرداند. این دست خود آهنگساز نیست و آن آهنگساز نمی‌تواند بگوید من یک اثری می‌سازم که از همه قطعاتم بیشتر شنیده شود. قطعه “منو ببخش” یکی از آن شانس‌های من بوده هست. قطعه خیلی ساده‌ای هم هست. یعنی اگر شما ترانه این قطعه را به یک انجمن ترانه ببرید، آن را ترور خواهند گرداند! حق هم دارند چون از لحاظ تکنیکی و فنی هیچی ندارد. ترانه این قطعه را مادرم سروده هست. مادرم اصلاً شاعر نیست و من آن را در دفتر ایشان پیدا کردم و کمی بالا و پایین کردم و یک ملودی روی آن گذاشتم. آهنگ بسيار زيبا و تنظیمش که کار خودم هست هم به لحاظ فنی هیچ تکنیکی ندارد ولی مجموع همه این‌ها یک حس دلنشین را ساخته هست. قابل توجه هست بدانید که این قطعه را در فقط هشت ساعت ساختم، خواندم و تنظیم کردم. یعنی کل پروسه تولید این قطعه هشت ساعت وقت برد، در صورتی که برای خیلی از کارهایم یک ماه وقت گذاشته‌ام ولي هیچوقت آن آثار به اندازه “منو ببخش” در دل مردم ننشسته‌اند. این قطعه را می‌خواستم به عنوان بدهی به یک نفر بدهم که میلاد فرهودی مي گويند این بهترین قطعه‌ای هست که تو ساخته‌ای و دیگر هیچوقت مثل آن را نمی‌سازی. نگذاشت آن را بفروشم و من خودم وارد استودیو شدم و ضبطش کردم. بعد هم پول طلبکار را جور کردم و به او دادم. میلاد فرهودی در آن‌جا خیلی به کمکم آمد. زمانی که شناخته شده شدم، پیام شمس هنوز در ایران مي باشد و گران‌ترین موزیسین کشور محسوب می‌گرديد. همه به من گفتند حالا که کارت گرفته، همراه پیام شمس همکاری کن تا کارهایت حرفه‌ای‌تر شود. من پول زیادی را جمع کردم و به عنوان دستمزد به پیام که دوستم مي باشد دادم و پیام هم دو قطعه موسیقی برایم ساخت که در کنار یک سری دیگر از آثارم در یک آلبوم غیر مجاز اینترنتی منتشر گرديد ولی در نهایت همان قطعات ساده‌ای که خودم ساخته بودم، بیشتر دیده و شنیده گرديد.

هومن سزاوار

مخاطبانتان تا پایان سال منتظر چه آثار و اجراهایی از شما باشند؟

تا پایان سال چند تک آهنگ بسيار زيبا جدید منتشر خواهم گرداند. همچنین ویدئو کلیپ قطعه “دیدی دیوونه” را هم در کنسرت تهران پايتخت ضبط کرده‌ایم و می‌خواهیم به صورت اینترنتی پخشش کنیم. در مورد کنسرت هم می‌خواهم در شهرستان‌ها روی صحنه بروم و فعلاً پخش‌ای برای کنسرت در تهران پايتخت ندارم ولي در این مورد نمی‌توان به قطعیت سخن مي گويند چون ممکن هست یک ماه دیگر یک قطعه‌ای از من منتشر شود و تمام معادلات را بهم بریزد. یعنی من به هوای آن شناخته‌ شوم و دوباره در تهران پايتخت روی صحنه بروم.

لینک مطلب

خواندن در سرزمینم حقم هست / من مریض موسیقی هستم

منبع :www.honaronline.ir
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها :

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز