تنها راه تغییر یافتن یک تصمیم واقعی است.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » فیلم و سریال » برگزیده بهترین اشعار در خصوص حجاب
برگزیده بهترین اشعار در خصوص حجاب

برگزیده بهترین اشعار در خصوص حجاب

دنياي ما هنر:

برگزیده بهترین اشعار در خصوص حجاب

سروده در خصوص حجاب تلاش
شاعر هست برای اینکه ارزش والا و ارجمندی پوشیدگی را نشان دهد. رعایت پوشش صحیح اگرچه
هم بر انسان و هم بر بانو واجب هست؛ منتها به لحاظ جذابیت ویژه زنان،
همواره بر مراعات پوشش کامل از سوی آنان تأکید شده
و شاعران زنان و دختران را خطاب قرار می‌دهند. در ادامه شعرهایی متنوع در خصوص حجاب
بخوانید.

شاهنامه‌ پوشش‌ زنان‌
ایران‌ باستان‌ را در خلاصه داستان‌های مختلف وصف‌ کرده‌ هست‌، از آن جمله؛

وصف گردآفرید
در نبرد کنار سهراب:

زنی
مي باشد بر سان گردی سوار

همیشه
به جنگ اندرون نامدار

کجا
نام او مي باشد گرد آفرید

زمانه
ز مادر مهربان چنین ناورید

بپوشید
درع سواران جنگ

نبود
اندر آن کار جایی درنگ

نهان
نمود گیسو به زیر زره

بزد
بر سر ترک رومی گره

*

شیرین‌ در بارگاه‌ شیرویه‌
می‌گوید
:

چنین
گفته شد شیرین كه ای مهتران

دنياي ما
گشته و كار دیده سران

سه
دیگر كه بالا و رویش مي باشد

به
پوشیدگی نیز مُوَیش مي باشد

بدانگه
من جفت خسرو بُدَم

به
پوشیدگی در دنياي ما نو بُدَم

بگفت
این بگشاد چادر ز روی

همه
روی ماه و همه پشت موی

مرا
از هنر موی بُد در نهان

كه
او را ندیدی كس اندر دنياي ما

نه
كس سوی من پیش از این دیده مي باشد

نه
از مهتران نیز شنیده مي باشد

*

تهمینه‌ در برابر
رستم‌ می‌گوید:

کس‌ از پرده‌ بیرون‌
ندیدی‌ مرا

نه‌ هرگز کس‌ آوا شنیدی‌
مرا

*

سخن
منیژه در خصوص خودش
:

منیژه
منم دخت افراسیاب

برهنه
ندیده تنم آفتاب

فردوسی

پوستر حجاب

سروده
معاصر در خصوص حجاب در قوالب سنتی

رخت
زیبای آسمانی را

خواهرم
کنار غرور بر سر کن

نه
خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت
ارزش هست باور کن

بوی
زهرا و مریم و هاجر

از
پر چادرت سرازیر هست

بشکند
آن قلم که بنویسد
:

دِمُدِه
گشت و دست و پا گیر هست

توی
بال فرشته‌ها انگار

حفظ
وقت عبور می‌آیی

کوری
چشم‌های بی عفت

مثل
یک کوه نور می‌آیی

حفظ
و پوشیده در صدف انگار

ارزش
و شأن خویش می‌دانی

باوقاری
و مثل یک خورشید

پشت
یک ابر تیره می‌مانی

خسته‌ای
از تمام مردم شهر

از
چه رو این قدر تو غم داری؟

نکند
فکر این کنی شاید

چیزی
از دیگران تو کم داری

قدمت
روی شهپر جبریل

هر
زمانی که راه می‌آیی

در
شب چادرت تو می‌تابی

مثل
یک قرص ماه می‌آیی

سمت
جریان آب‌ها رفتن

هنر
هر شناگری مي باشد

تو
ولی باز استقامت کن

پیش
رو جای بهتری مي باشد

پر
بکش سمت اوج می‌دانم

که
خدا کنار تو هست در همه جا

پر
بزن چادرت تو را بال هست

و
بدان می‌برد تو را بالا

در
زمانی که شأن و ارزش جز

به
دماغ و لباس و ماشین نیست

توی
چادر بمان و ثابت کن

ارزش
واقعی بانو این نیست

وحید
مصلحی

~~~~~✦✦✦~~~~~


در خیابان شخصيت آرایش
مکن

از جوانان سلب آسایش
مکن

زلف خود از روسری
بیرون مریز

در مسیر چشم‌ها افسون
مریز

یاد کن از آتش وقت
معاد

جلوه گیسو مده در دست
باد

خواهرم دیگر تو بچه
نیستی

فاش تر گویم عروسک
نیستی

خواهرم، این لباس تنگ
چیست؟

پوشش چسبان و رنگارنگ
چیست؟

خواهرم، اینقدر طنازی
مکن

کنار اصول شرع لجبازی
مکن

خواهرم ای عاشق دین
مبین

یک نظر ازواج پیغمبر
ببین

محمدرضا آقاسی

~~~~~✦✦✦~~~~~


بشنو از چادر که در
توصیف بانو

تار و پودش کنار تو می‌گوید
سخن

تار و پودم را شرافت
تافته

تا شرافت را به عصمت
بافته

در کلاس حفظ تقوی و
شرف

دختران دُرند و چادر
چون صدف

بهترین سرمایه بانو
چادر هست

زانکه بانو را زینت بانو
چادر هست

حفظ چادر در سرای اقتدار

دختران را هست تاج
افتخار

حفظ چادر حفظ دین و
مذهب هست

شیوه زهرا و درس زینب
هست

حفظ چادر حافظ ناموس‌هاست

پاسدار حیله جاسوس‌هاست

حفظ چادر نص قرآن
مجید

قفل جنت را مي باشد تنها
کلید

حفظ چادر چاره‌ساز
کارهاست

حافظ گل از هجوم
خارهاست

حفظ چادر زخم‌ها را مرهم
هست

دست رد بر سینه
نامحرم هست

حفظ چادر التیام
دردهاست

سد محکم در بر نامردهاست

~~~~~✦✦✦~~~~~


خواهرم گو که چرا رنگ
به رنگ آمده‌ای؟

مگر از عفت و آزرم به
تنگ آمده‌ای؟

چه بدی دیدی از آیات
خداوند رحیم

که تو کنار مذهب اسلام
به جنگ آمده‌ای؟

این گناه علنی از تو
مسلمان زشت هست

تو خوش از اینکه به
انظار، قشنگ آمده‌ای؟

عصمت و دین جوانان
همه بر باد دهی

ای که بی چادر و کنار
مانتو تنگ آمده‌ای

به کجا می‌روی از
خیمه زهرا، برگرد

که به راه گنه و فتنه
و ننگ آمده‌ای

دل به دریای هوس‌ها
زده‌ای، غافل از این

طعمه‌ای هستی و در
کام نهنگ آمده‌ای

تو چنان صیدی و صیاد
هوس در پی توست

از چه در معرکه تیر و
خدنگ آمده‌ای؟

صید صیاد شود، کبک
خرامنده مست

از چه در دام خطر مست
و ملنگ آمده‌ای؟

چون که بودست حجابت، سپر
تیر نگاه

پس چرا بی سپر ای
غافل منگ آمده‌ای؟

مي باشد تقوای تو زین
مَهلَکه‌ها، پای گریز

از خطر چون بگریزی تو
که لنگ آمده‌ای؟

تو گلی هستی و گلچین
هوس کرده کمین

شیشه‌ای هستی و در
معرض سنگ آمده‌ای

برد گستاخی شهوت همه
شیرینی دوست داشتن

نوش بودی تو چرا زهر
و شرنگ آمده‌ای؟

رهبرت دوست داشتن و وفا مي باشد
و کنون نفس و هواست

در خطر گاه، چه بی
فکر و درنگ آمده‌ای

جای غفلت نبود، خواهر
من قدر بدان

که در این دار فنا ،
گوش به زنگ آمده‌ای

~~~~~✦✦✦~~~~~


نصیحت گوش دار ای بانو
اگر دارای دانایی

بنای وهم برهم بانو اگر
جویای فتوایی

چو غنچه رو بپوش از
چشم طماع هوسرانان

وگرنه جز صباحی چند
نباشی در فرحزایی

تا که مهتاب زیبا رخ
نپوشد پرده شب را

کجا در صبح پیروزی
ببیند وقت پیدایی

برون از کیسه چون در
نمودند کمینش دزد چادر زد

خیال شوم داشته او از
این توصیف زیبایی

فنای ماهی زیبا همان
آزادی از دریاست

برون از خیمه عفت تو
در زندان کبرایی

ز هر کنجی نواهایی ز
هر فکری سخن‌هایی

اگر بیراهه رفتی تو
گرفتار شررهایی

چو از دروازه عصمت
برون رفتی خطا کردی

صباحی حور و شیدایی
سپس مبغوض و تنهایی

چراغ وقت فردایت حجاب
خوب امروزست

نهایت چادر شب را
سحرگاهی هست مینایی

لباس عصمت و تقواست
نشان حکم کرمنا

میفکن سایه طوبی اگر
هشدار و بینایی

تو رمز خلقتی ای بانو
تو محبوب خداوندی

دل مردان حریم اوست
رها کن این خودآرایی

بدان بی پرده می‌گویم
اگر گوشت خریدار هست

مرو از چادر عصمت اگر
در راه زهرایی

عکس نوشته ای خواهر من همیشه کنار حرمت باش

سروده کوتاه راجع به
حجاب

چادرم بوی دوست داشتن می‌دهد
و می‌وزد عطر گل ز روسری‌ام

ولی هرگز ندیده
نامحرم عشوه نابجا و دلبری‌ام

دل نبرده ز من مد جديد
امروز دلخوشم بر حجاب دیروزم

در مصاف نگاه آلوده شکرلله
همیشه پیروزم

~~~~~✦✦✦~~~~~

صدف زیباست وقتی در
درونش گوهری مي باشد

قشنگ هست چادری وقتی
میانش دختری مي باشد

~~~~~✦✦✦~~~~~

ای خواهر من همیشه کنار حرمت باش

قائل به حیا و عفت و
عصمت باش

از دامن تو انسان به
معراج رود

پس قدر شناس این چنین
فرصت باش

عکس نوشته حجاب از جنس محبت هست

سروده نو در خصوص حجاب

دخترم! کنار تو سخن می‌گویم

گوش کن، کنار تو سخن می‌گویم

زندگی در نگهم
گلزاریست

و تو کنار قامت چون
نیلوفر

شاخه پر گل این
گلزاری

من در اندام تو یک
خرمن گل می‌بینم

گل گیسو گل لب‌ها
گل لبخند شباب

من به چشمان تو گل‌های
فراوان دیدم

گل تقوا

گل عفت

گل صد رنگ امید

گل فردای پيش از اندازه

گل دنیای سپید

می‌خرامی و تو را می‌نگرم

چشم تو آینه روشن
دنیای من هست

تو همان خردنهالی که
چنین بالیدی

راست، چون شاخه سرسبز
و برومند شدی

همچو پر غنچه درختی،
همه لبخند شدی

دیده بگشای و در
اندیشه گلچینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

کس به فردای گل باغ
نمی‌اندیشد

آن‌که گرد همه گل‌ها
به هوس می‌چرخد

بلبل عاشق نیست

بلکه گلچین سیه کرداریست

که سراسیمه دَود در
پی گل‌های لطیف

تا یکی لحظه بچنگ آرد
و ریزد بر خاک

دست او دشمن باغ هست
و نگاهش ناپاک

تو گل شادابی

به ره باد، مرو

غافل از باغ مشو

ای گل صد پر من!

کنار تو در پرده سخن می‌گویم:

گل چو پژمرده شود جای
ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر
شاخ

کس نگیرد ز گل مرده
سراغ

دخترم! کنار تو سخن می‌گویم:

دوست داشتن دیدار تو بر گردن
من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس
درشتی کمیاب

«گردن آویز» بر این زنجیری

تا نگهبان تو باشم ز
«حرامی» هر شب

خواب بر دیده من هست
حرام

بر خود از رنج به
پیچم همه وقت

دیده از خواب بپوشم
همه شام

دخترم، گوهر من!

گوهرم، دختر زن من!

تو که تک گوهر دنیای
منی

دل به لبخند «حرامی»
مسپار

«دزد» را «دوست» مخوان

چشم امید بر ابلیس
مدار

دیو خویان پلیدای که
سلیمان رویند

همه گوهر شکنند

«دیو» کی ارزش گوهر داند؟

نه خردمند مي باشد

آنکه اهریمن را

از سر جهل، سلیمان
خواند

دخترم ای همه هستی من!

تو چراغی، تو چراغ
همه شب‌های منی

به ره باد مرو

تو گلی، دسته گل صد
رنگی

پیش گلچین منشین

تو یکی گوهر تابنده
بی مانندی

خویش را خوار مبین

آری ای دخترکم، ای به
سراپا الماس

از «حرامی» بهراس

قیمت خود مشکن

قدر خود را بشناس

قدر خود را بشناس

مهدی سهیلی

~~~~~✦✦✦~~~~~


نیشخندی زد و گفته شد
:

مگر این معشوقه دلبری
می‌داند؟

مگر این چادری عهد
قجر

عشوه هم می‌فهمد؟

راز صید پسران می‌داند؟

کنار دو جمله بتواند
بکند مست دلی؟

کنار نگاهی همه فرهاد
گرداند؟

همه مجنون بشوند؟

راه رفتن که گرداند منگ
دل هر پسری

هیچ می‌داند او؟

تو بگو اصلا نازی به
صدایش مي باشد؟

چشمک پر هوسی می‌فهمد؟

جلوه تن، رخ زیبا و
ادا ملتفت هست؟

هیچ از لذت خندیدن و
مستی داند؟

تاب گیسو بلد هست؟

من همه زیر لبم
خندیدم

او چه داند تو چگونه
دل ما را بردی؟

او چه داند که بانو و
گوهر هستی چه مي باشد؟

یاد دیدار نخستت بودم

کنار همه سادگی و حجب و
حیا می‌رفتی

نه نگاهت به کسی

نه زدی چشمک و نه
خنده بی جا نه سخن

نه تنت جلوه‌گر و
عشوه کن مردی مي باشد

نه صدایت نازک

به همین سادگی و
زیبایی

دل من را بردی!

نه فقط من که خدا هم
خندید

هر فرشته به تو مبهوت
شده

هر ملک گرد تو می‌چرخید
و

بال‌هایش به تو خوش
آمد گفته شد

ماه بانو، عسل چادری‌ام

ای به قربان حیایت
خانوم

انسان اگر انسان مي باشد

لذت او عفت توست

چلچراغ نفسش چادر
توست

ای به قربان حجابت
بانو

این را خوب بدان:

همه دوست داشتن من از چادر
توست

حال من کنار چادر مشکی
خوش هست

گروه فرهنگ و هنر
jahanehonar.ir

لینک مطلب

برگزیده بهترین اشعار در خصوص حجاب

منبع :setare.com
دنياي ما هنر

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , ,

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز