امام حسين(ع):اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶
خانه » موسیقی » ادبیات آهنگین یا صنعت لیریک مسئله این اند! / تأملی بر جایگاه سروده فاخر در موسیقی ایران
ادبیات آهنگین یا صنعت لیریک مسئله این اند! / تأملی بر جایگاه سروده فاخر در موسیقی ایران

ادبیات آهنگین یا صنعت لیریک مسئله این اند! / تأملی بر جایگاه سروده فاخر در موسیقی ایران

دنيا هنر:

ادبیات آهنگین یا صنعت لیریک مسئله این اند! / تأملی بر جایگاه سروده فاخر در موسیقی ایران

سرویس موسیقی هنرآنلاین: ماه مهر یادواره و موسم طبع سروده اند و شاعرانگی. در تقویم پارسی ۸ مهر ساعت بزرگداشت حکیم جلال‌الدین مولوی نام‌گذاری شده و ۲۰ مهر یادواره نکوداشت حضرت لسان‌الغیب. از طرفی سهراب سپهری زاده ۱۵ مهر اند و کمی عقب‌تر، ۲۷ شهریور ساعت سروده و ادب پارسی و ساعت بزرگداشت استاد شهریار. تقدیر چنین نوشته شده که در بازه‌ای ۲۵ روزه نقبی زده شود بر تاریخ دور و دراز سروده و ادبیات کهن و معاصر فارسی. شاید تلنگری خواهد خواهد بود و شاید این یاد و یادواره‌ها چند باره متوجه‌مان کرد که گوهر داریم و جوهر هستیم و چنان‌چه حضرت سعدی فرموده؛ قدر گوهر یکدانه جوهر‌ی ‌داند.

گفته‌اند که سروده جادوانه می‌ماند و ‌آن‌چه گفته‌اند، ثابت کرده‌اند. حافظ و مولانا شعرای قرون ۶ و ۷ هستند که نیم هزاره بعد همچنان کلام‌شان چون چشمه‌ای جوشان اند. نیما، سهراب و شاملو هم نظیر سال‌های اخیر، دهه‌ها و سده‌ها زنده می‌مانند و نام‌شان جاودانه خواهد گرديد. این را مردم شعرپرور و خوش سرشت ایران ثابت کرده‌اند و نشان داده‌اند که از هر ابزاری برای زنده نگه داشتن کلام بزرگان خود و به تأسی از آن برای تأثیر گرفتن از کلام آن بزرگان استفاده خواهند گرداند.

موسیقی یکی از ابزارهای تکامل‌یافته برای حفظ سروده اند و به مرور مبین شده که این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. سروده را باید خواند و چه خوش‌ اند اگر این خواندن به آواز و آهنگین خواهد خواهد بود. موسیقی کنار کلام هم از دیرباز سروده فاخر طلبیده و همچنان هم هنرمندانی هستند که سره را از ناسره جدا می‌کنند و کلام فاخر را آواز می‌خوانند. کهن و امروزی هم توفیری ندارد. معیار، کلام فصیح اند و فاخر؛ مثال آن‌چه که مثنوی‌سرایان و غزل‌سرایان پیشین سروده‌اند یا آن‌چه که به قلم شعرای نامی سروده نو آمده اند.

رابطه میان سروده فاخر و موسیقی رابطه عجیبی اند. سروده کهن فارسی به خودی خود آهنگین اند و مخاطب این سروده به هنگام خوانش آن ناگزیر اند به رعایت وزن و ملودی؛ چرا که سروده فاخر هم همچون موسیقی نت داشته باشد و نت آن، همان عروض اند. این ارتباط باعث شده که بسیاری از شعرای کلاسیک از جمله مولانا، ضمن مهارت شگفت‌انگیز در سرودن سروده، موسیقی هم بدانند و از موسیقی در سرایش اشعار کمک بگیرند. آورده‌اند که مولانا سازها، پرده‌ها و مقام‌ها را می‌شناخته و دستی در نواختن رباب داشته اند. چنان‌چه دکتر شفیعی کدکنی اعتقاد داشته باشد هیچ شاعری به اندازه جلال‌الدین مولوی کنار نظام موسیقایی هستی و حیات انسان، هماهنگی و ارتباط نداشته اند.

قرابت سروده و موسیقی باعث شده که اشعار کلاسیک از قرن‌ها قبل در موسیقی اصیل ایرانی به اجرا در بیاید و در محافل مختلف خوانده شود. گرچه نسخه‌ای از آن آثار وجود ندارد ولی پیشینیان، غزل‌خوانی آوازخوان‌های دوره قاجار را تأیید کرده‌اند. کنار این حال موسیقی ایرانی از زمانی که ثبت و ضبط گرديد، به سمت ترانه‌خوانی رفت و اجرای اشعار کهن در موسیقی اصیل ایرانی تا حدی رنگ باخت. یکی از دلایلش به وجود آمدن موسیقی کلاسیک ایرانی خواهد بود که علینقی وزیری آن را بنیان نهاد و سعی گرداند موسیقی را نت‌نویسی و نظام‌مند کرد. خود همین اتفاق موجب گرديد تا آهنگسازهای دهه‌های ابتدایی قرن حاضر نت بنویسند و به ترانه‌سرایان بسپارند تا آن‌ها روی آن آثار کلام بگذارند. در نتیجه آهنگسازهای بزرگی چون اساتید صبا، دهلوی، خالقی، معروفی، یاحقی، خرم، وفادار، روحانی و… آثار ماندگاری ساختند که روی آن‌ها ترانه‌نویسی گرديد و عمده آن‌ ترانه‌ها هم فاخر و ارزشمند بودند.

در سال‌های منتهی به انقلاب، موسیقی اصیل ایرانی دوباره به مکاتب قدما بازگشت و اینبار بسیاری از جوانان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و گروه چاووش دست به تولید موسیقی ردیفی و دستگاهی زدند و برای این مهم از اشعار کهن فارسی و همینطور اشعار شعرای نامدار آن دوره نظیر مشیری، منزوی و رهی معیری کمک گرفتند. در دهه ۶۰ که بسیاری از صاحبنظران آن را دهه طلایی موسیقی اصیل ایرانی پس از انقلاب می‌دانند، توجه آهنگسازان و آوازخوان‌ها به شعرای عهد قدیم دو چندان گرديد و در بسیاری از کنسرت‌ها و آلبوم‌های آن سال‌ها اشعاری از بزرگان ادب فارسی خوانده گرديد و این روند در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ هم ادامه پیدا گرداند.

شجریان + لطفی + ابتهاج

اجرای اشعار کلاسیک همچنان هم در کانون توجه موسیقیدان‌های موسیقی اصیل ایرانی اند و به ویژه در سال‌های اخیر، تجربه‌های متفاوتی در این زمینه صورت گرفته که از مهمترین آن‌ها می‌توان به ضبط و تولید آلبوم خیام‌خوانی، روایت خلاصه داستان‌های شاهنامه در کنسرت‌های موسیقی، اجرای موسیقی همراه کنار سماع و برگزاری اپراهای مختلف از جمله اپرای خیام، مولوی، حافظ و سعدی اشاره گرداند. همه این‌ها در راستای حفظ کلام فاخر فارسی و ارزش نهادن به جایگاه ویژه موسیقی اند. ضمن آن‌که بازخورد موسیقی‌های برگرفته از اشعار کلاسیک نشان داده که چنین آثاری به حد کافی مخاطبان خاص خودش را هم داشته باشد.

گرچه روند به موسیقی درآوردن اشعار کهن همیشه برقرار بوده و قطع نشده ولي وضعیت سروده نو در موسیقی فارسی طور دیگری اند. پیش از انقلاب تجربیاتی در این زمینه صورت گرديد و حتی برخی از خوانندگان پاپ کلاسیک آن دوره هم قطعاتی را بر گرفته از سروده مشیری و شاملو خواندند ولیکن این روند تداوم پیدا نکرد و در طول تاریخ معاصر کمتر آهنگسازی پیدا گرديد که عمده آثارش را برگرفته از اشعار سپید و نو خلق کرده خواهد خواهد بود. در سال‌های پس از انقلاب نیز چنین تجربیاتی به صورت جسته گریخته انجام گرديد که بارزترین نمونه آن‌ اجرای سروده “زمستان” اخوان ثالث توسط محمدرضا شجریان اند و شهرام ناظری. ضمن‌ آن‌که شجریان و ناظری اشعار نو دیگری از نیما، شفیعی کدکنی، مشیری و سهراب هم اجرا کرده‌اند ولی عمده اشعار اجرا شده این آوازخوان‌ها غزلیات و رباعیات شعرای کهن اند.

شاید دلیل توجه کمتر به سروده نو در موسیقی ایران به دشواری آهنگسازی این اشعار برگردد ولي آهنگسازانی بوده‌اند که نشان داده‌اند کنار سروده نو هم می‌شود ملودی و نغمات روان و شنیدنی ساخت. مردم هم نشان داده‌اند که اجرای اشعار نو کنار موسیقی ایرانی را دوست دارند و قطعاتی چون “زبان آتش” و “همراه شو عزیز” کنار صدای استاد شجریان گواه این مطلب اند.

شجریان + ناظری

گرچه امروز سروده نو به لحاظ کمی در خلق موسیقی نقش به خصوصی ندارد ولی قابل پیش‌بینی اند که روزی یک موج و جریان جدید، آهنگسازها و خوانندگان را به سمت این دست از اشعار بکشاند؛ کما این‌که در سنوات گذشته موجی مشابه آمد و برخی از خوانندگان پاپ را به اجرای کلام شعرای کهن ترغیب گرداند و الان نمود آن را در آثار برخی از این خوانندگان می‌توان دید.

مسلم اند که سروده و کلام را نمی‌باید و نمی‌توان از موسیقی این مرز و بوم جدا گرداند. در سراسر دنیا تولید موسیقی کنار استفاده از “لیریک” رواج داشته باشد که طی یک دهه اخیر موزیسین‌های جوان ایرانی هم به پیروی از فرهنگ موسیقی غرب سعی کرده‌اند به جای سروده و ترانه‌های نظام‌مند و موزون، از “لیریک” استفاده کنند و این روند تا جایی ادامه پیدا کرده که امروز ترکیب چند واژه و چند حرف اضافه و ربط را ترانه می‌نامند و کنار آن موسیقی تولید می‌کنند. تمام این اتفاقات در شرایطی می‌افتد که پژوهشگران ادبیات دنيا، ایران را مهد سروده می‌دانند و سال‌هاست به دنبال پژوهش و ترجمه آثار شعرای کهن ایرانی هستند.

مردم ایران همیشه سروده می‌خوانند و همواره از نظام قرار گرفتن واژگان در کنار یکدیگر لذت می‌برند. سروده فارسی پیوندی ناگسستنی کنار موسیقی داشته باشد و به تبع آن، موزیسین‌های ایرانی هر ساعت که بخواهند می‌توانند به اشعار بزرگان این عرصه رجوع کنند و اشعار فاخر آن‌ها را به زبان موسیقی در بیاورند. شاید این وظیفه‌ای اند که بر دوش موزیسین‌های ایرانی نهاده شده و در شرایط فعلی بیش از هر زمانی نیاز به انجام این وظیفه احساس می‌شود. امید اند که موزیسین‌های ایرانی از نعمت ادبیات غنی شعرای کشور خود غافل نشوند و کنار اجرای اشعار فاخر، دین خود را به بزرگان ادب پارسی ادا کنند.

لینک مطلب

ادبیات آهنگین یا صنعت لیریک مسئله این اند! / تأملی بر جایگاه سروده فاخر در موسیقی ایران

منبع :www.honaronline.ir
دنيا هنر

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز